شما اینجا هستید: خانهجامعهبیچاره اکسیژن!! نگاهی به باغ ملی گیاه شناسی زاگرس خرم‌آباد

بیچاره اکسیژن!! نگاهی به باغ ملی گیاه شناسی زاگرس خرم‌آباد مطلب ویژه

جمعه, 09 تیر 1396 ساعت 20:13 شناسه خبر: 2716 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

نـادر آزادبخت- لطیف آزادبخت: در فصل پایانی سال 1395 به همت دولت تدبیر و امید و با تلاش مستمر عالی‌ترین نهادهای تصمیم‌گیری در وزارت جهاد کشاورزی و سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی کشور بالاخره «باغ ملی گیاه‌شناسی زاگرس خرم‎آباد» تأسیس شد، و امید به اصلاح و نوسازی و عمران و آبادانی این سرمایه‌ی ملی به تدبیر راه‌گشای دولت تدبیر و امید احیا گردید. به دنبال این رخداد تاریخی که خبر مژده بخش آن زینت بخش ده‌ها خبرگزاری و رسانه‌ی مکتوب و مجازی استان و کشور شد، مسئولان مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی استان لرستان آستین همت بالا زدند و به شکرانه‌ی این نعمت، از فردای همان روز تلاش‌های مؤثر و ماندگار خود را بر روی اصلاح و نوسازی و ترمیم زیرساخت‌ها و سامان‌دهی امور این باغ و بازگرداندن آن به عرصه‌ی تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی لرستان آغاز کردند. بالاخره امید بر تردید و یأس چیره شد و کسانی که دل در گرو آبادانی ایران عزیز و لرستانِ سربلند و زیبا دارند، با تأسیس رسمی این باغ ملی، نفس راحتی کشیدند و با این تدبیر صائب و تاریخی، سایه‌های تهدید و تردید و یأس و نومیدی از فراز این سرمایه‌ی ملی برچیده شد.

 چنین باغی آن هم با این موقعیت و سابقه و تنوع گیاهی اگر در شهرها و استان‌های برخوردار قرار گرفته بود، تا کنون نه فقط به عنوان یک مرکز علمی و تحقیقاتی مورد پشتیبانی مستمر دستگاه‌های ذی‌ربط قرار گرفته بود، بلکه به خاطر برخورداری از یک تاریخچه‌‌ی حدوداً 90 ساله یک میراث تاریخی کم‌نظیر استان به شمار می‌آمد، و به منزله‌ی یکی از گران‌بهاترین جاذبه‌های محیط‌زیستی و یکی از ریه‌های تنفس این شهر ساخته شده از سیمان و آهن مورد حمایت همه جانبه قرار میگرفت. در وضعیتی که تنوع زیستی جنگل‌ها و منابع طبیعی ناحیه‌ی زاگرس میانی به خاطر چالش‌های زیست‌محیطی سالیان اخیر در معرض تهدید جدی قرار گرفته و در چند سال اخیر برخی از گونه‌های نادر و منحصر به فرد آن به طورکلی از عرصه‌ی بقا محو شده است، باغ ملی گیاه‌شناسی زاگرس خرم‌آباد فرصتی بی‌نظیر است که با محوریت آن می‌توان به شکل مؤثر و هدفمند به مقابله با این چالش‌ها برخاسته و با ایجاد محیطی قابل کنترل و سازمان یافته برای توسعه‌ی تحقیق و پژوهش و تمرکز بر اکوسیستم زاگرس مرکزی، شرایط را برای محافظت از این ذخایر ژنتیکی دگرگون کند. اگر این باغ در استان دیگری بود، به عنوان مرکزی برای توسعه‌ی آگروتوریسم (گردشگری کشاورزی)، ترمیم و نوسازی پوشش گیاهی، پایگاهی دانش‌بنیان به منظور اجتماعی کردن و نهادینه شدن پژوهش و آموزش کشاورزی و استفاده‌ی هدفمند و مؤثر از تشکل‌های اجتماعی حامی طبیعت و محیط‌زیست و در یک کلام مرکزی پویا برای هدایت راه‌بردی مدیریت بحران‌های محیط‌زیستی مورد استقبال و حمایت دستگاه‌های اجرایی قرار می گرفت.

