شما اینجا هستید: خانهاقتصادشرایطِ امروز ایران، مردانِ بزرگ می‌خواهد!

شرایطِ امروز ایران، مردانِ بزرگ می‌خواهد!

چهارشنبه, 20 تیر 1397 ساعت 12:17 شناسه خبر: 3680 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

دکترمصطفا شکری/ سیمره: امروزهِ دیگر در یک بحرانِ صرفاً اقتصادی قرار نداریم. بحرانیِ که از اقتصاد شروع شده بود، در حال درنوردیدن وجوه اجتماعی و سیاسی کشور است. واقعیت این است که ما در چنین شرایطی به آدم‌هایِ بزرگ نیاز داریم. چرا که چالش‌هایِ بزرگ، مردانِ بزرگ می‌خواهد!



1- مسلماً مهم‌ترین مشکل امروز ایران، بحرانِ عدمِ اعتماد بین مردم و مسئولان است. اما در کنار این عدمِ اعتماد، می‌توان گفت که یکی دیگر از مهم‌ترین مشکلاتِ کشور، عدمِ اعتماد به علمِ اقتصاد است. یک اشتباه رایج این است که علمِ اقتصاد برای کشور قاعده‌مندی چون سوئد و بلژیک است، اما واقعیت این است که علمِ اقتصاد قاعده‌مند‌کننده کشورهایی بوده که امروز توسعه یافته‌اند. کشورهای چون ژاپن، کره جنوبی، آفریقای جنوبی، فلاند، هلند، آمریکا و کانادا ... همه و همه از قواعد علمِ اقتصاد بهره برده‌اند که اکنون به این جایگاه‌ها رسیده‌اند. بنابراین وقتِ آن رسیده است که سیاستمداران و مسئولان ارشد نظام به قاعده و قانون علمِ اقتصاد اعتماد کنند و راه را برای اصلاحاتِ عمیقِ اقتصادی باز کنند.


2- لزوماً نباید نگران باشیم که اگر درآمد نفت پایین آمد و تحریم شدیم، محکوم به شکستیم. اتفاقاً وقتی درآمدها پایین می‌آید سیاستمداران بیش‌تر به دنبال راه‌حل‌های اصلاحی می‌روند و امکان انجام اصلاحات بیش‌تر می‌شود. وقتی دولت پول زیادی برای خرج کردن نداشته باشد، تلاش می‌کند هزینه‌ها را کاهش دهد، دولت را چابک‌تر کند و به راه‌حل‌های جدید برای حل مشکلات بیندیشد. این فرصت خود مغتنم است اما این‌که دولت چابک‌تر شود و به اصلاحاتِ عمیق روی آورد، نیازمند مردانِ بزرگ است!

3- نباید فراموش کنیم که فقط در سایه سیاست‌گذاری‌های صحیح اقتصادی است که رانت، فساد، اختلاس و قاچاق برچیده می‌شود؛ بیکاری کاهش می‌یابد و در بلندمدت ثروت جامعه افزايش مي یابد. اما قبل از آن باید بپذیریم که تا وقتی بسیاری از مسئولیت‌هایِ ارشدِ سیستم صرفاً بین افراد خاصی، جابه‌جا می‌شود و این افراد به گونه‌ای مادام العمر محسوب می‌شوند، راه مبارزه واقعی با فساد و اصلاحاتِ عمیقِ اقتصادی بسته است. باید بپذیریم که «کارآمدی» سیستم در سایه‌ی افرادِ کاردان به دست می‌آید و اگر اکنون با «بحرانِ کارآمدی» مواجه شده‌ایم، نشان می‌دهد که تاکنون از افراد کاردان استفاده نکرده‌ایم یا دست‌کم نتوانسته‌ایم از ظرفیت آنان به خوبی بهره ببریم. باید بپذیریم که دیگر اشتباه گذشته را تکرار نکنیم و افراد لایق و کاردان را به بهانه‌های «منتقد بودن» و «عدم هم‌سویی» کنار نزنیم. شرایط امروز ایران، به مردانِ بزرگ نیاز دارد، بنابراین نباید دایره را تنگ کنیم و باید راه را برای همه‌ی اندیشه‌هایی که دل در گرو توسعه و ترقی این مرز و بوم دارند، باز کنیم.

