شما اینجا هستید: خانهجامعهپوپولیست(زنگ منافع) و اُپورتونیست (رنگ نفاق)

پوپولیست(زنگ منافع) و اُپورتونیست (رنگ نفاق) مطلب ویژه

پنج شنبه, 02 آبان 1398 ساعت 18:32 شناسه خبر: 4669 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
فیضی‌پور فیضی‌پور seymare

آیا  عوام گرایی شبیه فرصت‌ طلبی است؟

«اُپورتونیست» باشیم یا «پوپولیست»  فرقی نمی‌کند هردو نفاقند و بس

 

رنگ صدق و رنگ تقوی و یقین  تا ابد باقی بود بر عابدین

رنگ شک و رنگ کفران و نفاق   تا ابد باقی بود بر جان عاق (مولانا)

 

الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ  وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا «منافقان آنانی هستند که نگران و مراقب حال شمایند، چنان‌چه برای شما فتح و ظفری پیش آید (برای اخذ غنیمت) گویند: نه آخر ما با شما بودیم؟! و اگر کافران را فتح و بهره‌ای رسد به آن‌ها گویند: نه ما شما را به اسرار مسلمانان آگاه کردیم و شما را از آسیب مؤمنان نگه‌داری نمودیم؟! پس خدا فردای قیامت میان شما و آنان حکم کند، و خداوند هیچ‌گاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلّط باز نخواهد نمود»(نساء /141)

یک پیام از آیه فوق به عنوان مطلع ورود در تشریح عنوان متن:) منافقان فرصت‌طلبند و از هر پيشامدى به سود خود بهره مى‌گيرند. يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ....( تفسیر نور/ محسن قرائتی)‌

مفهوم و ریشه‌ی تاریخی دو اصطلاح «اپورچونیسم و پوپولیسم: اپورچونیسم یعنی فرصت‌طلبی به مفهوم منفی آن، آن‌گونه که در فرهنگ معین آمده‌است، فرصت‌طلبی، پی فرصت مناسب بودن برای رسیدن به اهداف شخصی بدون اعتقاد به اصولی خاص.

«این اصطلاح بیش‌تر در فلسفه کمونیسم و از طرف نویسندگان و فلاسفه کمونیست در مورد طبقات متوسط (بورژواها) به‌خصوص در نیمه‌ی اول قرن بیستم زیاد به‌کار رفته و آن‌را از خصائص افراد طبقه متوسط می‌شمارند که به زودی همراه تغییر اوضاع سیاسی تغییر رنگ سیاسی می‌دهند». مبنای فکری اپورتونیست‌ها جهت دست‌یابی به اهداف شحصی مجموعه‌ای از «فعالیت‌ها و تدارکات  فریب‌کارانه و مزورانه» است. تکیه‌گاه عادتی و رفتارِ باورمندانه و اعتقادیشان نگاه ابزاری به امور برای تحقق اهداف مدنظرشان می‌باشد به عبارت دیگر از نظر این تیپ شخصیت افرادِ خودخواه:«هدف وسیله را توجیه می‌کند». گزاره‌های اخلاقی- انسانی را  شعار می‌دهند اما بدون باور به آن‌ها و در عمل این گزاره‌ها را در جلوی پای رسیدن به اغراص شخصی و اهداف و منافع چون گوسفند قربانی ذبح می‌کنند. از منظر باورهای دینی (رفتارهای صادقانه به‌دور از حیله و فریب‌کاری، یا دستیابی به اهداف از مسیر مشروع که اگر این‌گونه نباشد به فرمایشِ مولا علی(ع) از مسیر نامشروع به اهداف دست یافتن خود مصداق شکست خوردن است و نه پیروزی «الغالب بالشر المغلوب» و نیز نگاه تئوریک صاحب نظران حوزه علم سیاست و اجتماع؛ از جمله «میشل فوکو» دست‌یابی به اهداف و مثلا «قدرت» باید مشروعیت داشته باشد و فایده‌مندی قدرت در جامعه را «مشروعیت» آن می‌داند به این معنا که بدون هویت سیاسی روشن و از راه  تزویر، مکر، نگاه ابزاری داشتن و فرصت‌طلبی کسب مشروعیت امکان ندارد. لذا فرصت‌طلبان در آرزوی تحقق آسان و بدون هزینه دادن رویه و روش روشنی در فعالیت‌های فکری- سیاسی ندارند و به اصطلاح فارسی از هر طرف که باد بوزد «گندم خود را باد می‌دهند.» نان به نرخ روز خوردن، مجاهدان شنبه بودن. به عبارتی این شرایط و زمان هست که زیرساخت باورهای آن‌ها را شکل می‌دهد. این آقایان فرصت‌طلب یا ابن‌الوقت‌ها به وقت پیروزی‌ها حاضرِ حاضر هستند و به زمان تقسیم منافع  خیلی هم طلب‌کار!! و ثابت قدم!

پوپولیسم یا نظریه‌ي عوام‌گرایانه مفهومی شبیه اپورتونیسم دارد و در مراد و مرام هم نظر و هم باور! این نظریه‌ی فلسفی بر آرای هربرت شیلر و بر این فرض اولیه مبتنی است که عامه‌ی مردم را افرادی ناآگاه، منفعل و ضعیف می‌پندارد. تاریخچه‌ی آن را به اواسط سده‌ی نوزدهم و به جنبش‌های مختلفی که در سرزمین‌هایی مثل شوروی سابق به وقوع پیوسته‌است، می‌رسانند. یعنی از بابت ریشه‌ی تاریخی شکل‌گیری با اپوتورنیست‌ها هم ریشه‌اند.« ریشه‌ی عوام‌گرایی در میان روشن‌فکران تندرو روسیه در دهه‌ی۱۸۶۰ با ظهور نارودنیک‌ها (مردم‌باوران) پدید آمد. نارودنیک‌ها بر آن بودند که روسیه بی‌آن‌که مرحله‌ی سرمایه‌داری را بگذراند می‌تواند مستقیم به سوسیالیسم برسد و اساس آن را می‌توان بر کومون‌های روستایی گذاشت. در دهه‌ی۱۸۷۰ دانشجویان نارودنیک به روستا (میان مردم) رفتند تا تخم انقلاب را در میان مردم بپراکنند. طرفداران این دو نظر و مرام با توسل به هر ابزاری درصدد رسیدن به میزهای ریاست و قدرتند و کسب وزارت و یا وکالتی را از هر راه ممکنه ولو نامشروع (نه بر مبنای خواست واقعی مردم) دنبال می‌کنند. بذری که این دو مرام هم‌اندیش در جامعه می‌کارد محصولش مرگ سرمایه‌های اجتماعی و فکری است؛ به چیزی که نامش را دردمندی برای جامعه و اصلاح و پیش‌رفت بنامیم اعتقاد ندارند، باورآن‌ها سواری روی موج احساسات و هیجانات کاذبی است که فریب‌کارانه یا به‌وجود می‌آورند و یا از بسترهای موجود در جامعه که مولد این احساسات هست نهایت بهره‌برداری را می‌نمایند. در جامعه ما به لحاظ نظری، باورهای دینی، گزاره‌ها و آموزه‌های معرفت دینی این‌گونه مرام‌ ها را نه تنها مذموم می‌دانند که افراد جامعه را به لحاظ سلامتِ اخلاقی (اخلاق سیاسی- اجتماعی) از این دو مرام ناپاک فکریِ فریب‌کارانه بر حذر می‌دارد؛ چرا که اساس و پایه‌ی فکری این گونه افرادِ فرصت‌طلب و به ظاهر مردم‌مدار!! فریب افکارعمومی و زیرپا گذاشتن صداقت مردمانی است که گاه حسب شرایطی، در دام شعارهای دروغین آن‌ها گرفتار می‌شوند. اگر بخواهیم مصداق بیاوریم کافی است در ادبیات سیاسی ساری و جاریِ جامعه خودمان به دسته‌ها و باندهای سیاسی با تابلوی «اصول‌گرایی» و «اصلاح‌طلبی» نظری بیندازیم و حد و مرز شعارها و عملکردشان را مورد سنجش قرار دهیم. البته نگارنده قصد تعمیم دادن صفت مذموم و ناپسند عوام‌گرایی و فرصت‌طلبی فریب‌کارانه را به همه‌ی افرادی ندارم که با مشی اصلاح‌طلبی و اصول‌‌گرایی فعالیت سیاسی دارند، چه بسیار اشخاص متشخصِ دین باور و نخبه‌گرایی که در هردو حریان مشغول فعالیت باورمندانه هستند اما در مقایسه با «فرصت‌طلبان» و سایه‌نشینان تاثیرگذاری راهبردی کم‌تری دارند. فرصت‌طلبان نخبه‌گریز چهار چشمی مترصد بزنگاه‌ها هستند، در هردولتی و به وقت اتمام دوره آن دولت در اندیشه چگونگی هضم در دولت بعدی هستند تا استمرارطلبانه اهداف و اغراض شخصیشان برآورده شود، به تنها چیزی که نمی‌اندیشند و خود را سرزنش نمی‌کنند همان شعارهای مردم‌پسندی است که ابزارگرایانه با آن به قدرتی رسیده‌اند و مردمان مظلوم و صاحبان اصلی آن قدرت را به بوته فراموشی می‌سپارند و بیش‌تر مواقع طلب‌کارانه و در اوج نخوت و تکبر به مردم نظری می‌اندازند، بی‌آن‌که  فایده و یا خدمتی نصیبشان کرده باشند. چه در دولت پوپولیست سابق و چه در میان دولتمردان فعلی ابزارگرایانه به رای مردم نگریستند و می‌نگرند. در دولت فعلی جالب آن‌جاست که ریاست محترم جمهور در یک سخن‌رانی به ایام تبلیغات انتخابات 96 واژه‌ای را به کار بردند که اشاره به فرصت‌طلبان داشت: کفش نیم بند کشیده‌ها!! اما همین تیپ افراد در سطوح مختلف مدیریتی جای خوش کردند و در یک هویت سیاسی مجهول فرصت‌طلبانه و بدون توجه به خواست‌های عموم جامعه در حوزه‌های مختلف در اندیشه منافع شخصی و خانوادگی هستند. آن‌چه که دولت روحانی را زمین‌گیر کرده است و او را از چشم رای دهندگانش انداخته است، حضور مسمر فرصت‌طلبان مسئولی است که هیچ‌گونه مسئولیتی را در قبال کژکارکردها و نارضایتی‌ها عمومی نمی‌پذیرند و یا پاسخ‌گوی وضعیت موجود نیستند و شاید یک دلیلش  سال 1400 باشد و استمرار کاریشان در آن دولت نیز!!، اگر آمار اختلاس‌ها وسوء استفاده از موقعیت‌های مدیریتی و شیوه‌ی انتصابات همین افراد سودجوی فرصت‌طلب را در کنار هم قرار دهیم به یک نتیجه خواهیم رسید که در دایره‌ی بسته مدیریتی، فرصت‌طلبان جولان می‌دهند و گردش نخبگان در سطوح مدیریتی مختلف در جامعه را بر نمی‌تابند و با انواع و اقسام برچسب‌هایی که اتفاقا شناسه واقعی هویتی آن‌ها می‌باشد شایستگان را به کنجی می‌رانند. البته در طول تاریخ همواره این‌گونه افراد بوده‌اند،«افرادی که از عصر ۲۵مرداد تا۲۷مرداد زنده‌باد مصدق می‌گفتند و درست در ۲۸ مرداد شعارمرگ بر مصدق می‌گفتند همان شعبان بی‌مخ‌هایی که بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به سیستم مدیریتی کشور زده‌اند.

