شما اینجا هستید: خانهجامعهما به عقب برمی‌گردیم تا دوباره تکرار کنیم و درجا بزنیم...

ما به عقب برمی‌گردیم تا دوباره تکرار کنیم و درجا بزنیم... مطلب ویژه

یکشنبه, 06 خرداد 1397 ساعت 10:13 شناسه خبر: 3565 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

مهرسا میردریک‌وند/ سیمره: این‌جا خیابان انقلاب خرم‌آباد است، خیایانی که سال گذشته همین زمان‌ها (اواخر اردی‌بهشت)، اوج هیجان و شور، تبلیغات، پخش آهنگ‌های حماسی و محلی با ضرب و هیجان را تجربه می‌کرد برای آن‌که مسیر هر روزه‌اش بود گذر از این خیابان به‌خصوص در ساعات عصرگاهی به کابوسی بیش‌تر شباهت داشت و مسیر را گاه باید تا ساعت‌ها در ترافیک قفل شده‌اش می‌ماندی، برگه و تراکت آهنگ و نمادهای با رنگ‌های محبوب از دیگر نمادهای تفاوت روزهای خاص این خیابان بودند. گویی در تاریخی دیگر و در جایی دیگر سیر می‌کنی هیجانی کاذب جای تمام عقده‌ها و نداشته‌ها را گرفته بود.
زمان، زمان را به‌ خاطرت می‌آورد، لاجرم  اواخر اردی‌بهشت، اواخر اردی‌بهشت پارسال را برایت تداعی می‌کند همان زمان‌ها که از هر آن‌چه هیجان و شعف بود همه لبریز بودند و همه عزیز بودند.


اواخر اردی‌بهشت است زمان، خودمان را تداعی می‌کند که می‌گفتیم موسم شور و غزل‌خوانی و گل‌افشانی است چون هوای آخر اردی‌بهشت مان روحانی است... می‌گفتیم هوای اردی‌بهشت‌مان خردادی است و با هر بهانه‌ای آب به چرخه آسیاب شادی‌ها و غزل‌خوانی‌ها و آزادی‌های نداشته‌مان می‌ریختیم...
حال یک‌سال گذشته و بعد از یک‌سال که از این خیابان می‌گذری زمان یعنی آخر اردی‌بهشت دیگر آن زمان بهشتی را برایت تداعی نمی‌کند هیچ‌چیز شبیه یک‌سال گذشته نیست گویی قرن‌ها از آن دوران طلایی موقت گذشته و تو به دورانی دیگر رسیده‌ای که هیچ شباهتی به آن همه امید و شور ندارد و اصلا مگر قرار بوده همیشه آن‌گونه باشد؟!
سوپاپ‌ها مگر همیشه باید کار کنند، آن‌ها خودشان بهتر از هر کسی می‌دانند کی و چه زمانی به صدا درآیند تا از درون متلاشی نشوند!!
خیابان انقلاب آن زمان که گویی سال‌های از آن گذشته کجا و این خیابان واقعی که شبیه همه خیابان‌های شهر دارد کجا؟! اکنون هر آن‌چه هست واقعیت تلخی است که رو در رویت سرباز کرده است زمانی که می‌بینی این خیابان، همان خیابان‌هایی که تهی‌دستی در گوشه‌ای از آن دستش را برای گدایی لقمه نان شبش را جلویت دراز می‌کند در رستورانی که می‌نشینی حتما در اطراف آن‌جا کسی هست که به امید این‌که به اندازه‌ی یک وعده غذا روزی‌اش شود پرسه می‌زند.
همان خیابانی که در قسمتی از آن موسسات مالی و اعتباری قرار دارند که تجمع مال‌باختگان برای سپرده‌های از دست رفته‌شان طی یک‌سال گذشته حکایت هر روز خیابان است در جایی از همین خیابان مردم کارمندان یک موسسه مالی را که قرار است سپرده‌های کوچک را پرداخت کند مال‌باختگان کارمندان آن را با خود از بانک به بیرون خیابان می‌آورند و بر درودیوار موسسه تخم مرغ پرتاب می‌کنند به علامت اعتراض ...
همان خیابانی که لابد  بی‌سرپناهانی در گوشه‌ای  از آن بر روی کارتن شب را صبح می‌کنند ...خیابانی که کودکی، نیمه‌های شب بعد از این‌که مورد آزار قرار می‌گیرد از خانه‌ای فرار می‌کند...خیابانی که در مقابل یکی از قصابی‌های آن مادری برای سفره کودکانش بعد از کلی دودلی در این‌که آیا می‌تواند یک کیلو گوشت چرخ شده بخرد یا نه نهایت موجودیش به بیش‌تر از نیم کیلو هم نمی‌رسد و با شرمندگی همان را به‌ خانه می‌برد...
وافعیت تلخ همه روزگاران این خیابان به مانند تمام خیابان‌های شهر همین قدر تلخ است و آن‌که فقط شادی انتخاباتی خیابان را دیده است قبول این واقعیت تلخ برایش سخت‌تر است دیگر  خبری از آن همه برگه‌های تبلیغاتی ریخته شده بر کف زمین و پوسترهای چسبیده بر در ودیوار شهر خبری نیست.
واقعیت تلخ همین است که می‌بینی یک‌سال گذشته است هر چند تو این را متوجه هم نشده باشی ولی زمان خودش را به رخ می‌کشاند که تنها یک سال گذشته است نه کم و نه زیاد این را از اعلامیه سالگرد آن جوان خبرنگار روز انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری در لرستان می‌توانی مطمئن شوی همان اهل رسانه‌ای که در صف رای دهندگان دچار ایست قلبی شد و رسانه‌ها  او را تیتر کردند.
ما مردمی هستیم با بالاترین علاقه به برگزاری انتخابات، فرقی هم ندارد چه و که انتخاب شود فقط نفس انتخابات برایمان هیجان‌آور است چون اصولا در این ایام مردم به اعلاترین درجه از کرامت و ارزش می‌رسند و تمام مطالبات‌شان و فراتر از آن هم خوانده می‌شود و برای برآورده کردن آن‌ها، آن‌چنان کارزار تبلیغاتی به راه می‌افتد که باورمان می‌شود این‌بار دیگر فرق می‌کند.
نتیجه اما چیزدیگری است ما در بهترین حالت همانیم که بودیم اما همیشه بهترین حالت حاکم نیست و باید به تکاپو و تنگنا افتاد تا آن‌چه که هست بدتر نشود ولی معمولا می‌شود و حکایت دریغ از پارسال تکرار می‌شود ...
آری فقط یک‌سال گذشته اما ما هم‌چنان نه به اندازه یک‌سال به اندازه چندین و چند سال به عقب برگشته‌ایم تا دوباره بعد از چندی، چرخه‌ی بیهوده‌ای را که به آن عادت کرده‌ایم، از سربگیریم...

*چاپ شده در سیمره 452( پنجم خردادماه 97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004