شما اینجا هستید: خانهجامعهپُست گرفتن برخی‌ها: «رندِگی» یا «زندِگی»

پُست گرفتن برخی‌ها: «رندِگی» یا «زندِگی»

سه شنبه, 07 اسفند 1397 ساعت 08:26 شناسه خبر: 4258 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
فیضی‌پور فیضی‌پور seymare

حمزه فیضی‌پور/ سیمره

از جهان دو بانگ می‌آید به ضد     تا کدامین را تو باشی مستعد

آن یکی بانگش نشور اتقیا           وان یکی بانگش فریب اشقیا

در این متن برخی اصطلاحات را از آثار اینترنتی یا کانال تلگرامی دکتر مصطفی ملکیان وام گرفته‌ام (مانند مطلوب‌های ذاتی و غیرذاتی، عقلانیت کوتاه‌مدت و بلندمدت.)

انسانِ مفید به حال و روز اجتماع  به دنبال «مطلوب‌های ذاتی» در زندگی است که حاصل درجه‌ای از معرفت و فهم عمیق او نسبت به فلسفه‌ی زندگی است؛ فهمی با ژرفی خاص که از برخی «مطلوب‌های غیرذاتی» نظیر «پُست»، «شهرت»، «قدرت» و «ثروت» گریزان است. دلیل این فرار هم در ویژگی‌های جذاب و فریب‌دهنده‌ی این «امور غیرذاتی» نهفته است و هم در شیوه‌ها، ابزارها و رفتارهایی که لازمه‌ی کسب، رصد و استمرار در برخورداری از آن‌ها می‌باشد و هم دربرخی روحیات ما انسان‌ها به عنوان نوعی کشش یا فراخواندگی به سمت این امورِ دل برنده! یک صفت بارزِ این کششِ اندرونی ما انسان‌ها را «ویکتور هوگو» مبدل شدن سریع یا از این رو به آن رو شدن می‌داند: یعنی از ماهیتِ «وجود» اصلی خود دور شدن و وجودی متضاد یافتن. این دگرگونی نامیمون «انسانیت» را طعمه‌ی آن مطلوب‌های غیرذاتی می‌کند که نتیجه‌اش تقدم و سیطره‌ی «عقلانیت کوتاه‌مدت» بر «عقلانیت بلندمدت» است. به این معنا که منافع شخصی «اصل» می‌شود و منافع عمومی «فرع».

حسب ترویج  این عقلانیت ابزاریِ کوتاه‌مدتِ منافع‌نگر و تایید و تکرار در رفتار افراد و بی‌تفاوتی جامعه و ساختارهای رسمی آن، باید هم‌چنان نمایش‌هایی را در صحنه‌ی زندگی واقعی از سوی این‌گونه افراد به تماشا بنشینیم که به مرور زمان در حال تبدیل شدن به «فرهنگ» هستند: فرهنگِ رندگی در زندگی! شاید جان گرفتن «خود شیفتگی» در وجود ما انسان‌ها مقوِم این فرهنگ باشد که جا را بر ژرفای معرفتی«خودارزشی» تنگ نموده و ارزش را در آن مطلوب‌های دل‌فریب می‌داند تا این اختلال شخصیتی را به «حس‌هایی» ارضا نماید: به‌واسطه‌ی پستی یا مدیریتی «نامی» کسب نماید، بدون توجه به احساسات جامعه خود را در معرض «دید» و «نمایش» دیگران قرار دهد، احساس خودبرتربینی از این رهگذر (داشتن عنوانی) نصیبش شود، خود را به عزت نفس یا اعتماد به نفسی کاذب نشان دهد. این تیپ افراد با «رِندگی» تمام و از جمله تملق، مدح، چاکرباشی و با توسل به مکر و حیله‌ی «عاصی» در همه‌ی عرصه‌ها با منش دلالی برای خاطرِ نفع و سود خود به بهره‌برداری از دیگران می‌پردازند و با تن دادن به هر رذیلتی  به‌دنبال ربودن ردای موقعیت‌هایی هستند که تنشان  به آن ردا نمی‌ارزد. این تیپ آدم‌هایِ پُست‌پِرست مملوک آن «جاه» و«عنوانی» هستند که حب آن جاه و مال وجود انسانیشان را مالک شده است، لذا برای استمرار این وضعیت خفت‌بار حاضرند در هر نقشی که صاحب قدرتان می‌پسندند و از آن لذت می‌برند ایفای نقش کنند؛ چرا که باور دارند: هدف وسیله را توجیه می‌کند!! در نزد این افراد، توسل به عقلانیت ابزاری کوتاه‌مدت نگر و تقدم منافع خود بر منافع عموم امری به عادت درآمده است و از این طریق تامین منافع از هر راه و ابزار را دنبال می‌کنند: سوء‌استفاده بهینه از موقعیتِ به‌دست آمده! ولو اختلاس، ولو رشوه دادن و رشوه گرفتن، ولو خریدن پُستی با پَست شدن! ملون بودن و رنگارنگی در رفتار، چند زیست بودن. جایی‌که دردمندانه باید نگران باشیم این‌جاست که این جنسِ رفتار فراگیر گردد و مقبولیت رسمی هم داشته باشند و قبح آن شکسته شود در این صورت است که به قول «موریس مترلینگ»: فانوس برداریم و روز روشن به دنبال عدالت و انسانیت بگردیم و این هم یعنی مرگ اخلاق در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و اجتماع. تداوم و ترویج این نوع الگوی تصاحب مناصبِ خدمت! خلاف نص صریح منشور سیاسی تشیع یعنی نهج‌البلاغه است؛ آن‌جا که  حضرت علی(ع) به اشعث‏بن قیس کارگزار آذربایجان می‏نویسد:«کاری که در دست توست طعمه و شکار نیست که به چنگت افتاده باشد (ترا حکومت و مدیریت نداده‏اند تا آن‌چه بیابی از آن خود دانسته بخوری) بلکه امانت و سپرده‏ای‏ است بر گردن تو (که بایستی از آن مراقبت کرده و در راه آن قدمی‏ برخلاف دستور دین برنداری) و باید به فرمان آن‌کس که بالاتر از توست، حق آن امانت پاس بداری و نگهبان آن باشی (زیرا تو زیر دست امیری هستی که تو را حافظ و نگهبان قرار داده و ولایتی‏ به تو سپرده که آن را از جانب او انجام دهی) تو را نرسد که به‏ استبداد و دلخواه خود، میان مردم رفتار کنی یا به کاری دست بزنی‏ که به آن فرمان نیافته‏ای» و  یا در نامه‌ی 53 خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند: «بپرهیزید از خودپسندی و از شگفتی در خویش و درباره صفتی از اوصاف خود که خوشایند توست. و بپرهیز از این که دل‌بسته آن باشی که در ستایش تو از اندازه بگذرند همانا که بهترین فرصت شیطان در این احوال است تا نیکوکاری نیکوکاران را بر باد دهد». 

آری آن‌هایی که «زندگی» می‌کنند و انسانیت را به  «رندگی» نمی‌فروشند شایستگانی برخوردار از معرفتی هستند که برای برخورداری از «پُستی» ندای پستی در زندگی و درماندگی در رندی را با فریاد «نه بزرگ» پاسخ می‌گویند و پر طاووس قشنگِ وجود خویش را به کرکس خودخواهی تحقیرآمیز نمی‌فروشند و به قول خیام: با «نان جوین خویش حقا که به است/ کالوده و پالوده هر خس بودن» متانت طبع را در قناعت به خود ارزشی به جای پرداختن به «خودشیفتگی»، به لذت بسیار در زندگی آرام خویش تجربه می‌نمایند و هرگز برای عنوانی زود گذر و استمرار در برخورداری به دنبال قانون بقا پُست نمی‌گردند تا زندگیشان شبیه «رندگیِ» آنانی شود که مایل هستند دولت‌ها را "چند زیست‌وار" باقی بمانند بی‌آن‌که فایده‌ای از مدیریت بادآورده آنان نصیب جامعه شود. آنانی‌که چون از مردم پروا نمی‌کنند از خدا نیز پروا نمی‌کنند (من لَم يَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَم يَتَّقِ اللّهَ)، پُست‌پرستانی که از «نصب» شدن حظ  وافر می‌برند تا رفع کمبود نمایند! و وقتی «عزل» به سراغ آنان می‌آید لابی‌های دلال را واسطه می‌کنند که برای تکیه زدن بر پستی مدیریتی هم‌چنان بیرقی که بر اوج پشت بام فکرشان برافراشته‌اند در مسیر بادها و به صدای هر سازی به زیبایی تمام به رقص درآورند بی‌آن‌که مرام و مشی مردانه زیستن برایشان مهم باشد. انسان افرادی که مضر به حال جامعه هستند  و با رندی و حیل تاخت و تاز می‌کنند.

افسوس که نان پخته، خامان دارند                  اسباب تمام، ناتمامان دارند

 

*سیمره‌ی 487 (1397/12/04)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004