با وجود این چالش‌های محیط‌زیستی و قرار داشتن منطقه‌ی ما بر روی کمربند تهدید و به هم پیوستن تدریجی حلقه‌های زنجیره‌ی مرگ اکوسیستم (کم‌بارانی، فرونشست سطح آب‌های زیرزمینی، خشک شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، پدیده‌ی ریزگردها، مرگ و میر درختان بلوط ناحیه‌ی زاگرس، از بین رفتن ذخایر ژنتیکی، آتش‌سوزی جنگل‌ها، تغییر کاربری مراتع و منابع طبیعی و ...)، آیا نباید رگ غیرت مردم و مسئولان ما بجنبد که باید هرچه سریع‌تر و قبل از ورود به وضعیت غیرقابل بازگشت، کاری کرد؟ آیا رشد کور و بی‌منطق یک یا چند بخش به قیمت تضعیف بخش‌های دیگر توسعه محسوب می‌شود؟ توسعه اگر سازمند و متوازن و سیستمی و همه‌جانبه پیش نرود، چه بسا نتیجه‌ی معکوس بدهد و آثار و عوارض ناخواسته‌ی آن به رکود و عقب‌افتادگی یک منطقه منجر شود. به گفته‌ی معاون حقوقی و توسعه‌ی مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست «نبودِ نگاه سیستمی در مدیریت کشور و (فقدان) ارزیابی استراتژیک در اجرای پروژه‌های توسعه‌ای عامل اصلی بسیاری از بحران‌های محیط زیستی کشور است.»[1] در چنین وضعیتی آیا نباید از خود بپرسیم بازگشت به عقب و تعلل و کارشکنی در روند برنامه‌های تحقیقاتی، پژوهشی و آموزشی این باغ ملی چه معنایی دارد؟ به‌راستی چه مصلحتی می‌تواند از اولویت نخست توسعه که برخورداری از محیط‌زیست سالم است، مهم‌تر باشد؟ جامعه‌ای که از حیات و پویایی و سرزندگی و نشاط طبیعی برخوردار نباشد، چگونه می‌تواند به توسعه و عمران و آبادانی دل خوش کند؟

واقعیت آن است که دستگاه‌های اداری دولت در استان لرستان حداقل در رابطه با باغ ملی گیاه‌شناسی خرم‌آباد گویی با برنامه‌ها و اهداف و راه‌بردهای فرابخشی دولت تدبیر و امید در زمینه‌ی تثبیت و تأسیس این سرمایه‌ی ملی هم‌نوا نیستند. در طول 4 ماهی که از تأسیس این مرکز علمی و پژوهشی و نام‌گذاری و الحاق قطعی آن به منابع و سرمایه‌های ملی استان لرستان گذشته است، نه فقط هیچ حمایتی از سوی ادارات، نهادها و سازمان‌های محلی دولت تدبیر و امید از این باغ ملی به عمل نیامده، بلکه گویی حتا برخی از نهادهای اداری و خدماتی دولت در استان لرستان هنوز اهمیت و جایگاه و اولویت بی‌چون و چرای این اثر ملی را در نیافته‌اند. حق آن بود که بعد از ثبت این باغ تاریخی و نام‌گذاری آن به عنوان یک اثر ملی، تمام دستگاه‌های اجرایی استان به شکرانه‌ی این هدیه‌ی تاریخی دولت تدبیر و امید به یاری مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آمده و شرایط و بسترهای توسعه‌ی این باغ ملی را فراهم می‌کردند، اما باعث شگفتی است که نه فقط چنین حمایتی از سوی دل‌سوزان توسعه و برخی از دستگاه‌های ذی‌ربط، از این سرمایه‌ی استراتژیک استان لرستان و شهر خرم‌آباد دیده نمی‌شود بلکه حتا هنوز هم برخی از اجزای محلی دولت به روند مخالفت و مقاومت در برابر این تصمیم تاریخی ادامه می‌دهند.