مدیران فرصت‌طلب و ابن‌الوقت‌هایی که اغلب در انتخابات صبحانه‌ی‌ کاری با اصول‌گرایان می‌خورند نهار را با اصلاح‌طلبان هستند و شام نیز پاچه‌خوار مستقلین و همواره هم سعی دارند در کادر دوربین در کنار مدیران ارشد قراربگیرند». تا زمانی که ساختارها و مراکز تصمیم‌گیری پذیرای این‌گونه افراد منفعت‌طلبِ فرصت‌گرا هستند، هم‌چنان باید شاهد بی‌اعتمادی احتماعی، تضعیف روحیه‌ی انسان‌ها آزاده، مومن و کارآمد و بی‌انگیزگی آن‌ها در ورود به فعالیت‌های سیاسی باشیم. نتیجه آن‌که اگر دولتمردان فعلی بر پوپولیست‌های دوره‌ی نهم و دهم ایراد می‌گرفتند اینک خود بدتر و به مراتب پوپولیست‌وارتر چرخه‌ی آن را تکمیل‌‌تر نموده و در دام فرصت‌طلبی، فرصت‌طلبان، اندیشه سودگرایانه برآورده شدن نفع شخصی را به یک فرهنگ و باور در کنشگری معطوف به کسب قدرت تبدیل نموده‌اند و جامعه را به این سمت کشانده‌اند که باور کنند و البته باور کرده‌اند که: نابرده رنج گنج میسرتر می‌شود!!!. با این وجود نگارنده که خود رای دهده به این دولت بوده است بر این باور می‌باشد که همه چیز می‌گذرد ولو آن که بر فرصت‌طلبان به خوشی و بر دلسوزان به دل ریشی بگذرد و معتقد به آن اصول اخلاقی هست که در وادی سیاست هویت مجهول و ملون را در راستای کسب اهداف امری نامشروع و ناپایدار می‌داند که آن‌چه جاودانه هست وماندگار؛ رنگ صدق در هویت سیاسی ماست و نه «رنگ آن گروهی که ازرق لباس و دل سیهند».

من لم یتق وجوه الناس لم یتق الله عزو جل (آن که از مردم پروا نکند از خدا نیز پروا نمی‌کند«امام حسن عسکری(ع)» 

این همه سفره فتاده گونه گون

تا که باشد آدمی را آزمون

آزمونی سخت چون بار گران

شیر بیشه بایدش این امتحان 

نان عزت نان پاکست و عزیز

نان ذلت نان عبدست و کنیز

حیف دندان روی هر نانی رود

اف بر آن‌که نان هر خوانی خورد

همتی جانا که در دنیای دون

خانه بی همتان گردد نگون

همت عالی مردان بزرگ

 

بر کند از ریشه کوه‌های سترگ

 

*نوشته‌ی حمزه‌ی فیضی‌پور/ سیمره‌ی 511 (1398/08/02)

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004