شما اینجا هستید: خانهجامعهجنبش دانشجویی در طلب عدالت و آزادی

جنبش دانشجویی در طلب عدالت و آزادی

چهارشنبه, 23 خرداد 1397 ساعت 12:08 شناسه خبر: 3599 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره- آرمین دالوند-فعال دانشجویی: روزگاری تشکل‌های دانشجویی می‌توانستند به عنوان تاثیرگذارترین جریانات در فضای سیاسی ایران مطرح شوند؛ زمانی که فعالیت‌ها، بیانیه‌ها و تجمعاتشان تغییرات شگرفی در سیاست‌های جاری کشور پدید می‌آورد. اما می‌توان گفت این روزها جنبش دانشجویی در یک وضعیت انفعال و انزوا به سر می‌برد و به‌رغم وجود تشکل‌های متعدد، تاثیر آن بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور بسیار ناچیز و غیرقابل مقایسه با گذشته درخشان این جنبش تاریخی است.


در این مقاله سعی بر مطرح کردن عوامل و علل کلی رخوت فعالیت تشکل‌های دانشجویی است، به‌طور موردی تشکل‌های دانشجویی دانشگاه لرستان در این مطلب مد نظر می‌باشد اما قبل از آن ذکر تاریخچه‌ای مختصر از جنبش دانشجویی خالی از لطف نخواهد بود.
اخراج رضاشاه و تشکیل حزب توده ایران در دهه‌ی 20 نقطه‌ی آغازین جنبش دانشجویی ایران است. تفکر غالبی که آن زمان وجود داشت بیش‌تر ناشی از تمایلات چپ‌گرایانه بود هرچند در آن زمان (دهه‌ی 20) انجمن اسلامی در دانشگاه تهران (دانشکده‌ی پزشکی) و نیز نهضت خداپرستان سوسیالیست هم تشکیل شده بودند اما نفوذ افکار چپ به حدی بود که دیگر جریانات را تخت شعاع قرار می‌داد. البته در این میان جبهه‌ی ملی ایران هم دارای پایگاهی هرچند نسبی در میان دانشجویان بود. بعد از کودتای 28 مرداد و سقوط دولت ملی و رابطه‌ی مجدد ایران با انگلیس، جنبش دانشجویی به مثابه‌ی آتش زیر خاکستر باقی ماند تا در 16 آذر 32 و هم‌زمان با سفر نیکسون رییس‌جمهور وقت آمریکا به کشور، شعله‌ور شود و در جریان اعتراضات با شهادت سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران، آن روز به عنوان روز دانشجو در تاریخ ایران جاودانه شود.
در دهه‌های بعدی علاوه بر تفکرات چپ، تفکرنواندیشی دینی و نظریه‌های متفکرینی چون دکترعلی شریعتی به دانشگاه‌ها راه یافتند. تشکیلات اولیه‌ی سازمان مجاهدین خلق ایران در گسترش این نوع تفکرات در میان دانشجویان نقش به‌سزایی داشت. با نزدیک شدن به روزهای انقلاب دو تفکر عمده‌ي مارکسیستی و اسلامی در دانشگاه به چشم می‌خورد که یکی با الگو گرفتن از جو جهانی کمونیزم و مبارزه‌ی مسلحانه و دیگری با تاثیر از افکار علی شریعتی کمک قابل توجهی به پیروزی انقلاب کردند.
در سال‌های پس از انقلاب 57 و با انقلاب فرهنگی چپ‌ها و مجاهدین خلق به‌طور کلی پایگاه خود را در دانشگاه‌ها از دست دادند و فعالیتشان در دانشگاه به شدت محدود شد. در این مقطع دفتر تحکیم وحدت که از اتحاد میان انجمن‌های اسلامی و سازمان‌های دانشجویان مسلمان تشکیل می‌شد، یکه‌تاز فضای سیاسی دانشگاه‌ها بود و مفاهیمی چون عدالت اجتماعی و مبارزه با امپریالیسم را دنبال می‌کرد. سال‌های ابتدایی دهه‌ي 70 و با بسته‌تر شدن فضای سیاسی، جنبش دانشجویی نیز دچار رخوت شد اما با آغاز جنبش دوم خرداد دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) نقش موثری در پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ایفا کردند.