ممکن است پرسیده شود که آیا مگر ممکن است کسی با تأسیس و ثبت یک باغ ملی، آن هم در شهری که مثل اکسیژن برای بقا به آن نیازمند است، مخالف باشد؟ پاسخ متأسفانه مثبت است و لااقل در مورد باغ ملی گیاه‌شناسی خرم‌آباد وضع به همین منوال است. بگذارید ببینیم موضوع چیست و کسانی که از هیچ فرصتی برای بی‌اثر کردن تصمیمات عالیترین سطوح مدیریتی وزارت کشاورزیِ دولت تدبیر و امید در خصوص این باغ ملی فروگذار نمی‌کنند، در این زمینه چه ادله و براهینی برای مخالفت و مقاومت خود دارند؟ براساس شنیده‌ها و اخبار تأیید نشده، یکی از پیشنهادهای عجیبی که در این رابطه از سوی مخالفان تأسیس باغ ملی گیاه‌شناسی خرم‌آباد مطرح شده، قربانی کردن این سرمایه‌ی ملی و این میراث معنوی و تاریخی و این جاذبه‌ی فرهنگی و سیاحتی و این فرصت بی‌نظیر پژوهشی و آموزشی در جشن آزادسازی محوطه‌ی تاریخی قلعه‌ی فلک‌‎الافلاک است!! شگفتا و حیرتا که گاه از روی اضطرار چه چیزها که به ذهن بشر خطور نمیکند!! این به آن می‌ماند که ما بخواهیم برای بهبودی یک عضو از بدن عضو سالم دیگری را قربانی کنیم!! در این که رهاسازی عرصه‌ی تاریخی قلعه‌ی فلک‌الافلاک یک آرزوی دیرینه و یک مطالبه‌ی عمومی شهروندان خرم‌آباد و مردم لرستان است، شکی وجود ندارد؛ اما اگر قرار باشد که ما برای بازگرداندن سلامتی به یک چشم، چشم دیگر را از حدقه بیرون بیاوریم، آیا آن مثلِ تاریخی به ذهن متبادر نمی‌شود که «فلانی خواست زیرابرویش را بردارد، چشمش را هم کور کرد»؟

در مدیریت استراتژیک منابع و ترسیم روندِ توسعه‌ی ملی و منطقه‌ای برای استفاده‌ی مؤثر از فرصتها قاعدهای وجود دارد که از آن به عنوان «تحلیل هزینه فایده» یاد می‌شود. مطابق این قاعده در انتخاب اولویت‌ها در یک فضای فرضی که چند آلترناتیو برای تصمیم‌گیری وجود دارد، تحلیل هزینه- فایده به شکل نظام‌مند نشان می‌دهد که کدام اولویت بر اولویت دیگر ارجحیت دارد. اگر ما بخواهیم همین مناسبت را به شکل سرانگشتی و حتا بر پایه‌ی عقل متعارف یک شهروند معمولی بر روی انتخاب اولویت باغ ملی گیاه‌شناسی خرم‌آباد و قلعه‌ی فلکالافلاک بیازماییم، ناچار هستیم که خروجی و غایت این دو مرکز را با هم مقایسه کنیم. باغ ملی گیاه‌شناسی خرم‌آباد جدا از آن که یک امکان تفریحی و تاریخی و محیط‌زیستی است، (و از این نظر اهمیت آن تقریباً با اهمیتِ قلعه‌ی فلک‌الافلاک برابری می‌کند) از نظر تأمین سلامت و نشاط فیزیولوژیک مردم و پالایش کربن دی اکسید موجود در هوای شهر و تبدیل آن به اکسیژن (عامل اصلی بقای نوع انسان و موجودات زنده) بر قلعه‌ی فلک‌الافلاک ارجحیت آشکار دارد. شهری که فضای سبز استاندارد و محیط‌طبیعی جذاب و اکسیژن کافی نداشته باشد، قرار است کدام جهانگرد را به خود جلب کند تا از آثار تاریخی آن (مثل قلعه‌ی بی‌نظیر فلک‎الافلاک) بازدید کند؟حالا کسی به این پرسش پاسخ بدهد که مگر زمینِ خدا و عرصه‌ی پیرامون این شهر مظلوم (خرم‌آباد) چنان تنگ است که ما باید از روی ناچاری قائل به نابودی یک اثر تاریخی برای اثر تاریخی دیگری باشیم؟ حتا اگر ناچار باشیم تصمیم بگیریم که یکی از این دو سرمایه‌ی ملی و دو امکان و فرصت توسعه (یعنی قلعه و باغ ملی گیاه‌شناسی) به سودِ آن یکی قربانی شود، کدام‌یک از نظر تحلیل هزینه- فایده بر دیگری رجحان دارد؟

