شما اینجا هستید: خانهجامعهآرزو کنیم سیل نیاید

آرزو کنیم سیل نیاید مطلب ویژه

چهارشنبه, 03 مهر 1398 ساعت 08:29 شناسه خبر: 4612 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
صادق سیفی صادق سیفی سیمره

صادق سیفی/ سیمره: با این‌که لرستان به تازگی سیلی ویرانگر را پشت سر گذاشته، اخیراً معاون امور آب وزارت نیرو اعلام کرده‌است: احتمال بروز سیلاب در 14 استان کشور طی سال آینده وجود دارد و استان‌های گیلان، مازندران، گلستان، خوزستان، کرمانشاه و لرستان در معرض بروز سیلاب‌های شدیدتری هستند(اطلاعات-20شهریور 98).

1-این خبر برای استانی چون لرستان با آن‌چه در گذشته تجربه کرده‌است، هشداری جدی است؛ جدی از آن روی که ما در رویدادهای مشابه گذشته تسلیم محض وقایع بوده‌ایم و این واقعیت را مرور چند بازه‌ی زمانی به اثبات می‌رساند.

 

نیاز نیست به مشکلات باقی‌مانده در شهرهای جنوب استان اشاره کنیم کافی است چند نمونه از مرکز استان را مورد توجه قرار دهیم از جمله: صدای ملت در شماره‌ی 19 آبان 1395 خود از قول مدیرعامل هلال‌احمر استان می‌نویسد: در جریان بارش باران و تگرگ و وقوع سیلاب در خرم‌آباد 270 نفر توسط این نیروها امدادرسانی شدند. این گزارش سپس می‌‌افزاید باران و تگرگ موجب آب‌گرفتگی معابر و برخی منازل شد و سیل دو دختر دانشجو را در خیابان شورا بلعید که یکی از آن‌ها جان باخت و دیگری هم اکنون در کماست. این روزنامه در شماره‌ی 29 فروردین‌ 1395 خود نیز می‌نویسد: فوران آب چشمه‌های شهر خرم‌آباد، صدها واحد مسکونی- تجاری- اداری و آموزشی در این شهر را درنوردید. بر اساس این گزارش طغیان چشمه‌ها به گونه‌ای است که در برخی خیابان‌ها و پیاده‌‌روها امکان تردد به صورت پیاده ممکن نیست. از داستان سیل اخیر هم با آن همه خسارت، زمان زیادی نگذشته که نیاز به بازخوانی داشته باشد. 

این نمونه‌ها مبین تکرار الگویی است که بر بی‌برنامگی دستگاه‌های مسئول تاکید دارد و بر این اساس، با این که شش ماه از جریان سیل ویران‌ساز سال جاری می‌گذرد ولی به‌رغم تلاش‌ها و اقدام‌هایی که از سوی مردم، نهادها و استان‌های معین به انجام رسیده، هنوز برخی کارها به سامان نشده‌است در این حیطه در خصوص مرکز استان ظاهراً زیربناهایی مهم چون ساخت سد تنگ شبیخون در سکوتی محض به تاق نسیان کوبیده شده و احداث سد مخمل‌کوه هم در حد یک کلنگ‌زنی رایج باقی است تا آینده چه بخواهد.

افزون بر پروژه‌های کلان، هنوز بخشی از دیوارهای ساحلی بازسازی و ترمیم نشده است؛ هم‌چنین تکلیف پل دوم مقابل دیوار باغ گلستان روشن نیست و آن‌چه از سازه‌های ناتمام این پل، بر جای مانده‌است، خود می‌تواند در نقش یک عامل اخلال عمل کند. از سویی، عبور و مرور در بخشی از کرگانه هنوز امکان‌پذیر نیست و این همه در حالی است که طراحان کار، گویی بر این تصوراند که سیل در دره‌ی خرم‌آباد فقط بر بستر رودخانه جاری می‌شود و بنابراین برای جلوگیری از تجاوز آب به کرانه‌ها و پس‌کرانه‌های رود، باید دیوارهای ساحلی را چند متر بالا ببرند بدون توجه به این‌که: 

الف) رودخانه‌ی خرم‌آباد یک اکوسیستم پر ارزش با نقش‌آفرینی‌‌ها مختلف است و نمی‌توان پرونده‌ی آن را زیر عنوان یک مسیل صِرف بست و به بایگانی فرستاد چرا که از جمله کارکردهای این اکوسیستم چند عاملی، استفاده‌ی مردم شهر از آن، به عنوان تفرجگاه است و نمی‌شود بدون داشتن نگاهی زیبایی‌شناختی، با ساخت دیوارهای سنگی بلند، ارتباط بصری آن را با شهر و مردم شهر قطع کرد آن هم در شرایطی که در ایران، انگشت شمار شهرهایی وجود دارد که رودخانه از وسط‌شان جاری باشد و به آ‌ن‌ها طراوت و زیبایی ببخشد.

