شما اینجا هستید: خانهجامعهزلزله و گسل‌های اجتماعی- سیاسی ما

زلزله و گسل‌های اجتماعی- سیاسی ما مطلب ویژه

جمعه, 10 آذر 1396 ساعت 11:55 شناسه خبر: 3091 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

دکترمجتبا ترکارانی- سیمره: زلزله‌ی سرپل ذهاب ضایعه‌ی دردناکی بود که پیامدهای تلخی دربرداشت. آواره و کشته شدن هم‌وطنانمان در این حادثه، بسیار دردآور بود، به‌ویژه وقتی در نظر بگیریم که این مردم سی سال پیش نیز مشکلات و سختی‌های جنگ با عراق را تحمل کردند و هنوز از زیر بار جنگ‌زدگی و فقر و بی‌کاری رهایی پیدا نکرده‌اند، مصیبت دیگری بر آن‌ها بار می‌شود و آن‌ها را فقیرتر می‌کند.


جدا از تاثیرات محلی که این زلزله در پی‌داشت در سطح ملی به ما  نشان داد که در حوزه‌های مدیریتی مخصوصاً مدیریت بحران بسیار مشکل داریم، ساختارسیاسی ما نه فقط مدیریت کارآمد و موثری در این زمینه ندارد، توانایی جذب مشارکت مردمی را نیز ندارد که در این زمینه مردم جلوتر از دولت عمل کردند. زلزله به ما نشان داد که مشکلات جدی در جامعه و دولت داریم که اگر به موقع رسیدگی نشود امکان تبدیل مشکلات را به بحران و فاجعه خواهد داشت. لازم به ذکر است: هم‌چنان که کشورمان بر روی گسل‌های زمین‌شناسی قرار دارد و این گسل‌ها اجتناب ناپذیر هستند، در حوزه‌ی اجتماعی نیز بر روی شکاف‌های اجتماعی دست‌سازی قرار دارد که اگر این شکاف‌ها با عدم توجه و یا برخورد نامناسب مواجه شوند، امکان تبدیل به گسل‌های ترمیم‌ناپذیری را خواهند داشت و پیامدهای بزرگی را برای ما به ارمغان خواهد آورد. در این‌جا تلاش می‌کنم به بعضی‌ از این مشکلات اشاره کنم:
1- در تحقیقات جامعه‌شناسان قبلاً بیان شده بود که نوعی بی‌اعتمادی بین دولت و ملت وجود دارد و در جریان این زلزله نیز مشخص شد که اعتماد به نهادهای دولتی پایین است، چرا که مردم خودشان ترجیح می‌دادند کمک‌های مردمی را جمع‌آوری نموده و آن‌ها را به دست مردم آسیب‌دیده برسانند، این‌که به مدد شبکه‌های اجتماعی چهره‌های مطرح اجتماعی و سیاسی و ورزشی خود دست به کار شده و شماره حساب اعلام و اتفاقاً مردم نیز اعتماد نموده، کمک‌هایشان را به این افراد سپردند. در عین حال که اقدام پسندیده‌ای است و نشان از زنده بودن روح هم‌بستگی جامعه است، ولی نشان‌گر وجود بحران اعتماد به نهادهای رسمی دولتی و غیردولتی می‌باشد. بدین روی حکومت باید از خود این سوال را بپرسد که چرا حتا به نهادهای مردمی مانند هلال احمر نیز اعتماد کافی وجود ندارد؟ چرا مردم در چنین بحران‌هایی کم‌تر به هلال احمر و دیگر نهادهای رسمی اعتماد می‌کنند و کمک‌هایشان را به این نهادها نمی‌سپارند و خود مستقیماً وارد میدان آسیب‌دیده شده و حتا در روند کمک رسانی نیزاختلال ایجاد می‌کنند؟ این‌ها سوالاتی است که اگر به آن‌ها توجه جدی نشود در حال تبدیل شدن به یک گسل جدی در رابطه بین دولت و ملت می‌شود.
2- سرمایه‌ی اجتماعی بین مردم و احساس تعلق آن‌ها به هم‌نوعان و تلاش برای کاهش آلام آ‌ن‌ها سنت نیکویی است که در جامعه‌ی ایران وجود داشته و در مواقع بحرانی خود را به‌خوبی نشان می‌دهد و این بار به مدد شبکه‌های اجتماعی پررنگ‌تر هم شده است. شاید بتوان این حجم بالای کمک‌های مردمی و حمایت‌های عاطفی را در زلزله‌ی سرپل ذهاب به قدرت بسیج‌کنندگی رسانه‌ها مرتبط دانست. ولی آن‌چه که به نظر می‌رسد نوعی آسیب‌شناسی حرکت‌های مردمی در ایران پس از زلزله دانست در این است که این حرکت‌ها کم‌تر به صورت نهادی و جمعی بوده و غالباً فردی و یا در قالب گروه‌های کوچک می‌باشند و درضمن ما کم‌تر آدم و نهادهایی سراغ داریم که به صورت تخصصی آموزش‌های امدادی دیده باشند. در نتیجه چنین احساس مسئولیتی در افراد کم‌تر آموزش دیده در میدان عمل می‌تواند به مشکلاتی برای امدادگران واقعی