البته هیچ انسان معقول و دل‌سوزی بر روی ارزشمندترین سرمایه‌های ملی و منابع استراتژیک استان، قائل به چنین مقایسههایی نیست، اما وقتی که سایه‌ی بی‌مهری و بی‌توجهی به شکل مستمر بر فراز یک مکان طبیعی، تاریخی، سیاحتی، علمی و آموزشی جولان می‌دهد و منطق مخالفان تأسیس این مرکز ملی مبتنی بر این مقایسه است، راهی جز پیش کشیدن این تحلیل باقی نمی‌ماند. مدیران ارشد دستگاه‌های اداری استان به خوبی می‌دانند، که وجدان شخصی خودشان نیز با چنین تصمیمات شتاب‌زده و بیقاعده‌ای مخالف است، اما پرسش دردناک این است که به‌راستی کسانی که به دنبال برداشتن تابلوی باغ ملی گیاه‌شناسی از سردر این مجموعه‌ی تاریخی و علمی هستند،  چرا به جای آباد کردن این همه زمین مرغوب موجود در طرح جامع شهر خرم‌آباد، تنها باید به دنبال تملک و تغییر کاربری این سرمایه‌ی ملی باشند؟ آیا یک انسان دل‌سوز و متعهد به آموزه‌های دین حنیف اسلام و یک شهروند علاقه‌مند به رشد و تعالی و توسعه‌ی استان می‌تواند گوهر آموزه‌های حیاتبخش دینی و توصیه‌های اخلاقی و ارزش‌های فرهنگی ایرانیان مبنی بر پاس‌داشت محیط‌زیست و حراست از سرمایه‌های ملی را ندیده بگیرد؟ آیا مدعیان و خانواده‌های گرامی ایشان نیز در همین شهر زندگی نمی‌کنند؟ آیا زیبایی و حیات و نشاط و سرزندگی محیط زیست، علاوه بر نقش اجتناب‌ناپذیری که در حفظ سلامت شهروندان دارد، بر روی اخلاق، فرهنگ و شادابی و طراوت نسل‌های متمادی تأثیر مستقیم نمی‌گذارد؟ آیا جاذبه‌های طبیعی و فرصت‌های تاریخی و تنوع زیستی به‌طور مستقیم بر روی صنعت گردشگری، اشتغال و تولید ارزشِ افزوده تأثیر نمی‌گذارد؟

 آیا خرم‌آبادی که هم قلعه‌ی فلک‌الافلاک داشته باشد و هم باغ ملی گیاه‌شناسی زیباتر و دل‌پسندتر است، یا خرم‌آبادی که یکی را برای دیگری قربانی کند؟ آیا قرار نیست در این رابطه‌ی منطق و مصلحت آشتی کنند و هر دو با هم هم آوا شوند و رشد و بالندگی استان به شکل بسیط و متوازن بر رشد و توسعه‌ی هم‌زمان و هم‌سوی تمام بخش‌ها مبتنی باشد؟ آیا میتوان به آسانی از کنار فرمان‌های الهام بخش قرآن در خصوص پاس‌داشت محیط‌زیست و منابع پایه گذشت؟ مثلاً آن‌جا که میفرماید:«هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُم»[2] (سوره‌ی هود/ آیه‌ی 61)  آیا کسی هست که این ندای آسمانی مولاعلی(ع) را ناشنیده بگیرد:«تقوا پیشه کنید در حق بندگان و شهرها، که شما مسئول هستید؛ حتا در خصوص سرزمین‌ها و چهارپایان. انسان هرگز اجازه ندارد خود را رها و لجام گسیخته و آزاد در بهره‌برداری از طبیعت بداند و حق ندارد با آلوده کردن و ویران ساختن طبیعت، به آسایش برسد.»[3]