4- با مرور تحولات تاریخی کشور از یک‌سو و بررسی عواملِ اساسیِ توسعه‌ی اقتصادی کشورها از سوی دیگر، می‌بینیم که  یکی از مهم‌ترین مشکلات اقتصاد ایران طی 40 سال اخیر، عدم وجود شفافیتِ اطلاعات و در نتیجه شکل‌گیری «فساد»، «رانت» و «رانت‌خواری» ویرانگر است. با وجود رانتِ گسترده لطمات جبران‌ناپذیری بر پیکره‌ی کشور در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وارد شده است. تشدید شکاف فقیر و غنی، رشد مهاجرت نخبگان، ترویج فساد اداری گسترده، تخصیص نامناسب منابع، رشد دلالی و سوداگری، کاهش پاسخ‌گویی، افتِ سرمایه اجتماعی و بحرانِ بی‌اعتمادی ... همه و همه از پیامدهایِ مهمِ عدمِ وجودِ شفافیت اقتصادی در ایران است که در نهایت موجب شده‌است وضعیت کشور بهتر از شرایط امروز نباشد. این «شفافیت»، امروز بیش از هر زمانِ دیگری برای تمامِ قوا و مسئولانِ ارشدِ سیستم احساس می‌شود.

5- اکنون باید فرصت را غنیمت شمرد و سریعاً به اصلاحاتِ اقتصادی روی آورد. چرا که ممکن است فردا دیر باشد و در گذر زمان، این فرصت از دست برود و شیرازه‌ی امور به‌طور کامل از هم بپاشد. تجربه تمامِ دنیا نشان داده است که «نظام چندنرخی» برای هر کالایی، پر از فساد و ناکارآمدی است. بنابراین چه لزومی دارد مهم‌ترین ذخیر‌ه‌ی استراتژیک بانک مرکزی ایران، به صورت چند نرخی ارائه شود؟! این‌که شرایط «بحرانی» است، «مصلحت» اقتضا می‌کند و... تماماً توجیهاتی برای باز کردن گلوگاه‌های فساد است! تجربه تمامِ دنیا نشان داده است که افزایشِ حجمِ دولت، صرفاً ناکارآمدی را به جامعه و اقتصاد تزریق می‌کند! بنابراین چه لزومی دارد که دائماً بر حجم دولت در ایران افزوده می‌شود؟! چرا سیاست‌مداران به جای افزایشِ حجمِ دولت و تراکم کارمندان، به فکر چابک‌تر کردن آن نیستند؟! بد نیست بدانیم که کشور ژاپن با حدود 200 میلون نفر جمعیت، صرفاً حدود یک میلیون نفر کارمند رسمی دولت دارد اما ایرانِ 80  میلیون نفری، حدود دو و نیم میلیون نفر حقوق‌بگیر دولت دارد! تجربه تمامِ دنیا نشان داده است که رشد نقدینگی نتیجه‌ای جز تورم و رشد عمومی قیمت‌ها ندارد. بنابراین چه لزومی دارد که دائماً و به انحای متفاوت، نقدینگی در اقتصادِ ایران توزیع می‌شود؟! مگر نه این است که پرداخت نقدی 45500 تومانیِ یارانه با هدف اجرای عدالت و کمک به طبقات فرودست جامعه آغاز شد. پس چرا هم‌اکنون پرداختِ همگانی و یک‌سان یارانه برای تمامِ افرادِ جامعه با زاویه گرفتن از اهدافِ اصلی خود، نتیجه‌ای جز کسریِ بودجهِ شدید دولت نداشته است؟! در تمام دنیا وظیفه‌ی بانک صرفاً بانکداری و واسطه‌گری پولی بین سپرده‌گذار و سرمایه‌گذار است. پس به چه دلیل بانک‌هایِ ایران اعم از خصوصی و دولتی، به جای انجام وظیفه‌ی ذاتی خود، اکثراً به بنگاه داری و سوداگری و دلالی‌های کاذب روی آوره‌اند؟
6-  فرصت کم است و شرایط بحرانی. این اصلاحات از نانِ شب برای اقتصادِ ایران واجب‌تر است. باید منتظر ماند و دید که مسئولان در این بزنگاه تاریخی چه می‌کنند؟

*چاپ شده در سیمره 457(19تیرماه 97)

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  عباس عباس جمعه, 22 تیر 1397 ساعت 00:40

    درود بر دکتر شکری
    خوب بود آینده ت روشن و منور باد دکتر

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004