شما اینجا هستید: خانهجامعهبررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان(بخش پنجم)

بررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان(بخش پنجم) مطلب ویژه

سه شنبه, 24 ارديبهشت 1398 ساعت 17:20 شناسه خبر: 4369 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اردشیر کشاورز/ سیمره: در نوبت‌های پیشین بخش‌هایی از مطالب کتاب ارجمند ایلات و طوایف لرستان، تألیف زنده‌یاد، علامه‌ی روان‌شاد، محمدرضا والی‌زاده معجزی مورد بررسی و نقد و نظر و بحث و فحص قرار گرفت و اینک ادامه‌ی موضوع از صفحه‌ی 342 ذیل مبحث تشریح وضعیت و موجودیت خوانین میر سیمره، در آستانه‌ی اوایل دهه‌ی یک‌هزار و سیصد خورشیدی، یعنی بعد از کشته شدن مرحوم روان‌شاد میرصیدمحمدخان اشرف‌العشایر میروزیر، مطلبی آمده است که مأنوس به اسناد، مکتوبات و مطالب تاریخی به‌جای مانده نیست و لذا خوانش آن به این صورت هست که با قطع ارتباط خوانین میر، با والی پشت‌کوه، بعد از کشته شدن مرحوم اشرف‌العشایر در سال 1303 خورشیدی و دستور والی،(غلامرضاخان امیرجنگ) مبنی بر غارت خانه و قیطول بزرگان میر، آنان دیگر قادر به ماندن در سیمره نبوده و از آن‌جا به پیش‌کوه کوچ کرده و رغماً لانفِ والی، با اردوهای دولتی به همکاری مشغول شدند

و چنان تقربی حاصل کردند که به جای پست‌های ژاندارمری، مامور امنیت راه‌های لرستان گردیدند-صفحه‌ی 349- و لذا نگارش چنین موردی ناصحیح و بدون پیشینه‌ی مستند و سابقه‌ی لازم و درست بوده که بزرگان میر از سال 1303 خورشیدی و با کشته شدن اشرف‌العشایر با توجه به دشمنی والی با آنان دیگر قادر به ماندن در سیمره نبوده و به مناطقی از پیش‌کوه، مشخص نیست چه محل و منطقه‌ای کوچ و یا مهاجرت کردند و با توجه به همکاری با نیروهای دولتی و تقرب مربوطه به دستگاه، وظایفِ امنیت راه‌های لرستان را به جای پست‌های ژاندارمری عهده دار شدند. پاسخ می‌تواند چنین باشد، در هنگامه‌ی کشته شدن مرحوم اشرف‌العشایر، والی در پشت‌کوه نبوده و در املاک خریداری شده‌اش در حدفاصل محل‌های بدرایی و ضرباتیه از محال‌کوت به نام شورجه روزگار می‌گذرانید و بعد از این‌که زمینه‌ی بازگشت والی توسط یحیی‌خان سالاراشرف فرزند حاج محمدرضا خان ظهیرالملک زنگنه امیرتومان رییس ایل و فوج زنگنه در عصر قاجاری که دختر مرحوم یدالله‌خان علوی اشرف‌الملک پسر غلامرضاخان والی را در حباله‌ی نکاح، داشت فراهم گردید(1)، سالاراشرف از کار چاق‌کن‌های سردار سپه و محارم او بود و به نمایندگی دوره‌ی پنجم مجلس شورای ملی با حمایت سردار سپه انتخاب گردید، البته بازگشت والی از بین‌النهرین در سال 1303 که تا سال 1307 خورشیدی به درازا کشید، مولود پرداخت رشوه‌ای کلان بود که از جانب والی به سردار سپه صورت گرفته بود.

