شما اینجا هستید: خانهجامعهمطبوعات «مدیرپسند»!

مطبوعات «مدیرپسند»! مطلب ویژه

یکشنبه, 24 آذر 1392 ساعت 21:26 شناسه خبر: 432 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

وقتی علف‌های هَرز مزرعه را می‌گیرند

کرم‌رضا تاج‌مهر: قبل از هر چیز لازم است یادآور شوم که نگارنده بر اساس تعاریفی که وجود دارد، خودم را روزنامه‌نگار نمی‌دانم که حالا بر سر «با وجدان» یا «بی‌وجدان» بودنم بخواهم بحث کنم، یا نکنم؛ اگر چه باورم این است که اصلاً به بعضی چیزهای شخصی نباید پرداخت و با وجدان بودن یا نبودن هم مسأله‌ای است درونی و شخصی.

 در همه جای جهان جایگاه رسانه و البته اهالی رسانه به لحاظ کارکردی که از آن انتظار می‌رود، جایگاه ارزشمند و والایی است که همین مسأله باعث می‌گردد گرایش به مشاغلی چون خبرنگاری و روزنامه‌نگاری فراوان باشد. اگر چه بسیاری از کسانی که دچار این وسوسه می‌شوند، به درستی با مصائب و دشواری‌های این حیطه آشنایی ندارند و در واقع تصوری که از خبرنگاری و روزنامه‌داری و روزنامه‌نگاری دارند، تنها حاصل کار است که ارائه می‌شود و معمولاً محصول شسته‌رفته و تر و تمیزی است که هیچ جایش نشان داده نمی‌شود که برای انجام آن، دست‌اندرکارانش چه زجرهایی متحمل شده‌اند.

برای همین شرایط است که به باور بسیاری ضرورت دارد از حیث سختی و زیان‌آور بودن، این حیطه را در کنار کار در معدن و حتی سخت‌تر از آن تعریف می‌کنند. هر سال به دلایل مختلف بسیاری از کسانی که در این حیطه فعالیت می‌کنند، کشته می‌شوند و آمارها هر سال نسبت به سال پیش از آن، افزایشی و نگران‌کننده است.

در جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، علاوه بر شرایطی که به آن اشاره کردم، باید تلخی‌های دیگری را نیز افزود که به صورت کلی می‌توان تحت عنوان معیشت و منزلت به آن‌ها پرداخت. شاید کم‌تر کسی بداند که یک خبرنگار با چه مصیبت‌هایی امورات زندگی‌اش می‌گذرد. از نظر جایگاه اجتماعی هم که خبری نیست؛ البته این مسأله شامل حال همه نمی‌شود و از آنجا که رسانه‌های‌مان به «دولتی» و «غیر دولتی» تقسیم می‌شوند، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران‌مان هم بر همین اساس به دو دسته تقسیم می‌شوند که البته شرایط متفاوتی را در زندگی تجربه می‌کنند.

البته اگر به دشواری‌های زندگی خبرنگاری اشاره می‌کنم، نمی‌خواهم وجود چنین شرایطی را دلیل موجهی بدانم تا بر اساس آن، اهالی رسانه خودشان را مجاز به انجام هر کاری بدانند، که یک اصل اساسی وجود دارد که با وجود شخصی بودن، راهگشاست. به هر حال هر کدام از اما با علم به شرایطی که وجود دارد، وارد حیطه‌های مختلف می‌شویم و مسئولیت‌هایی را می‌پذیریم. بر اساس همین آگاهی، آنچه در درجه‌ی اول اهمیت دارد این مسأله است که در وجود خودمان توانایی درک و تحمل شرایط مورد نظر را داشته باشیم؛ که اگر این گونه نباشد یا خودمان را بیرون می‌کشیم(که منطقی و عقلانی است) یا می‌مانیم و از اصول عدول می‌کنیم (که غیر منطقی، غیر انسانی و غیر اخلاقی است)، که به عبارتی می‌توان از آن تعبیر به «کارشکنی» هم کرد.

