شما اینجا هستید: خانهجامعه«قيس»، ستاره‌ي راهنماي ايل

«قيس»، ستاره‌ي راهنماي ايل

یکشنبه, 14 مرداد 1397 ساعت 08:42 شناسه خبر: 3755 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیدسیامک موسوی‌اسدزاده/ سیمره: يكي از شب‌هاي نخستِ مهرماهِ سال1377 به همراهِ راهنمایم؛ «کدخدا قوچعلی» ميهمانِ «مالِ»1 «آنصير» از طايفه‌ی حاجيوندِ ايل چهارلنگ بودم. آنصير و «خانوارش»2 آخرين روزهاي ييلاق را در تنگه‌اي بر كوهپايه‌هاي اشتران‌كوه، در غربِ ايستگاه راه‌آهن «رودك»- در شرق شهرستان دورد لرستان-، در كنار چشمه آبي، كه آبش كم‌كم رو به پايان می‌رفت، چهار سياه چادر بر پا كرده بودند.


هواي دل انگيز كوهستان در روزهاي نخستِ مهر، رو به سردي مي‌رفت. من و ديگران در «وَرمال دووآر»3 نزديك آتشي كه كنارِ «دووآر» افروخته بودند، گرد هم آمده بوديم و به صحبت‌هاي آنصير گوش مي‌داديم.
چادر، در بالا ترين نقطه‌ي درّه نصب شده بود و بر ديگر چادرهاي اطراف مشرف بود و گويي با آسماني كه ستاره‌هايش را مي شد با دست گرفت، فاصله‌ي چنداني نداشت.
آنصير از كوچ مي‌گفت و از مسيري كه خانواده‌ی او و سايرِ اعضاي طايفه‌ي حاجيوند، براي رسيدن به قشلاق طي مي‌كردند سخن مي‌راند.
برخي از تيره‌هاي طايفه حاجيوند، ييلاق را در نواحي اُشتران‌كوه سپري مي‌كنند و اوايلِ پاييز به سمت جنوب – شمال خوزستان- راهي مي‌شوند و بدين خاطر، بخشي از مسير را تا ايستگاه راه‌آهن دورود، پياده طي مي‌نمایند و در آن‌جا احشام و اموال را سوار قطارهاي «باري» و «محلي» مي‌كنند و پس از عبور از هشت ایستگاه، بالاخره در ايستگاهِ شهبازان - درشمال غربی شهرستان اندیمشک-، پياده مي‌شوند و پياده روانه‌یِ نواحي استقرار خود مي‌گردند.
آنصير از گران شدن تعرفه‌ي قطارهاي «باري» گله‌مند بود و گفت: «اگر وضع بدين منوال پيش برود مجبوریم از كوچِ با قطار چشم پوشي كنیم و مسيرِ پر خطر قشلاق را پياده و در طي 25 روز طي نماییم.
يكي از پسرانِ آنصير از وي خواست كه روزي را براي حركت به طرفِ قشلاق معين نماید، و خود پيشنهاد داد كه پس فردا حركت را آغاز كنند.
آنصير پس از آن كه لحظه‌اي تعمق كرد، گفت: «پس فردا روز پنجم ماه است و ستاره‌ي «قيس»4 در «آفتاب‌نشين» [مغرب] است. و صلاح نيست كه حركت كنيم.»
صحبت از ستاره‌ي قيس و رفتن‌و‌نرفتن كه به‌ميان آمد، از او خواستم تا در اين باره برايم توضیح دهد، به اين خاطر، مسير صحبت‌ها عوض شد و آنصیر  گفت:
«ستاره‌ي قيس، در روزهاي اوّل و دوّم ماه، در طرفِ «آفتاب‌زنان» [مشرق] است، و در روزهاي سوم و چهارم در طرف «قبله» [جنوب] و در روزهاي پنجم و ششم، درسمت «آفتاب نشين» [مغرب] و در روزهاي هفتم و هشتم در سوي «پشتِ سرِ قبله» [شمال] و در روز نهم در «زمين» است [به چشم نمي‌آ يد] و در روز دهم در «آسمان» است [يعني بالاي سرِ ناظر].
اين حالت مجدداً به‌ترتيب از روز يازدهم تا بيستم ماه و از بيست‌و‌يكم تا بيست‌ونهم يا سي‌ام ماه - در ماه هايي كه سي روز است-، تكرار مي‌شود.»
ستاره‌ي قيس كه همان ستاره‌ي قوس می‌باشد، به دلیل این‌که بسیار پرنور است، معمولاً از هنگام غروبِ آفتاب، تا سحرگاهان پديدار است. مردم بختياري معتقدند؛ بعضي از حالاتِ اين ستاره، شوم است و نبايستي در آن ايّام كارِ خير، نظيرِ: عروسي، كوچ، ختنه سوران و ... را انجام داد. ترتيب خوب و بد بودن ايّامِ ماه بر اساسِ وضعيتِ طلوع ستاره است.
 آنصیر، ادامه داد:
«-روز يكم: ستاره در شرق است، اين روز بد مي‌باشد، و هيچ‌گونه كارِ خير يا سفر، در اين روز انجام نمي‌شود.
-روزهاي دوّم: خوب ، سوّم بد، چهارم خوب و پنجم بد است. در بين اين روزها روزِ پنجم را بدتر از هر روز مي‌دانند و سعي بر اين مي‌كنند، كه هیچ‌كاري انجام ندهند. در اين روز ابداً كسي سفر نمي‌كند. در اين باره اصطلاحي هم رايج است: «پنجم مَجُنب».
-روزهاي؛ ششم و هفتم و هشتم و نهم و دهم، بسيار خوب است.
-روز يازدهم بد و روز دوازدهم، خوب است.
-روز سيزدهم بد، و روزهاي چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم و هفدهم و هجدهم و نوزدهم و بيستم خوب است.
-روز بيست و يكم بد است و روزهاي؛ بيست‌و‌دوّم الي سي‌ام خوب است.»
بنابراين اگر پس از روز اوَل كه شَبَش ستاره در مشرق ديده شده است، فردايش قصد سفر در راستاي جنوب، شمال يا مغرب باشد، مجاز به مسافرت يا كوچ هستند، ولي اگر هدف آن‌ها  نقطه‌اي در شرق باشد، اين كار را انجام نمي‌دهند، تا اين كه روزي فرا برسدكه ستاره را در شرق نبينند، در اين صورت مي توانند به طرف شرق راه بپيمايند.
آنصير پس از آن كه راجع به ستاره‌ی قوس، و باورهاي اهالي نسبت به آن برايِ من توضيح داد، رو به پسرش كرد و گفت: «روزششم، روز خوبي است، ولي بگذار با ديگران هم مشورت كنيم». آن گاه رو به من كرد و گفت:
«روز جمعه در بين اين مردم به اصطلاح سنگين است و هيچ كاري انجام نمي‌دهند، مثلاً كوچ نمي‌كنند و عروسي و كشت‌وكار و ختنه‌سوران را هم به روز ديگري موكول مي‌نمايند.»
پيرو اين اعتقادات و باورها، نفرين‌هايي وجود دارد. مثل:
- آستارَه مِنِ تيگِت[âsâra mene tilet]
معني: «هر‌كجا كه رو مي‌كني، ستاره ي قوس به پيشاني‌ات باشد». يعني همواره رو به ستاره‌ي قوس حركت كني، كه اين امر آن‌چنان كه آمد، امري شوم است.
- آستاره و درزِ تيگت  [âsâreh ve darze tiget]
- معني: «ستاره در میان پيشاني‌ات باد». يعني همواره رو به ستاره‌ي قوس حركت كني.
ري به آستاره رِوِي [rive âstâreh revi]
- معني: «رو به ستاره‌ی قوس بروی».
صحبت هاي «آنصير» كه تمام شد، از پسرش خواست، که تا آماده شدنِ شام، يك بارِ ديگر به ميهمانان چاي دهد. او برخاست و قوري و كتري‌اي كه در كنار آتش بود را برداشت و در فنجان‌هايمان چاي ريخت.
من نگاهم به آسمان خيره شد، تا بلكه ستاره‌ي قيس را در گوشه‌اي از آسمانِ پُر‌ستاره‌ي آن شب بيابم.

پی‌نویس‌ها:
 1- مال [mâl] خانه.
2- خانوار‌؛ یکی از عنوان‌های تقسیمات اجتماعی ایلی است. به معنای جمعیتی متشکل از پدر و فرزندانش.
3- وَرمالِ دوآر [varmâle dowâr]. ورمال به معنیِ: درگاه و دوآر به معنیِ: سیاه‌چادر. وَرمالِ دوآر یعنی: درگاه سیاه‌چادر.
4- قیس[qeys] یا  قوس، هم به یک صورت فلکی اتلاق می‌شود و هم به یک ستاره، در همان صورت فلکی. این‌جا منظور، ستاره‌‌ی قوس است.

*چاپ شده در ماه‌نامه‌ی تاف شماره‌ی اول/ سال اول/ خرداد 1397

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004