استاد دکتر سکندر امان‌اللهی در این مود به استناد مصاحبه‌هایی که با مرحوم یدالله‌خان علوی داشته است، می‌نویسد:« هم‌اکنون یدالله‌خان علوی فرزند غلامرضاخان والی پشت‌کوه در آبدانان پشت‌کوه در فقر شدید به سر می‌برد،[منظور زمان اواخر حیات یدالله‌خان بوده است] زیرا رضاشاه آن‌ها را از هستی ساقط کرد، در چند مصاحبه‌ی که در آبدانان با یدالله‌خان علوی داشتم، اظهار داشت که پدرش مبلغ یک‌صد و پنجاه هزار لیره انگلیسی به رضاشاه داده بود، و قرار بر این بود که مزاحمتی برایش ایجاد نکند، اما با این حال رضاشاه پس از دریافت پول‌ها، مجدداً به تعقیب او پرداخت و سرانجام ناگریز در سال 1307 به عراق پناهنده شد.»(2 )روان‌شاد یدالله‌خان را به‌رغم قرابت تا اواخر سال‌های دهه‌ی یک‌هزار و سیصد و چهل زیارت نکرده بودم، سال 1348 که مأمور  و مسئول پست و تلگراف سیمره– آبدانان– بدره بودم به دیدار و سرکشی مرحوم میرجمشیدخان هاشمی پدر همسرم در دره شهر آمده بود و شب‌ها را که در ساختمان پست و تلگراف به مطالب خاطرات گذشته‌های دور و نزدیک خود در فرانسه و ... می‌پرداخت و با گوش هوش مي‌شنیدم از این موضوع مطلبی نشنیدم گو این‌که مطلب در کلیت خود درست بوده، حقیقت و واقعیت دارد، چون راوی و ناقل آن پروفسور دکتر امان‌اللهی می‌باشند، اما مبلغ و میزان یک‌صد و پنجاه هزار لیره‌ی انگلیسی، تا حدی اغراق به نظر می‌رسد. احتمال دارد پانزده هزار لیره‌ی انگلیسی مراد، بوده باشد.