متأسفانه در حال حاضر بسیاری از کسانی که مشغول به کار خبر و روزنامه‌نگاری هستند، در چارچوب دوم قابل تعریف هستند که در ابعاد مختلف می‌تواند نتایج تلخی را به دنبال داشته باشد که دامنگیر جامعه می‌شود. کافی است تصور نماییم که یک خبرنگار بخواهد از قواعد و اصول کارش عدول کند و ارزش‌های کاری‌اش را نادیده بگیرد؛ آیا بازتاب این عملِ او تنها و تنها به خودش بازمی‌گردد؟!

متأسفانه در سال‌های اخیر «خبرنگاران مدیرپسند»ی ظهور کرده‌اند که از اساس همه‌ی چارچوب‌های کار رسانه را به هم ریخته‌اند و از آنجا که این بخش کار دارای جذابیت‌های کاذب و به دور از اصول فراوانی است، روزبه‌روز بر تعداد این قبیل خبرنگاران افزوده می‌شود. در هشت سال گذشته و هم‌زمان با روی کار آمدنِ مدیرانی که صرفِ وابستگی به جریان حاکم بر کشور، شرایط مدیر شدن‌شان فراهم گردید و بازِ ریاست را بر شانه‌های خویش دیدند؛ از آنجا که خلاء‌های فراوانی در حوزه‌های مدیریتی این طیف بود که می‌توانست دست‌مایه‌ی کار خبری از دیدگاه‌های مختلف باشد، برای رفو کردن آن خلاء‌ها و گذشتن از کنارشان، سیر شکل‌گیری «خبرنگاران مدیرپسند» روند صعودی تندی به خودش گرفت؛ آنچنان که بسیاری از افراد غیر رسانه‌ای شاغل در مطبوعات، دست به قلم بردند و از عملکردهای غیر مثبت فلان مدیر و بهمان رییس، حکایت‌ها ساختند و البته به یُمنِ درآمدی که از این راه حاصل نمودند، صاحب بسیاری از امکانات نداشته گردیدند و این روند نامطلوب آنچنان پیش رفته که خبرنگاران و روزنامه‌نگاران کاربلد و دلسوز را به حاشیه رانده یا در روندی خطرناک‌تر آن‌ها را به استخدام خود درآورده‌اند تا کمبودهای کار حرفه‌ای خود را به این روش جبران نمایند؛ به این معنی که گروه اول با در اختیار گرفتن امکانات و منابع مالی و ارتباطی، گروه دوم را ناگزیر به کناره‌گیری از کار یا همراهی با جریان نامشروعی می‌کنند که خود به راه انداخته‌اند.

شگفتا که سیستم سخت‌گیرِ دولتی هم به راحتی به این طیف همه جور مجوز فعالیت اعطا می‌کند. آیا می‌توان این سیاست را سیاستی آگاهانه قلمداد نمود؟! به هر حال نشریاتی که در این چارچوب و توسط این افراد مجوز فعالیت دریافت می‌کنند، نه نشریه به معنای واقعی، که یک بنگاه سودآور اقتصادی هستند. البته نگارنده با روش‌های سودآور کردن رسانه (در چارچوب عرف و اخلاق) مخالفتی ندارم و ضروری‌شان می‌دانم، اما به شرطی که هدف اصلی فعالیت مطبوعاتی و رسانه‌ای قرار نگیرند. به هر حال هر مطبوعه بر اساس عرف و قانون به منظور رفع خلاء‌هایی متولد می‌شود و باید همه‌ی تلاش‌ دست‌اندرکارانش حرکت در این مسیر باشد و اگر ضروری باشد برای تقویتِ دستیابی به این هدف متعالی فعالیت‌های دیگری هم صورت گیرد، به شرط دور نشدن از مسیر و هدف اصلی مجاز و پسندیده است؛ در غیر این صورت گمان نمی‌کنم اخلاقی و قانونی باشد. اگر چه به هر حال مسئولان امر نشریات بی‌خطر و غیرحرفه‌ای را بر انواع دیگر ترجیح می‌دهند؛ دست‌کم به این خاطر که برای‌شان تولید دردسر(با تعریف خودشان) نمی‌شود و صندلی مدیریت‌شان با هیچ گونه خطری مواجه نمی‌گردد.