در این سال‌ها شاهد حضور نشریات متعدد، متینگ‌های آزاد، بیانیه‌ها و تجمعات بسیاری از سوی دانشجویان هستیم و در یک کلام جنبش دانشجویی دوباره جان تازه‌ای گرفت. اما دیری نپایید که جریانات 18 تیر 87 و پیش‌ نرفتن برخی از شعار‌های دولت اصلاحات تاثیرات منفی خود را بر فعالیت سیاسی دانشجویان گذاشت. پیروزی محمود احمدی‌نژاد در سال 84 اما تیر خلاصی بود بر پیکره‌ی جنبش دانشجویی، چنان‌چه در این برهه محدودیت شدید بر جریانات سیاسی دانشجویان صورت گرفت که اکنون و پس از سال‌ها کاملاً مشهود و قابل درک است. با روی کار آمدن دولت روحانی اندک امیدهایی برای احیای جنبش دانشجویی شکل گرفت اما چالش‌ها و مشکلات بسیاری در ابعاد گوناگون در فضا و محیط دانشگاه وجود دارند که باید مورد توجه قرار گیرند.
در بعد کلان شاید بزرگ‌ترین چالش که در مقابل جنبش دانشجویی قرار دارد، شکل‌گیری تشکل‌های ساختگی و بازیچه دست برخی نهادهای قدرت است که با روح جنبش دانشجویی که همان عدم وابستگی و مطالبه‌گری است در تضاد می‌باشد. از دیگر مسائل می‌توان به هزینه‌ی بالای فعالیت‌های سیاسی که یادگار و محصول فضای امنیتی (ستاره‌دار شدن دانشجویان) ادوار گذشته است اشاره کرد. اگرچه حسن روحانی بارها بر لزوم «فضای امن نه امنیتی» در دانشگاه‌ها تاکید کرده است اما سایه این «فضای امنیتی» همواره بر سر دانشجویان و فعالان دانشجویی سنگینی می‌کند که خود نیازمند بازنگری از جانب دولت‌مردان با توجه شعارها و وعده‌هایی که در این زمینه داده شده است می‌باشد تا این ترس‌ها ریخته شود. از سویی دیگر می‌توان به عدم وجود تفکر و اندیشه‌ی متمرکز به‌خصوص در تشکلات دانشجویی اصلاح‌طلب اشاره نمود که خود کم، آفتی نیست.
آن‌چه گفته شد تا حدودی شامل تمام فضای دانشگاهی کشور می‌شود اما اگر نیگ بنگریم هر دانشگاه نیز دارای شرایط خاص خود است که آن را از دیگر دانشگاه‌ها متمایز می‌کند. همان‌طور که در ابتدا گفته شد در این مقاله سعی بر آسیب‌شناسی فعالیت سیاسی در محیط دانشگاه لرستان می‌باشد که اکنون به آن خواهیم پرداخت.
دانشگاه لرستان در سال 1356 با عنوان مرکز آموزش عالی لرستان، وابسته به دانشگاه جندی شاپور اهواز با پذیرش۱۰۰ دانشجو در رشته‌های فیزیک، شیمی، ریاضی و زیست‌شناسی در مقطع کارشناسی فعالیت خود را آغاز نمود. پس از انقلاب با جداشدن از دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت مستقل و تحت عنوان «مجتمع آموزش عالی لرستان» به کار خود ادامه داد. در سال ۱۳۶۷ خورشیدی طرح جامع بزرگ دانشگاه لرستان تدوین شد و به تصویب وزارت فرهنگ و آموزش عالی و سازمان برنامه و بودجه رسید و فعالیت‌های اجرایی احداث دانشگاه در سال ۱۳۶۹ شمسی آغاز شد و سرانجام در سال ۱۳۷۲ به دانشگاه لرستان ارتقا یافت. دانشگاه لرستان در طول حیات خود همواره یکی از سیاسی‌ترین دانشگاه‌های ایران به‌شمار می‌آمده است. آن‌چنان که رویدادهای پیرامون هفتمین اجلاس دفتر تحکیم وحدت، هنوز در یادها زنده است. اما این دانشگاه نیز از افول کلی جنبش دانشجویی در امان نمانده است.
نهادهای دانشجویی حال حاضر دانشگاه لرستان عبارت‌اند: از انجمن اسلامی دانشجویان، جامعه اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی، شورای صنفی، انجمن‌های علمی و کانون‌های فرهنگی و هنری.
حوزه‌ی کاری انجمن‌های علمی، و کانون‌های فرهنگی موضوع مورد بحث در این مقاله نیست و از آن‌ها صرف نظر می‌کنیم. اما سه تشکل دیگر به علاوه شورای صنفی که گاهی مواضع سیاسی‌ای در برخی از رویدادها دارد در این‌جا مورد بحث می‌باشند.
ضعف عمده‌ی این تشکلات قبل از هر چیزی ناشی از عدم جذابیت آن‌ها برای عموم دانشجویان است. اگر شما هم از دانشجویان دانشگاه لرستان باشید و فضای مجازی مربوط به دانشگاه (منظور کانال‌های تلگرامی غیررسمی و متعلق به خود دانشجویان) را رصد کنید به‌خوبی افکار عمومی دانشجویان در رابطه با این تشکل‌ها را متوجه خواهید شد و قطعاً عدم جذابیت خود تشکل در کنار عدم اقبال نسبت به فعالیت سیاسی در میان کل دانشجویان کشور عاملی دوچندان برای دوری دانشجویان از انجام آن خواهد بود. البته اگر رعایت انصاف کنیم عدم جذابیت تا حدودی در انجمن اسلامی دانشجویان کم‌تر است و معمولا برنامه‌های این انجمن در مقایسه با دیگر تشکل‌ها با استقبال بهتری مواجه می‌شود ولی در کلیت خود هنوز به استانداردهای لازم نرسیده که هیچ بلکه فرسنگ‌ها با آن فاصله دارد.
دومین عامل منفی در تشکل‌های سیاسی دانشگاه لرستان را می‌توان سیاسی نبودن اعضای تاثیرگذار تشکل‌های سیاسی دانست! که خود بیش‌تر به طنز می‌ماند اما واقعیت دارد.
سومین عامل ترس و خودسانسوری این تشکل‌هاست که هرچند در عوامل سطح کلان بدان اشاره شد اما عامل ترس در دانشگاه لرستان بیش‌تر به چشم می‌خورد.
و در آخر می‌توان به این امر اشاره کرد که تشکل‌های دانشگاه لرستان تمام تلاش خود را بر تخفیف و تحقیر رقبای خود گذاشته‌اند به‌جای پرداختن به مشکلات مردم و دانشجویان و مطالبه‌گری و به‌جای پرداختن به مطالعه و اندیشیدن با ادبیات سطحی سیاسی در قالب حذف و طرد یک‌دیگر عمل می‌نمایند که این عوامل دفعی به غیر از تضعیف فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه لرستان نتایجی را در بر نخواهد داشت.
محتوای جنبش دانشجویی عدم وابستگی به قدرت و مطالبه‌گری حقوقِ پایمال شده‌ی مردم و دانشجویان است. و خود بدنه‌ی این جنبش را جوانانی تشکیل می‌دهند که هنوز روحیه‌ی حق‌خواهی و عدالت‌خواهی در آنان زنده است. نباید گذاشت که صدای جنبش دانشجویی عدالت‌خواه و طالب حقیقت و آگاهی در ذیل افراد و گروه‌های قدرت‌مدار که نگاهی صرفاً ابزاری به محیط‌های دانشگاهی دارند در حاشیه قرار گرفته و فلسفه‌ی وجودی کنش و مطالبه‌گری دانشجویان به محاق رفته که در دراز مدت می‌تواند آسیب‌های جدی بر بدنه‌ی جنبش دانشجویی به همراه داشته باشد.

*چاپ شده در سیمره 453(20خردادماه 97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004