در هر صورت به مطلب روان‌شاد معجزی در صفحه‌ی 349 باز می‌گردیم که نوشته‌اند: میرها به جای پست‌های ژاندارمری مامور امنیت راه‌های لرستان گردیدند، در این راستا می‌توان ضمن مردود دانستن نوشته‌ی مذکور، قایل به این لغزش از جانب نویسنده فقید گردید، چون هیچ‌گونه سند و مدرکی ارائه نشده است به متن سند شماره 62 مندرج در صفحه‌ی 50 کتاب عملیات لرستان، اسناد سرتیپ شاه‌بختی اشاره کرد که از خرم‌آباد به تهران به امیر لشکر غرب به این صورت اطلاع داده شده است که می‌خوانیم:«همه ساله معمول بوده، تجار خرم‌آبادی به دزفول رفته، توسط دیرکوندها، مال‌التجاره‌ی خودشان را به خرم‌آباد حمل نموده و کرایه‌ می‌دادند، امسال نیز مال‌التجاره‌ی کلی تجار را حمل نموده به 3 فرسخی خرم‌آباد آورده‌اند، ولی امسال ایل مزبور در تحویل دادن بارهای تجارتی خودداری نموده و طفره می‌روند، دو روز قبل، فدوی شرحی به آن‌ها نوشته به اطاعت و انقیاد دعوت نموده و در ضمن گوش‌زد کردم مال‌های تجارتی را به خرم‌آباد ارسال، خودشان نیز ایاب و ذهاب به شهر نموده و از مراحم دولت همه نوع مطمئن باشند، اینک راپورتی از تاجری که حامل کاغذ مزبور بوده رسیده که مفادش این است: اولاً میرها به هیچ‌وجه حاضر به اطاعت نیستند، دوم در دادن مال‌التجاره طفره می‌روند.»(3) البته میرهای مورد بحث مشخصاً میرهای سیمره نبوده‌اند و شاید میرهای دیگر محل‌های منطقه‌ی وسیع و گسترده‌ی بالاگریوه، بوده باشند و هم‌چنان در عدم ارائه‌ی هرگونه سند و مدرک از جانب روان‌شاد معجزی که روشن‌گر ماهیت ادعا باشد، در فقدان و نبود سند، شبهه را قوی می‌گیریم که استاد معجزی ذهنیتی از موضوعیت تاریخی حراست از راه‌های لرستان از پل زال تا چُل جایدر در پل‌دختر را که مسیر تردد کاروان‌های تجارتی و .... و مردم و مترددین در عصر قاجاریه از سال 1280هجری قمری به بعد بوده است، داشته و می‌دانیم. به موجب مفاد و مدلول احکام مربوطه حفاظت به عهده‌ی بزرگان میر از جمله مرحوم حاج میرتیمورخان درگوند رییس ایل بزرگ و کوچ‌رو درکوند و فرزند ارشدش مرحوم اشرف‌العشایر میر وزیر واگذار شده بود. از این روی نویسنده‌ی فقید در این راستا دچار لغزش و خلط مبحث و تداخل موضوع محمول و مکان گردیده و متاسفانه ویراستار محترم هم ‌چون از رخدادها، وقایع و حوادث تاریخی ایالت کهن لرستان آگاهی لازم نداشته، چون استاد ارجمند پروفسور دکتر میرجلال‌‌الدین کزازی که از حجم و کثرت و تعدد ایلی و عشیره‌ای، ایلات و طوایف لرستان اطلاع و آگاهی نداشته و اصولاً کار و تخصص ایشان شناخت جوامع عشایری نیست، راحتی و سهولت کار را در این امر دیده‌اند تا حجم کلی و گسترده‌ی ایلات کهن، قدیم و قویم لرستان را در یک کلمه تیره و تیره‌ها خلاصه کرده، کارت برنده‌ی نویسنده‌ی فقید را در ارائه‌ی مباحث تشریح و تعریف ساختارهای ایلی و عشیره‌ای که مولود سال‌ها تجربه، تخصص، آگاهی و شناخت بوده است بسوزانند، و می‌شود گفت، همان کاری که قوم و خویش عزیز، آگاه و ارزشمندم جناب اسعدخان غضنفری با حجم کثیر زحمات استاد، مورخ و شاعر فقید روان‌شاد اسفندیارخان غضنفری امرایی پدر بزرگوارشان که با مرارت و رنج بسیار، تاریخ اجداد، نیاکان و پدران خود را نگاشته و واقعاً واجد آگاهی و اطلاعات تاریخی سودمند و مفید و معتبری در درون تاریخ لرستان هست، با آوار و حجمی از لغزش‌ها و اشتباهات تاریخی به عنوان ویراستار عرضه کنند، و لذا آن‌چه که در بخش اول گفته‌ایم مقایسه‌ی تاریخ روان‌شاد معجزی با تاریخ بیهقی قیاس الفارق است از این که‌ بایستی مناسبات و مشترکات تاریخی را در عرصه‌ی زمان، مکان و انسان همان ابعاد 3 گانه‌ی چیستی تاریخ، یا تاریخ چیست مورد ارزیابی و سنجش قرار داد و مدنظر داشت.

در صفحات 349 و 350 کتاب مورد بررسی پیرامون موضوعیت تبعید سران عشایر لرستان و از جمله بزرگان میر سیمره و مردم و طوایف وابسته به آنان و دیگر جمعیت‌های ایلی و عشیره‌ای مطالبی آمده است که با توجه به نگارش مطلب روان‌شاد معجزی حول پیوستن مرحوم میرزا محمدخان تیمورپور به قیام سال 1306 خورشیدی علی‌محمدخان امیراعظم غضنفری امرایی، علیه شاه‌بختی و یاغی خواندن مردمان طوایف لرستان و از جمله بیرانوندها و دیگران و سلحشوران ایلات لرستان و بزرگان از خاندان طایفه‌‌ی میر، ماحصل کلام لشکرکشی به ترهان از جانب سرتیپ محمدزکریا که بعداً به شاه‌بختی معروف گردید لذا مطلب کتاب نه حقیقت است، نه واقعیت، اما بخشی از آن، یعنی پیوستن تعدادی از سران میر سیمره به قیام را می‌توان نقطه‌ی قوت عملکردِ خاندان میر در نیمه‌ی اول حکومت رضاشاه دانست، هر چند در سال‌های بعدی در اجرای هدف و نیات شوم و سیاست عمومی دولتِ پهلوی اول که بنا به نوشته‌ی روان‌شاد معجزی، همان قطع ریشه‌ی نفوذ و قدرت خوانین و برانداختن بساط خان خانی در لرستان بود. اما نه تنها در لرستان، بلکه در تمامی کشور سیاست عمومی آن بود که تحت لوای محو نفوذ حاکمیت ملوک الطوایفی، حکومت متمرکز در یک نفر و در شخص رضاشاه که خواسته‌ی استعماری انگلیس بود، از قوه به فعل در آید که چنان نیز شد و در پی سرکوبی‌های شدید سران عشایر و بردار کردن سرداران عشایری و انباشتن زندان‌های دژبانی باغ شاه و سپس زندان شهربانی و زندان قصر و ...، تخته قاپو و اسکان عشایر در عصر دیکتاتوری، جابه‌جایی و تبعید عشایر از نقطه‌ای در غرب به شرق، و شمال  و ... همه چیز در محاق خفقان فرو رفت که در حوصله‌ی این بحث نیست، و در ادامه‌ی مطلب می‌خوانیم:« سپهبد شاه‌بختی، [سرتیپ شاه‌بختی] را با ستونش در سرخ‌دم کوهدشت [سرخ‌دم لری] محاصره نمودند، سمت فرماندهی ارکان حرب[رییس ستاد جنگ] به عهده‌ی میرمیرزا محمدخان تیمورپور و مرحوم شهاب[اسفندیارخان میر- فرزند حاج میرتیمورخان درکوند] و دیگر برادرانش بوده‌ که با سواران خود به علی‌محمدخان امیراعظم کمک می‌کرده‌اند.»

جریان درگیری‌های بین قوای نظامی شاه‌بختی با عشایر طرفدار امیراعظم به موجب شرح اسناد سرتیپ شاه‌بختی از صفحه‌ی 210 به بعد تا 228 به موجب تشریح عملیات نظامیان و تحرکات نیروهای عشایری و محاصره‌ی ستون نظامی در محل سرخ‌دم لری در شرق کوهدشت و عدم توفیق در امدادرسانی به قوای ارتش در کتاب عملیات لرستان آمده است که به آن می‌پردازیم، اما در این راستا، آن‌چه محل مذاکره، بحث و فحص و نقد و نظر تاریخی ماجرا می‌باشد عدم تذکار محاصره‌ی نظامیان، قطع ارتباط آنان با دیگر ستون‌های نظامی و اتمام آذوقه‌ی مورد نیاز و مصرف قوای ارتشی بوده که نظامیان را بعد از سپری شدن نزدیک به 17 روز، ناچار به خوردن گوشت چهارپایان خود کرده بود که موضوع در کتاب عملیات لرستان صفحه‌ی 221 ذیل شرح وقایع لیله و یوم 27 آبان‌ماه 1306 آمده‌است که مشروح و مفصل در بخش بعدی به آن می‌پردازیم و اما و متاسفانه، نه در کتاب ایلات و طوایف لرستان روان‌شاد معجزی به آن اشاره شده که به عنوان نقص کلی تلقی می‌گردد و نه در یادداشت‌های مرحوم میرزا محمدخان تیمور شاهد وجود آن هستیم.

 

ادامه دارد...

 

پی‌نوشت‌های ارجاعی:

1-عملیات لرستان، اسناد سرتیپ محمد شاه‌بختی1303 شمسی به کوشش کاوه بیات، نشر شیرازه، بی‌تا[1373]، تهران، ص 54

2-جغرافیای لرستان، پیش‌کوه و پشت‌کوه[1300ه. ق] از نویسنده‌ای ناشناس، به کوشش دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند، ناشر اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، چاپ اول، 1370، خرم‌آباد، ص 163

3- عملیات لرستان، پیشین، ص 50. 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004