در مقابل نشریات و خبرنگاران «مدیرپسند» که در واقع نقش روابط‌عمومی‌ها را به شایستگی ایفا می‌کنند(!) تک و توک نشریات مخاطب‌پسندی هم وجود دارند که البته لابلای حجم زیاد نشریات دسته‌ی اول دیده نمی‌شوند و از آنجا که نشریات «مدیرپسند» از نظر منابع مالی با مشکلی مواجه نیستند، در مقوله‌ی جذب مخاطب هیچ تلاشی از خودشان نشان نمی‌دهند و همین امر باعث می‌گردد نشریه را به صورت رایگان در اختیار دکه‌های مطبوعاتی بگذارند و دکه‌داران از آنجا که همه‌ی پول فروش این قبیل نشریات(نه کسر منطقی آن) در اختیار خودشان قرار می‌گیرد، رغبت بیشتری برای جلوی چشم گذاشتن این نشریات و در نهایت فروش آن‌ها دارند و از آنجا که با محدودیت جا هم مواجه هستند، بسیاری از آن‌ها قید تحویل گرفتن نشریات جدی و چارچوب‌دار را می‌زنند و عواقب آن برایشان اهمیتی هم ندارد. این روند در سطح ادارات دولتی هم با توزیع رایگان به انجام می‌رسد و مثل این است که در نبود کشاورزی دلسوز و البته کارشناس، علف‌های هرز به یکباره رمق مزرعه را بگیرند و مجال رویش را از گیاهان مفید بگیرند.   

نگاهی به مطبوعاتی که در حال حاضر در استان منتشر می‌شوند، این واقعیت تلخ را گوشزد می‌کند که روز به روز بر تعداد مطبوعات «دولتی‌پسند» و «خنثی» افزوده می‌شود و در عوض هر روز نسل نشریات حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیر و واقعی منقرض می‌شود. آیا نباید مدیران مربوطه پاسخگوی شکل‌گیری این جریان ناصواب باشند؟‌

این مطلب در شماره‌ی 150 مورخ 18آذر1392 مجله‌ی وزین اقتصاد و جامعه چاپ شده‌است.          

1 نظر

  • پیوند نظر محمودي محمودي دوشنبه, 25 آذر 1392 ساعت 19:29

    «نشريه شميم راهنما»

    اولين شماره دو هفته نامه شميم راهنما با روش اطلاع رساني، خبري، تحليلي، پژوهشي، آموزشي در زمينه مسائل اجتماعي فرهنگي با گستره سراسر كشور به چاپ رسيد.
    به گزارش خبرنگارگهرنيوز اين نشريه با صاحب امتيازي سهراب محمودي در تاريخ 27/12/91 و به شماره ثبت 39323/91 از اداره كل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد پروانه انتشار دريافت كرد. در اين شماره با عنوان«سلام يعني سلامتي» در دكه هاي مطبوعات كشور قابل دريافت مي باشد.
    در اين شماره مي خوانيد:
     سلام يعني سلامتي
     مسلمانان قربانيان واژه تروريست
     نگاه جديد به زندگي در انديشه خيام
     منابع انساني اولويت بي بديل توسعه
     اقليم شناسي ايران شناسي(اليگودرز/ لرستان)
     جنگ نرم
     اخبار
    هيأت تحريريه: محمدجعفر محمدزاده، سهراب محمودي، اميررضا عباسي، عباس محمودي

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004