ب) طراحان این طرح شاید تصورشان این است که سیلاب‌های جاری در رودخانه‌ی خرم‌آباد از حوضه‌ی آبریز رباط آغاز و در مسیر خود چند شاخه‌ی دیگر را دریافت و به رودخانه منتقل می‌کند که البته تا این حد درست است ولی اشکال این نظر از آن‌جا شروع می‌شود که دره‌ی خرم‌آباد محاط در بین کوه‌هایی چون مخمل‌کوه است که به علت تبدیل مسیل‌های آن به ساخت‌وسازهای بی‌ضابطه و نبود کانال انتقال آب، خود به صورت آبریزی فرعی عمل می‌کند و آن‌چه از بارش‌های سیل‌خیز بر آن  فرو می‌افتد را در نهایت به محله‌های پشت دیوارهای ساحلی از جمله منطقه‌ی مطهری و ... سرازیر می‌سازد؛ آبی که اگر به رودخانه نریزد بر خیابان و خانه و محل کسب و کار مردم آوار می‌شود و اینک باید معلوم شود در ساخت دیواره‌های ساحلی، چه تدبیری برای سیل‌های پشت دیوار اندیشیده شده‌است!؟.

2- در این وادی، مشکل تنها جاری شدن سیل نیست بلکه پس از آن، چگونگی برخورد با چالش‌های برآمده از آن است. در این زمینه کافی است از انباره‌ای پر نمونه، تنها به دو مورد ملی و محلی اشاره کرد تا معلوم شود که ما در مصاف این‌گونه رویدادها چند مرده حلاجیم!؟.

نخست در بُعد ملی: نگارنده در شماره‌ی 26 اردی‌بهشت 98 سیمره زیرعنوان: فلک‌زده‌ای به نام فلک‌الافلاک نوشتم: پس از باران‌های اخیر و تخریب پردامنه‌ی پوشش گیاهی بخش غربی تپه‌ی فلک‌الافلاک، مسئولان استان، رول‌هایی از پلاستیک را به طور موقت جایگزین پوشش گیاهی کردند تا در بارش‌های احتمالی بعدی، مانع هجوم آب‌ها و ریزش بیش‌تر خاک شود. سپس معاون میراث فرهنگی کشور به خرم‌آباد آمدند و ضمن بازدید از آن‌چه اتفاق افتاده، با اشاره به طرح مرمت و استحکام‌بخشی قلعه‌ی فلک‌الافلاک اظهار داشتند: «در این هفته شورای راه‌بردی قلعه‌ی فلک‌الافلاک متشکل از مهندسان با تخصص‌های مختلف تشکیل و اعضای آن به منظور ارزیابی وضع، از قلعه بازدید خواهند کرد و طی این هفته و یا هفته‌ی آینده برای مرمت اضطراری قلعه، تکمیل یا تغییر طرح استحکام‌بخشی این بنای تاریخی با توجه به شرایط جدید به وجود آمده تصمیم‌گیری خواهد شد»(همشهری 19فروردین 98).

اینک از آن تاریخ نه تنها آن«هفته یا هفته‌ی آینده»ی مورد نظر معاون سازمان میراث‌فرهنگی کشور بلکه بیش از 5 ماه یعنی 20 هفته می‌گذرد و در حالی که استاندار لرستان اظهار داشته‌اند: گردشگری مهم‌ترین محور توسعه‌ی لرستان است(کیهان 12 شهریور98)، شاهد هیچ اقدام عملی برای پیش‌گیری از فاجعه‌ای که ممکن است در نگین گردشگری لرستان روی دهد، نیستیم؛ خاک‌ها کماکان لخت و بی تکیه‌گاه و چشم به راه تصمیم شورای راه‌بردی مورد نظر معاون میراث فرهنگی کشور!.

دوم در بعد محلی: کافی است به داستان پل بهداری بعد از جریان سیل گذشته توجه کنیم و این‌که این پل صرفاً به خاطر آب‌بردگی بخشی از دستک‌های دو طرف آن، ماه‌ها مسدود ماند و به تبع آن، ترافیکی سنگین بر محورهای منتهی به پل تحمیل شد. در این مدت خیلی‌ها فکر می‌کردند اصل پل آسیب دیده‌است و این در حالی بود که بعد از این همه وقت کشی معلوم شد پل مشکلی نداشته و تنها با استفاده از چند کامیون شن و آخال ساختمانی و پر کردن گودهای حاصلِ از سیل، مسئله حل شد و جالب این‌که بعد از حل مشکل اول حالا مشکل دیگری لاینحل مانده و ماه‌هاست دوطرف پل نرده ندارد و مثل یک سازه‌ی روستایی، به جای نرده‌های پیشین بلوک‌های سیمانی وظیفه‌ی حفاظت از عابران را برعهده گرفته‌است و آیا این همه بی‌تفاوتی مصداقی بر آن شعر نیست که: سر آن کشته بنازم که پس از کشته شدن/ سرخود گیرد و اندر پی قاتل بدود!؟.

3-گرفتاری این‌جاست که در این دیار وقتی بحرانی پیش می‌آید همه سینه سپر می‌کنند که: چو فردا برآید بلند آفتاب/ من و گرز و میدان و افراسیاب ولی فردا که آفتاب بلند برآمد، نه از «من‌»‌ها خبری هست نه از گرز و میدان اما افراسیاب هم‌چنان پابرجا و ..... چه باید کرد؟! زورمان که به کسی نمی‌رسد، پس به جای نقد عملکردها آرزو کنیم دیگر سیل نیاید!.

*این یادداشت در شماره‌ی 507 سیمره(1398/07/01) چاپ شده‌است.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004