هم منجر شود؛ پس ضرورت دارد این سرمایه اجتماعی و احساسات عمومی متاثر شده به‌واسطه زلزله را نه فقط در جهت حمایت کوتاه مدت از آسیب‌دیدگان زلزله بلکه به صورتی پایدار برنامه‌ریزی کرد تا بتوان در زمان‌ها و مراحل مختلف نیز از این کمک‌ها استفاده نمود و حتا از این سرمایه‌ی اجتماعی برای پیش‌گیری و درک ضرورت موضوع: آمادگی مردم برای مواجهه مناسب با بلایای طبیعی، ساختن زیرساخت‌های لازم، ایجاد نهادهای امدادی محله‌ای و اجتماع محور و بالابردن سطح  استانداردهای ساختمانی استفاده کرد. متاسفانه ما در چنین مواقعی با موجی از احساسات ناشی از بهت‌زدگی در مقابل فاجعه مواجه شده و برای آرام کردن خویش هرکس می‌خواهد کاری بکند که هم  از دردهای هم‌نوعانش بکاهد و هم وجدان دردمند خود را آرام کند، اما گاهی نمی‌داند چه باید بکند. تنها با نوعی کنش عاطفی دست به کارهایی می‌زند که غالباً با افسوس و حسرت پایان می‌پذیرد.
3- نکته‌ی دیگری که در این زلزله به چشم می‌خورد نبود یک مدیریت جامع و هماهنگ در مدیریت بحران زلزله می‌باشد. ما متاسفانه در بسیاری از حوزه‌ها با نبود یک اقتدار مدیریتی جامع مواجه هستیم. این موضوع به‌ویژه در مواقع بحران بسیار خود را نشان می‌دهد. در چنین مواقع همه‌ی نهادها با تصور این‌که یک کار جمعی و داوطلبانه است کم‌تر تن به یک سازمان‌دهی موثر می‌دهند و در نبود یک مدیریت و سازمان‌دهی موثر مخصوصاً در شرایط بحرانی، تمام انرژی نهادهای درگیر صرف کارهای جانبی و عدم هماهنگی شده و منابع موجود هم نمی‌تواند به صورت  بهینه‌ای مصرف شود. به نظر می‌رسد در چنین زمینه‌ای باید همه‌ی نیروهای موجود در منطقه آسیب دیده اعم از: نظامی، انتظامی، امدادی، رسانه‌ای، غیر دولتی  و مردمی تحت یک مدیریت واحد قرار داشته، وحدت فرمان‌دهی وجود داشته باشد.
در چنین مواقعی مشاهده می‌شود همگی از ناهماهنگی گلایه می‌کنند و مشخص نیست چه کسی باید این هماهنگی را برقرار کند.
4- در پایان به نظر می‌رسد که سرمایه‌ی اجتماعی نهادهای رسمی و ظاهراً غیردولتی در جامعه‌ی ما مانند هلال اجمر در بین مردم بالا نیست و حتا این سازمان اعتبار و بودجه مناسبی جهت تحقق اهداف خود در مواجهه با بلایای طبیعی ندارد. بنابراین این سازمان به‌رغم زحمات زیاد و بضاعت اندکی که دارد متاسفانه در جامعه بیش‌تر به عنوان یک نهاد دولتی شناخته شده و عملکرد آن کمتر در معرض داوری عمومی جامعه قرار دارد. بنابراین ضعیف شدن این سازمان‌ها و قوی شدن افراد و حتا سازمان‌های مردم‌نهاد کوچک و گروه‌های تلگرامی را خیلی نباید به فال نیک گرفت. بلکه کشوری مثل کشور ما که به لحاظ طبیعی بلاخیز است و سالانه با مصایب جمعی زیادی روبه‌رو می‌باشد نیازمند تقویت و تجهیز سازمان‌های امدادی و حمایتی بزرگ مانند سازمان هلال‌احمر و آموزش نیروهای نظامی در این راستا می‌باشد. ضعیف شدن این نهادها عملاً به معنای آسیب‌پذیری بیش‌تر نظام امدادی کشور می‌باشد. بنابراین ضرورت دارد در کنار تقویت سازمان‌های رسمی مانند هلال احمر به تقویت نهادهای مردمی و سازمان‌های محله‌محور پرداخت تا این‌ها در کنار هم مکمل یک‌دیگر باشند، و فعالیت‌های آن‌ها با هم تداخل، ناهماهنگی و ناسازگاری نداشته و بتوان همه ی نهادهای درگیر و ذی‌نفع در مدیریت بحران را به‌طور مناسبی باهم هم‌کار نمود و برآیند موثری داشت.
در پایان لازم است هشدار بزرگی را که این زلزله به ما نشان داد با صدای بلند گفته شود: گسل‌هایی در دولت و جامعه ما وجوددارد که اگر برای ترمیم و یا کاهش آن‌ها اقدام نشود عواقب زیان‌باری برای ملت و دولت در پی خواهد داشت.  چنین مباد!
 * رییس دفتر انجمن جامعه‌شناسی ایران در لرستان

این یادداشت در شماره‌ی  430 سیمره /چهارم آذرماه 96 چاپ شده‌است.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز