شما اینجا هستید: خانهجامعهاقوام زاگراس، عوامل وحدت، ابزار تفرقه؟!

اقوام زاگراس، عوامل وحدت، ابزار تفرقه؟! مطلب ویژه

پنج شنبه, 27 دی 1397 ساعت 17:24 شناسه خبر: 4163 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
کیومرث امیری کیومرث امیری

خاک زاگرس از قرن‌های دور و دراز محل زیست اقوام گوناگون و بومی بوده و هست. این اقوام در درازای تاریخ به‌طور سنتی با یک‌دیگر زندگی مسالمت‌آمیز و به دور از قهر و دشمنی داشته و دارند. 

و اما بر این واقعیت نمی‌توان چشم پوشید که از بعد سیاسی و اجتماعی موضوع این وحدت و انسجام تفاوت پیدا می‌کند چرا که دیده‌ایم به گاه بروز بحران‌ها و دگرگونی‌ها، این وحدت و انسجام رنگ باخته و شکل دیگری به خود گرفته است و گاه تا مرز گسیختگی اقوام، تفرقه و حتا دشمنی پیش‌رفته است.

چرا؟ چرا انسجام و وحدت و یک‌دلی در بین اقوامی که قرن‌های طولانی در کنار هم برادرانه زندگی کرده اند و زندگی می‌کنند نهادینه نبوده و با کم‌ترین تلنگری شکننده می گردد؟!‌ متاسفانه تا امروز کسی به این سوال پاسخ نداده است.

بی‌تردید یکی از عوامل این تزلزل و سردرگمی میان اقوام زاگرس که سابقه‌‌ی طولانی نیز دارد فقدان هرگونه تحقیق و پژوهش و تلاش در راستای آموزش و آگاهی و شناخت در جهت انسجام میان آنان بوده است و از سوی دیگر تا کنون کم‌ترین بررسی علمی و آکادمیکی در این خصوص انجام شده است و به‌دلیل این خلا و فقدان دایره‌المعارف و رساله‌ی که آشکار کند نسبت‌های ژنتیکی، قومی، اجتماعی، سیاسی و به‌طور کلی سرگذشت و سرنوشت مشترک این اقوام در چه شرایطی قرار گرفته است و به این خاطر جواب به این سوال در پرده‌ای از ابهام و بی‌اطلاعی عقب می‌نشیند و در سکوت و بی‌پاسخی باقی می‌ماند!

مرجع مکتوب و منبع موثقی در این خصوص که رابطه‌ی اجتماعی و نسبت ژنتیکی این اقوام را روشن توضیح داده باشد وجود ندارد و به همین خاطر این مبحث بسیار مهم کماکان در پرده ابهام و بی‌پاسخی باقی مانده است و متاسفانه پیامدهای خوشایندی را به دنبال نداشته و نخواهد داشت.

حال چنان‌چه بخواهیم روابط اجتماعی و سیاسی این اقوام با یک‌دیگر را در گذشته و از طریق برخی اوراق تاریخی مورد دقت و توجه قرار بدهیم متاسفانه به نتایج خوشایند و امیدوارکننده‌ای در این زمینه نخواهیم رسید.

چرا که به دلایلی که تا کنون مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است روابط این اقوام در فراز و نشیب‌های گذر زمان صفحه تاریک و ابهام‌انگیزی را در مقابلمان خواهد گشود که قبل از هر چیز تاسف انسان را بر می‌انگیزد.