حراست از سرمایه‌هایی که ارزش آن ها فراتر از نسل هاست، یک وظیفه‌ی اخلاقی است که در اسناد فرادستی مورد قبول جهانیان نیز مورد تأکید قرار گرفته است. بنا به تعریف کمیسیون جهانی محیط‌زیست و توسعه (وابسته به سازمان ملل متحد) که در سال 1987 در گزارش این کمیسیون (با عنوان «آینده‌ی مشترک ما») درج شده است، «توسعه‌ی پایدار، توسعهای است در جهت رفع نیازهای نسل کنونی، بی‌آن که توانایی نسل‌های آینده را در رفع نیازهایشان کاهش دهد.» دو نکته‌ی بارز در این تعریف وجود دارد: اول این‌که، توسعه پایدار به معنی سود بیش‌تر و رفاه بالاتر برای یک اقلیت نیست، و توسعه باید زندگی کلیه‌ی انسان‌ها را بهتر کند. و دوم این که توسعه نباید منابع را از بین ببرد و به محیط‌زیست آسیب برساند.»[4] در اصل پنجاهم قانون اساسی نیز حفاظت از سرمایه‌های ملی یک وظیفه‌ی همگانی دانسته شده و قانون‌گذار به صراحت و بدون هیچ شبهه‌ای بر این اصل مهم اخلاقی تأکید نموده است که این منابع متعلق به نسل امروز و نسل‌های آینده است و تبعات تصمیم‌گیری‌های ما نباید امکانات نسل‌های آتی را در معرض خطر قرار دهد. این اصل مترقی و راه‌گشا با تلاش و مستندسازی پرفسور محمدتقی ابتکار که در آن زمان (سال 1385) مسئول سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور بود به مسئولان نظام و اعضای خبرگان قانون اساسی پیشنهاد شد و ادله‌ی دینی، اخلاقی و حقوقی آن‌چنان محکم است که جای هیچ‌گونه تردیدی در خصوص اولویت حفاظت از محیط‌زیست باقی نمی‌گذارد. در این اصل آمده است:«در جمهوری‌اسلامی، حفاظت محیط‌زیست که نسل امروز و نسل‌های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه‌ی عمومی تلقی می‌گردد. از این رو فعالیت‌های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط‌زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.»[5]در قوانین موجود در رابطه با تغییر کاربری اراضی کشاورزی و باغات کشور از جمله تبصره‌های یکم، دوم و سوم ماده‌ی 1 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها (مصوب 31/3/1374 و اصلاحی 1/8/1385) قانون‌گذار مرجع اصلی تشخیص کاربری زراعی و باغی را وزارت جهاد کشاورزی دانسته و در ذیل تبصره‌ی دوم این ماده به صراحت آمده است «نظر سازمان جهاد کشاورزی برای مراجع قضایی به منزله نظر کارشناسی رسمی دادگستری تلقی میشود.»[6]حال سوال این است در شرایطی که وزارت جهاد کشاورزی با اعزام عالی‎ترین مقامات خود (معاونین پارلمانی و تحقیقاتی وزیر جهاد کشاورزی و هیئت همراه و رییس سازمان جهاد کشاورزی استان)باغ کشاورزی خرم‌آباد را با عنوان «باغ ملی گیاه‌شناسی زاگرس خرم‌آباد» رسماً افتتاح نموده است، چگونه میتوان صراحت قانون را در این رابطه پشت گوش انداخت.

