چاپ کردن این صفحه

سیستم آموزشی ناکارآمد ایران مطلب ویژه

دوشنبه, 29 مهر 1398 ساعت 08:58 شناسه خبر: 4665 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
دکترمصطفا شکری دکترمصطفا شکری سیمره

*دکترمصطفا شکری/ سیمره: به‌رغم تلاش‌های مثبتی که در طول سالیان گذشته در عرصه‌ي تعلیم و تربیت صورت گرفته است اما دلایل متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد سیستم آموزشی ایران ناکارآمد است و با صرف هزینه‌های سنگین و پِرتی منابع، خروجی قابل قبولی نیز ارائه نمی‌کند! منظور از خروجی، پرورش شهروندانی شاداب، پویا و بامهارت‌های اجتماعی و شغلی است که متأسفانه نظام آموزش و پرورش ایران نتوانسته است این وظیفه را به خوبی انجام دهد.

 

به نظر می‌رسد که مهم‌ترین مشکلات نظام تعلیم و تربیت ایران به شرح زیر است:

1- آموزش و پرورش در ایران بیش‌تر به جنبه‌ی نظری می‌پردازد و هنوز نتوانسته است در جنبه فنی و حرفه‌ای و کار و دانش جایگاه خود را پیدا کند. بنابراین از این منظر آموزش و پرورش بیش‌تر مصرفی است و هنوز نتوانسته است پس از اخذ مدرک دیپلم، نیروی کاری را به جامعه تحویل دهد.

2- در نظام آموزش و پرورش جهانی به طور متوسط هر دانش‌آموز پایه اول ابتدایی تا سال سوم دبیرستان، حدود 8  هزار ساعت از سال را در کلاس درس می‌گذراند، اما در ایران دانش‌آموزان طی این دوره، حدود 12 هزار ساعت درس می‌خوانند. یعنی4000 ساعت اضافی. طبیعتاً این ساعت‌های اضافی بودجه آموزش و پرورش را می‌بلعد و آثار یادگیری را تضعیف می‌کند.

3- در نظام آموزشی ایران کادر اداری و ستادی بسیار متورم شده  و کارآیی خود را از دست داده است. طبیعتاً می‌توان با کاهش حجم نیروی اداری و افزودن این نیروها به قسمت آموزشی (صف)، هم از صرف هزینه‌‌های بیش‌تر جلوگیری کرد و هم قسمتی از کمبود معلم را جبران کرد.

4- عدم برنامه‌ریزی علمی وآینده نگرانه در زمینه‌ي تأمین و ساماندهی نیروی انسانی از دیگر مشکلات مزمن نظام آموزش و پرورش ایران است. نظام آموزش و پرورش ایران از تورم نیروها در برخی مناطق و کمبود شدید نیرو در برخی مناطق دیگر رنج می‌برد. این مشکل نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی متمرکزی در زمینه‌ي تامین نیرو در طول سالیان گذشته صورت نگرفته است.

5- به تعبیر آقای سیدجواد حسینی سرپرست قبلی وزارت آموزش و پرورش، مدیریت چندلایه عامل 80 درصد اتلاف منابع است.  لذا در آموزش ‌و پرورش فاصله صف و ستاد باید کاهش و لایه‌های میانی کم شود و از مهم‌ترین دلایلی که  آموزش‌ و پرورش گران اداره می‌شود، وجود همین مدیریت چندلایه در آن است.

6- آموزش و پرورش به غیر از بودجه‌ی سالیانه دولت، هیچ‌گونه منبع مالی و درآمدی دیگری ندارد. این در حالی است که آموزش و پرورش با توجه به گستردگی شبکه‌ای که دارد می‌تواند یک لشکر اقتصادی پویا باشد. باید پذیرفت که هیچ وزارتخانه‌ای به اندازه‌ی آموزش و پرورش «امکانات» ندارد. انبوهی از ظرفیت‌ها در آموزش و پرورش داریم که از این ظرفیت‌ها استفاده نشده است. در طول چند سال اخیر چند ماده از قانون بودجه سالانه به آزادسازی این ظرفیت‌ها اشاره دارد اما هنوز در مراحل ابتدایی و اولیه قرار دارد.

7- شاید یکی از  مهم‌ترین دلایل ناکارآمدی نظام آموزش و پرورش ایران دولتی بودن آن است. دولتی بودن به این منزله که دولت در آموزش و پرورش هم خود را «مجری» می‌داند و هم «ناظر». طبیعتاً ناظری که خود مجری نیز هست نمی‌تواند آن‌گونه که باید، بر فعالیت‌های خود نظارت کند.

8- حدود 11 درصد مدارس کشورمان در بخش غیردولتی فعال هستند. با وجود مدارس بسیار خوب و موفق در این بخش، اما بعضاً مشاهده می‌شود که برخی از مدارس غیردولتی کیفیت لازم را ندارند و اهداف نظام آموزش و پرورش را محقق نمی‌کنند.  واقعیت این است که مدارس با این رویکرد در هیچ کشوری به دست بخش خصوصی سپرده نمی‌شود، اما دولت‌ها نباید از نقش نظارتی خود غفلت بورزند.

9- ناگفته پیداست که مدارس غیردولتی گامی در جهت عدالت آموزشی است. بخشی از مردم می‌توانند هزینه مدرسه فرزندانشان را پرداخت کنند، اگر ما بتوانیم این مدارس را گسترش دهیم، می‌توان قسمتی از اعتبارات را ذخیره‌سازی کرد تا صرف مدارسی شود که خانواده‌ها نمی‌توانند هزینه‌ای برای تحصیل فرزندان‌شان پرداخت کنند. اما گسترش این مدارس باید طبق یک برنامه‌ریزی منسجم و هدفمند صورت بگیرد و علاوه بر آن نظارت مستمر و همه جانبه وزارت آموزش و پرورش بر این‌گونه مدارس لازم است تا این مدارس صرفاً به بنگاه درآمدزایی تبدیل نشوند.

 

**چاپ شده در سیمره‌ی 510 (1398/07/24)