نگاهی گذرا به تاریخ گذشته زاگرس از باب هم‌زیستی اقوام ساکن در آن حکایت از آن دارد که تاریخ‌زاگرس پیش از هر چیز پر از خلا بوده و چون به قلم کاتبان درباری و با زر و زور و با انشا دوله دوله‌ها و ملاکین و تیولداران و گماشتگان آنان نگاشته شده‌است ظالمانه و غیرقابل اعتنا و پر از دروغ و تحریف‌های تفرقه‌افکنانه است و بر همین سیاق دشمنی‌ها و لشکرکشی‌ها و قتل و عام‌های گاه و بیگاه والیان و سردمداران منطقه و نزاع‌های آن‌ها بر سر قدرت با یک‌دیگر این توهم را به‌وجود آورده است که اقوام ساکن زاگرس دور از اتحاد و هم‌دلی در گذر تاریخ گاه و بیگاه با یک‌دیگر در کشمکش و ستیز بوده‌اند. حال آن‌که همه‌ی آن جنگ و ستیزها از جانب سران خائن و دست نشاندگان بیگانه بر اقوام‌ زاگرس تحمیل شده و از سوی منشی‌های خاص همان سران خودخوانده و تحمیلی بر مردم نیز به عنوان تاریخ نوشته شده است. نوشته‌هایی که هیچ ارتباطی با روحیه صمیمانه و روابط دوستانه و خویشاوندی این اقوام نداشته و ندارد و همه‌ی آن‌چه با نام تاریخ زاگرس ثبت گردیده ارتباطی با خلق شریف و ستمدیده زاگرس نداشته و ندارد.

متاسفانه زاگرس‌نشین‌ها هنوز هم گرفتار افکار ملاکین و سرمایه‌داران بوده و همیشه و از همه سو از زاویه دید چنین افرادی تعریف و قضاوت شده و می‌شوند.

ملاکین و سرمایه‌داران و تیولدارانی که همیشه بانی جنگ و تفرقه و باعث فقر و تیره روزی توده‌های مردم این خطه بوده و در راستای حفظ منافع ظالمانه و خوی خصلت سیری‌ناپذیرشان همیشه چون کلاغ بر دار و دشت‌های زاگرس قارقار شوم و سیاهی و تباهی سر داده‌اند و مانع هم‌دلی مردم و استقرار عدالت و برادری برای این خلق‌ها بوده‌اند.

  بی‌شک رفتار و کردار ناشایست آنان بر افکار مردم بی‌تاثیر نبوده و گاه اثرات شوم و مخرب خود را بر ذهن احاد مردم منطقه باقی گذاشته است.

لذا برای رسیدن به نتیجه‌ای درست و انسانی و قابل بحث و منطقی ناچار باید بر مشق‌های سیاهی که به دست این ظالمین و قلدرها و به نام تاریخ زاگرس نوشته و باقی مانده قلم کشید و حقایق همدلی اقوام زاگرس را از زاویه‌ی انسانی و انسان‌مدارانه و درست آن به تماشا نشست و توضیح داد.

تردید نیست مهم‌ترین وجه مشترک مردم زاگرس برخورداری از دانش بومی و فرهنگ شفاهی و هنر عرفاتی بسیار غنی است که همگان بر آن پایبندند. افسانه‌ها، اشعار، اسطورها، پند پیشینیان، رقص‌ها، مور و هوره و موسیقی تنبور و سرنا و دهل و ... بخش‌های مشترک و تاریخی اقوام زاگرس می‌باشد.

زاگرس‌نشینان بر خلاف مردمان برخی نقاط دیگر این سرزمین نزدیکی بسیاری با آثار تمدن‌های عهد باستان دارند و کماکان خوی و خصلت و آداب و رسوم و اسطوره‌های هزاران سال پیش را برای خود حفظ کرده و باور دارند.

زاگرس‌نشینان بازماندگان تمدن‌های گذشته میان‌رودان (بین‌النهرین) هستند و بسیاری از دانش‌ها و باورهای بومی و عهد باستان را در فرهنگ و هنر خود محفوظ نگه داشته‌اند.

حال چرا این اقوام با چنین وجوه مشترک استراتژیکی و مهمی اما در مواردی با یک‌دیگر احساس بیگانگی می‌کنند و گاه دیده شده یک‌دیگر را باور ندارند، بی‌گمان ریشه در آموزش‌های غلط و اشتباهی دارد که طی قرن‌های طولانی بر این مردم تحمیل شده است و از سوی دیگر فقدان آموزش‌های لازم و ضروری تا جای‌ که شاهدیم هیچ‌گونه اقدام فرهنگی و آموزشی در جهت آشنایی مردم این خطه با نسب‌های ژنتیکی، استرتژیکی، تاریخی و سرنوشت مشترکشان به آن‌ها داده نشده است و این‌جاست که باید مسئولین دانشگاه‌های چهار استان کرمانشاه، کردستان، لرستان و ایلام را که این اقوام در حوزه‌ی آنان زندگی می‌کنند به انتقاد گرفت و از دانشجویان، اساتید و روسای این دانشگاه‌ها پرسید آیا رسالت دانشگاه نگاه به آینده و غور در سرگذشت و سرنوشت مردمان بومی خود نیست و تنها به حفظ کردن متون چند کتاب آیا به وظیفه‌شان عمل کرده‌اند؟!

همیشه این سوال در ذهنم به عنوان عنصری از این خلق بوده و هست که به‌راستی چه زمانی قرار است ما این مشکلاتمان را در کانونی علمی و در آرامش و با عقلانیت به میان بکشیم و برای یک‌دیگر توضیح بدهیم؟ و هم‌دیگر را قانع کنیم.

آیا در بحبوبه‌ی جنگ و عصبانیت باید یقه هم را گرفت و مسائل را مورد بحث و بررسی قرار داد؟ متاسفانه همیشه همین بوده و ما وسط دعواها یقه‌ی هم‌دیگر را جر داده‌ایم و در اوج عصبانیت خواسته‌ایم مسائل را برای هم توضیح بدهیم که امکان نداشته و همان جدل‌های حین بحران بارها و بارها باعث شکست‌هایمان در رسیدن به اهدافمان شده است.

چرا دانشگاه‌های ما امکان و فرصت آن را از ما گرفته‌اند تا در فضایی آرام و آکادمیک بنشینیم و مسائلمان را از هم باز کنیم و توضیح بدهیم؟ یا به گفته‌ی دیگر چرا چنین امکاناتی را فراهم نمی‌کنند؟!

 گناه آن دانشجو چیست که کم‌ترین اطلاعی نخست از هویت خود و سپس از همسایه بغل دستی‌اش ندارد و هیچ اطلاعی از اقوامی که قرن‌هاست در میان آن‌ها زندگی می‌کند ندارد؟! و در کتبی که در دانشگاه می‌خواند کم‌ترین بحثی در این خصوص وجود ندارد؟! و هیچ آگاهی از مردمانی که در یک محدوده‌ی جغرافیایی و با سرنوشتی مشترک با آن‌ها زندگی می‌کند و سرنوشتش با آن‌ها گره خورده است، ندارد؟ 

دانشجویی که به او القا شده هیچ پایگاه و جایگاه قومیتی ندارد چگونه رفتاری ممکن است با دیگرانی که در همسایگی او زندگی می‌کنند داشته باشد؟!

آیا اصلاً خبر دارد و به او گفته شده است در کجای این جهان و در کجای سرزمین ایران زندگی می‌کند؟!

این خلأها جامعه را از هر حیث در عقب‌ماندگی و بی‌خبری و در نتیجه در فرآیندی آشکارا خطرناک قرار داده و خواهد داد و همیشه فرصت را به قلم به مزدان و خودفروشانی که نه تنها نگران سرنوشت بشر نبوده بلکه هدفشان فقط کسب ثروت بوده داده است تا ما را به گمراهی بکشانند و حرف قلدران را به عنوان تاریخ مردم ما به خوردمان بدهند؟! امید که به خود آییم و به رنج و ستم تاریخی خاتمه دهیم و حقایق و انسانیت را به جای دروغ و کتمان ترویج نماییم.

این‌جانب به نوبه خود اندک اطلاعاتی در زمینه افسانه‌های بومی و فهلویات و به‌طور کلی دانش بومی دارم که حاضرم بدون هیچ چشم‌داشتی در اختیار دانشجویان و همگان قرار بدهم. باید دید همت و مسئولیت‌پذیری دانشگاه‌های ما تا کجاست؟ 

تا چه افتد و چه در نظر آید؟!‌

 

 *سیمره‌ی 481(1397/10/24)

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004