کسانی که نظرات راه‌گشای مقام معظم رهبری را در خصوص موضوع ممنوعیت تغییر کاربری اراضی زراعی و باغات تعقیب نموده‌اند، به خوبی می‌دانند که ایشان تا چه حد نسبت به این موضوع حساس بوده و نظرات خود را (که علاوه بر مبانی محکم حقوقی مشتمل بر توصیه‌های عالمانه و فقهی هم هست) در این رابطه مطرح نموده‌اند. ایشان در این خصوص فرموده‌اند:«تغییر کاربری غیرمجاز در زمین‌های کشاورزی خسارتی غیرقابل جبران است.» [7] در جای دیگری از همین منبع رییس وقت سازمان امور اراضی کشور از قول ایشان نقل کرده است:«در اسفندماه سال گذشته (17 اسفندماه سال 1393) مقام معظم رهبری در سخنان بسیار مهمی درباره‌ی مسئله‌ی حفاظت از زمین و منابع ملی کشور تأکید کردند حتا برای احداث حوزه‌های علمیه هم نباید جنگل‌ها را تخریب کرد.»[8] ایشان در دیدار با مسئولان و دست اندرکاران سازمان حفاظت از محیط‌زیست و منبع طبیعی فرمودند:«حفظ محیط‌زیست یک وظیفه حاکمیتی است که باید با  تهیه سند ملی محیط زیست و پیوست زیست محیطی برای همه‌ی طرح‌های عمرانی و صنعتی و هم‌چنین جرم‌انگاری تخریب محیط‌زیست، به این وظیفه بسیار مهم، عمل شود.»[9]ایشان در پایان فرمایشات خود تأکید نموده‌اند: «مطالبي كه بايد بيان شوند، امروز گفته شد و از اين پس مردم بايد قضاوت كنند كه كدام دستگاه‌ها به وظيفه خود براي حفظ محيط‌زيست عمل مي‌كنند و كدام دستگاه‌ها براي حفظ محيط‌زيست، تلاش و اقدام لازم را انجام نمي‌دهند.»[10]

در بخش پایانی این بحث صرفنظر از نقش راه‌بردی باغ ملی گیاه‌شناسی زاگرس خرم‌آباد در حفاظت از ذخایر ژنتیکی ناحیه‌ی زاگرس، ترمیم و نوسازی جنگل‌ها و مراتع استان، مدیریت پایدار منابع طبیعی و جنگل‌ها، توسعه‌ی پژوهش و آموزش کشاورزی، توسعه‌ی آگروتوریسم، اشتغال‌زایی و دیگر فواید این باغ ملی، اگر بخواهیم تنها نقش این فرصت استراتژیک را در پالایش هوا و بهبود فضای سبز شهر خرم‌آباد معیار قضاوت قرار دهیم، باز هم همین یک فایده، برای توجیه اولویت آن و لزوم حفاظت و پشتیبانی و تقویت آن کفایت می‌کند. برای کسانی که توسعه از نگاه آنان فرصت و امکانی برای بهزیستی و افزایش رفاه مادی، معنوی و فیزیولوژیک انسان است، حتا قطع کردن یک درخت هم باید یک فاجعه‌ی محیط‌زیستی تلقی شود. به راستی چه چیزی مهم‌تر از اکسیژن که عامل اصلی بقاست؟ آیا باید حتماً نفس فرزندان و سالمندان ما از بوی دود و سرب معلق به شماره بیفتد تا به یاد فضای سبز بیفتیم؟ آیا در این مناسبات صرف تولید اکسیژن، یک مزیت نسبی محسوب می‌شود، یا خیر؟

اگر جایگاه شهر خرم‌آباد (به عنوان مرکز و نمونه‌ای از شهرهای استان) را در رابطه با فرصت‌های محیط‌زیستی و از جمله سطح برخورداری مردم این شهر از فضای سبز، با دیگر شهرهای بزرگ کشور مقایسه کنیم، درخواهیم یافت که وجود مراکز طبیعی مهمی چون باغ ملی گیاه‌شناسی خرم‌آباد چقدر برای موجودیت و حیاتِ طبیعی این شهر لازم است. بر اساس اطلاعات موجود در سایت‌های خبری استان متوسط برخورداری از فضای سبز برای ساکنان شهرخرم‌آباد چهار مترمربع است.[11]  حال آن که اگر بخواهیم این موضوع را بر اساس استانداردهای مورد قبول جهان امروز و معیارهای متداول جوامع پیش‌رفته مورد سنجش قرار دهیم، خواهیم دید که حتا نیل به سطح سرانه‌ی فضای سبز کشور (به طور متوسط 13 مترمربع) نیز با سطح این استانداردها فاصله‌ی معنادار دارد. به عنوان مثال بر اساس استاندارد مورد قبول سازمان ملل‌متحد سطح سرانه‌ی فضای سبز در حالت نرمال و به‌طور متوسط باید بین 20 تا 30 متر مربع (به‌طور میانگین 25 مترمربع) به ازای فرد باشد. در حالی که سرانه‌ی فضای سبز شهر خرم‌آباد به استناد مراجع ذیربط و اخبار درج شده در رسانه‌‌ها حدود چهار مترمربع است. در جدول زیر فاصله‌ی معنادار سطح برخورداری شهروندان خرم‌آباد از فضای سبز با سطح برخورداری شهروندان چند شهر مهم کشور مقایسه شده است.

جدول مقایسه‌ی سطح بهره‌مندی چند شهر کشور از فضای سبز

ردیف

نام شهر

سرانه‌ی فضای سبز

(مترمربع)

فاصله با متوسط کشوری

(حدود 13 مترمربع)

فاصله با میانگین استاندارد سازمان ملل‌متحد (حدود 25 مترمربع)

کل کشور

13

-

12-  مترمربع

1

تهران

16

3+

9- مترمربع

2

اصفهان

23

10+

2-  مترمربع

3

مشهد

13

0

12- مترمربع

4

شیراز

18

5+

7-  مترمربع

5

کرمانشاه

12

1-

13-  مترمربع

6

تبریز

17

4+

8-  مترمربع

7

خرم آباد

4

9-

21-  مترمربع

 

این آمار اگر برای مسئولان استان نگران کننده نباشد، باید گفت زهی تأسف. اما اگر برای آنان غیرقابل قبول باشد (که ان‌شالله همین‌طور هم هست) مدیران دل‌سوز و پرتلاش دستگاه‌های اجرایی استان باید نه فقط برای همیشه اولویت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و پژوهشی و فواید بیولوژیک، محیط‌زیستی و گردشگری باغ ملی گیاه شناسی خرم‌آباد را از جمله مهم‌ترین اولویت‌های توسعه‌ی استان و شهرستان خرم‌آباد قرار دهند، بلکه اجازه ندهند این سرمایه‌های استراتژیک استان به راحتی از دست بروند. اگر ما می خواهیم به مسئولیت تاریخی نسل خود در راستای توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی استان قدمی نیکو و به یادماندنی برداریم، این قدم قبل از هر چیز دیگر، بهبود محیط‌زیست و افزایش سرانه‌ی برخورداری شهروندان از محیط شاداب طبیعی و فضای سبز است. هر انسان مسئول و دل‌سوزی با دیدن این آمارها درمی‌یابد که باید برای همیشه در این استان محروم به تهدید و تحدید حیاتی‌ترین عنصر بقا و پایداری انسان (یعنی طبیعت) پایان داد و بذرهای تازه‌ای کاشت و نهال‌های تازه‌ای غرس کرد تا حیات طبیعی سالم و مطلوب به این شهر و زیست بوم برگردد.

شهروندان و مردم اصیل و انقلابی و ولایت‌مدار استان ما شایسته‌ی بهترین محیط‌زیست و پاک‌ترین هوا برای تنفس هستند و این مطالبه‌ی نخست آنان مسئولیت همه‌ی آگاهان و دل‌سوزان و مدیران دستگاه های اجرایی استان و نمایندگان مردم در مجلس شورای‌اسلامی و شوراهای شهر و روستا و تشکل‌های مدنی و زیست‌محیطی و مطبوعات و رسانه‌ها را دوچندان می‌کند که نسبت به حراست از باغ گیاه‌شناسی زاگرس خرم‌آباد و دیگر سرمایه‌های ملی استان حساسیت به خرج داده و مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان و دیگر دستگاه‌های ذیربط را در راستای عمل به وظایف خطیر خود در استفاده‌ی مطلوب از این فرصت‌ها و امکانات استراتژیک استان یاری نمایند.

مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی تمام امکانات خود را بسیج کرده است تا باغ ملی گیاهشناسی زاگرس خرمآباد در آینده‌ی نه چندان دور مانند گوهری تابناک در این شهر تاریخی بدرخشد و به عنوان قدم نخست این روند رو به توسعه، در نظر دارد در حوالی پاییز سال جاری دومین جشنواره‌ی منطقه‌ای گل‌های داوودی با ارائه‌ی حدود 500 گونه‌ی متفاوت و رنگارنگ از این گل را به شهروندان عزیز خرم‌آباد و دیگر شهرهای استان لرستان تقدیم کند. مردم ما نیازمند رویش و برکت و نشاط و سرسبزی و توسعه‌ی فرهنگ سازندگی هستند و ما نیز جز رویش و بالیدن حیات طبیعی این سرزمین چیزی نمی‌خواهیم. رویش درخت و گیاه که به راستی رویش و شکوفایی نوع ِ بشر به آن وابسته است. چه می‌ماند جز این که برای مسئولان دل‌سوز و آینده‌نگری که این فرصت را در اختیار این جغرافیای محروم و این مردم نجیب و پرتلاش می‌گذارند، از درگاه خداوند بزرگ ثبات قدم و موفقیت روزافزون آرزو کنیم.



1 ـ پایگاه اینترنتی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)، به آدرس زیر http://www.irna.ir تاریخ 31/4/93، عنوان «نبود نگاه سیستمی در مدیریت،عامل بسیاری از بحران های محیط زیستی کشور است.»

1 - این عبارت قرآنی بخشی از آیه‌ی 61 سوره‌ی هود است. ترجمه:«... او خدایی است که شما را از زمین بیافرید و برای عمارت و آباد ساختن آن برگماشت.»   

2 ـ منبع مجله‌ي طوبی، نشر پایگاه اطلاع رسانی حوزه، شماره‌ي 18، خرداد 86. نسخه‌ي اینترنتی مقاله قابل دست‌رس در سایت حوزه به نشانی: http://www.hawzah.net در این پایگاه اینترنتی آیات و روایات ارزشمند دیگری نیز از معصومین (ع) در رابطه با اهمیت حفظ و حراست از سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی وجود دارد.

3ـ کامکار، بهنام و عبدالمجید مهدوی دامغانی، مبانی کشاورزی پایدار، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاچ اول، مشهد 1387، ص 23

1ـ  حاتمی، علی، متن کامل قانون اساسی جمهوری‌اسلامی اران، نشر پارس بوک، (نسخۀ pdf)، ص 19

2ـ متن کامل قانون یاد شده در پایگاه اینترنتی سازمان امور اراضی کشور به آدرس http://www.laoi.ir قابل دست‌رس می‌باشد.

  روزنامه‌ی شرق تاریخ 22/7/1394 قابل دست‌رس در پایگاه اینترنتی magiran (بانک اطلاعات نشریات کشور) به آدرس:http://www.magiran.com

1 ـ همان منبع، ص 5

2 ـ پایگاه اینترنتی جوان آنلاین (تارنمای اینترنتی روزنامه‌ی جوان) به آدرس :http://www.javanonline.ir ( روز 17 اسفندماه سال 1393)

3 ـ همان منبع: 17/12/1393

4 ـ از جمله سایت‌هایی که این خبر را درج کرده‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: پایگاه خبری تحلیلی یافته به نشانی:  http://yaftenews.ir   روز 28 تیرماه 95 ذیل مطلب «سرانه‌ی فضای سبز مرکز استان در حال افزایش است» - سایت خبری تسنیم به نشانی https://www.tasnimnews.com   روز 17 خرداد 96 و سایت صدا و سیمای لرستان به نشانی http://lorestan.irib.ir روز 23 خرداد 1396

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز