شما اینجا هستید: خانهجامعهتسریع در «چرخش» یا ترفیع در«گردشِ» مدیران و مسئله‌ی «کارآمدی»

تسریع در «چرخش» یا ترفیع در«گردشِ» مدیران و مسئله‌ی «کارآمدی» مطلب ویژه

جمعه, 01 آذر 1398 ساعت 19:29 شناسه خبر: 4722 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
حمزه فیضی‌پور حمزه فیضی‌پور سیمره

ریاست به دست کسانی خطاست    که از دستشان دست‌ها برخداست (سعدی)

سوال: آیا برای توسعه‌یافتگی؛ مدیران باید نخبه‌ی کارآمد باشند و یا باید «بچرخند و بگردند» و کارآمدی نخبگان مهم نیست؟

پاسخ به سوال در برداشت‌های زیر می‌آید که دریافت بهترِ پاسخ به برداشت خواننده‌ی محترم متن بستگی دارد :

 

برداشت اول: «چرخش»

احتمالاً خوانندگان متن با اولین نگاه به عنوان، این‌گونه برداشت بکنند که منظور و مراد نگارنده از این نوشتار، در آستانه‌ی انتخابات و بازی‌های سیاسی و خرید مدیریت‌ها به هر قیمت است؛ به این معنا که زبانم لال مدیران دلسوز!! و کارآمدی که هرگز بدون تکیه بر تکیه‌گاه مطمئن همیشه «ساری و جاریِ» رابطه! و با پرهیز از تملق‌بازی پیرامون واسطه‌ها و دل‌نبستن و عدم تعلق به میز مدیریت‌ها!!! کت‌وشلوار ریاست بر اداره یا اداره‌کلی بر تن شایسته و نازنینِ خلاق خویش کرده‌اند و با  درایت در مدیریت، در رزومه‌ی کاری خود توسعه و رونق اقتصادی استان، شهرستان و یا بخشِ محل کار را با آمارهایی تکان دهنده ثبت نموده‌اند!

بیکاری را با همتی جانانه به رقمی تک‌رقمی!! رسانده‌اند، البته شایسته‌وار و با ذکاوتی هوشمندانه و زیرکیِ فرصت‌طلبانه و با پوشیدن لباس بادگیر ازرقی!! خود را در مسیر وزش باد سیاسیِ باندِهای قدرتی قرار می‌دهند که با چرتکه و یا حساب سرانگشتیِ دقیق و ذهن پویای زمان‌شناس حساب می‌کنند چه کسی یا چه کسانی و از چه باندی این بار«هفت منهای پنجم اسفند سال 98»! به «بهارستان» ورود پیدا می‌کنند آن‌هم با این تحلیل که رای مردم کیلویی چند!! هرکسی ناظرین و مجریان را داشته باشد قدرت و ریاست را از آن خود خواهد کرد لذا چارلی چاپلین‌وار (خوش حرکتیِ صامتِ صامت) و یا با بازی پانتومیم دل طرفِ بر کرسی سبز بهارستان نشسته را می‌رباید، ذهنش را از گذشته هویت سیاسی خود پاک می‌کنند و با یک منطقِ خاص مبتنی بر داستان رجال آشپزِ  «بادنجان یا بادمجان دور قاپ‌چین‌های دوره‌ی ناصری (ناصرالدین شاه) برای حفظ و استمرار ریاستی و ادامه‌ي اشغال سمتی دل به کسب هویت باندی جدید می‌سپارند و این همان برداشت اول است که محرک چرخ دنده در چرخش‌ها «باد» است: چرخش به سمت راست یا چپ با محوریت منافع و ستودن «سمت و سرعت وزش باد!!»

 

برداشت دوم:«گردش»

گردش مدیران؛ آن ساحت مبارک از وجود رؤسا مدیرانی است که مدام در جلسات متعدد و متکثر و البته با کیفیت! در حال آمدوشد، هستند و زمان مفید کاریشان در این گردش‌ها سپری می‌شود و ارباب رجوع شرمنده از عدم حضورشان در دفتر محل کار و مداوم منتظرِ در سالن انتظار برای گرفتن یک امضا از آنان. یا یک معنای دیگر از «گردش»، سفرها و مکان‌هایی چون «کیش» و یا زبانم لال سفرهای تحقیقانی و پژوهشی که گاهی مدیر زحمت‌کش ما به خاطر خلاقیت‌ها و افزایش میزان کارآمدی مجموعه‌ی تحت امرش و در نتیجه رضایت صددرصدی ارباب رجوع، تشویقی می‌گیرد و همراه خانواده جهت درمان به یک کشور ناشناخته می‌رود مثلاً انگلیس یا آلمان؛ هرچند سیل باشد و مردم در محاصره سیل!! این‌جا دیگر سخن از «مات» و «کیش» شدن است!! فرقی نمی‌کند چه کیش جنوب ایران خودمان باشد چه  کیشِ ارباب رجوع!!

 

برداشت سوم: «چرخش» و «گردش»

نگاه به تجارب کشورهای در مسیر توسعه و یا پیشرفته (ژاپن، سنگاپور، مالزی و ....) و تامل در تاریخ تحولات آن‌ها و توجه به باورهای نهادینه شده در امر آموزش و کارآمدی مدیریت‌ها و پرورش نیروی انسانی ورزیده و با به اهتزاز درآوردن پرچم «توسعه متوازن» یک بینش راه‌بردی را پیش روی ما قرار می‌دهد تا با یک اقتباس و یا انتخاب رویکردی توسعه‌گرایانه‌ی مبتنی بر بهره‌گیری از تجارب مفید و پرهیز از تز شکست خورده‌ی «آزمون و خطا» بیاموزیم و «فری» را در«هنگ» بیامیزیم که به معنای واقعی «فرهنگِ» باشد: فرهنگِ پذیرفتن و آموختن گزاره‌ها و آموزه‌هایی که ما را به سمت الزامات توسعه‌یافتگی سوق دهد. الزاماتی که برآیندی از نظریات کاربردیِ حوزه‌ی توسعه در جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی سازمان‌ها می‌باشد:« الزام به حذف و برداشتن موانع توسعه‌یافتگی که مثلاً اشاره به مقاومت‌ها در برابر تغییرات دارد و الزام به  تشخیص عوامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که امر جهش را در توسعه تسهیل می‌کند» (نقل به مضمون ازکیا :1374، ص 55). 

این دو الزام را در یک جمله می‌توان خلاصه کرد: آمادگی ذهنی، باور به تغییر در فرایند گذر زمان و اخلاقی شدن پذیرش‌ها. به این معنا که در حوزه‌ی سیاست باور نابارورشده و ناپخته‌ی «یا من یا هیچ‌کس» که متاسفانه در جامعه‌ی ما یک «ارزش» شده ارزش‌زدایی شود وگرنه هم‌چنان «درِ» مدیریت مدیران خاص روی یک پاشنه می‌چرخد و بی‌توجه به اصل شایسته‌پروری حلقه‌ی چرخشی مدیران ناکارآمد و کاملاً دلبسته به ریاست در حالتی کاملاً «بسته»، بی‌تحرک! روی مدار ناکارآمدی می‌گردد که در نتیجه روزمرگیِ مدیریت این‌چنین افرادِ ریاست‌طلب علاوه بر نارضایتی افکار عمومی از کلیت ساختار به دلیل «تعمیم دادن نابکارایی برخی مدیریت‌ها» و نیز به دلیل فهم نادرست از معنای متفاوت «چرخش» و «گردش» در دنیای انگیزشی، سیاسی و مدیریتی در جامعه‌ی ما که  نه تنها  «نخبگان نوآور»  وجهی نمی‌یابند و به کنجی رانده می‌شوند!! «چرخش نخبگان، به اشتباه به مفهوم گردش نخبگان در حوزه‌ی مدیریت در سازمان‌ها  ترویج یافته و فرهنگ گشته است». درحالی‌که «چرخش اشاره به حرکت دوری و دورانی دارد که چرخنده، پس از حرکتی کوتاه و مقطعی، مجدداً به جای اول خود برمی‌گردد و عنصر ثانویه، حق ورود به این شبکه را ندارد، اما گردش به معنای، حرکت از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌باشد و به ندرت اتفاق می‌افتد که گردنده به جای اول خود باز‌گردد و فاقد عنصر تکرار است». این چنین وضعی در کلیت ساختار باندپرور جامعه‌ی ما آن‌چنان هویداست که  در خلا «گردش مدیران نخبه» فساد سیاسی ناشی ار چرخش مدیران نام‌آشنایِ باندی و بستن حلقه‌ی مدیریت‌ها و صد البته تنگ‌تر شدن این حلقه منجر به بازتولید فساد (اختلاس، سوء استفاده‌ها از موقعیت‌های در اختیار، دامادسالاری و گسترش این چرخه در تمام سطوح مدیریتی و...) و متراکم شدن انتظارات جامعه نخبگان می‌شود که مدیران مدورِ مزورِ همیشه در حال چرخش ولو پا به سن گذاشته یا مانع ورود آنان به جریان مدیریت می‌شوند که می‌دانند با بودن آنان، جامعه «تفاوت‌ها» را ملموسانه حس خواهند نمود و یا آن‌که اسباب خروج آن‌ها از کشور، منطقه و یا زادگاهشان می‌شوند. در کشورهایی که در این نگارش از آن‌ها نام برده شد غیرممکن است کسی بیش از 10 سال بر ریاست سازمان یا وزرات‌خانه‌ای تکیه کند و پس از اتمام مسئولیت، نهایتاً در پژوهشگاه‌ها و یا دانشگاه‌ها مشغول به کار علمی می‌شود و این عدد نهایت و اوج مدیریت است آن‌هم در صورت  استمرار کارآمدی، صلاحیت و شایستگی شخص مدیر، وگرنه بارها شنیده‌ایم و دیده‌ایم برکناری‌ها و عزل‌ها یا استعفای مدیران در چنین سیستم‌هایی که  گردش جای چرخش مدور را گرفته است، بسیار اتفاق افتاده عمر نخست وزیری یک فرد یا مدیریت یک حزب در این کشورها به دوسال یا سه سال نرسیده است و با فشار افکار عمومی و اعمال فرایندهای قانونی از حلقه‌ی مدیریتی کنار گذاشته شده‌اند و یا خود کنار رفته‌اند آن‌هم در یک فضای به‌دور از تنش و با پذیرفتن تقصیرها و قصورها. دلیل موفقیت این کشورها بها دادن به همان نظریات کاربردی پژوهش‌محورانه اندیشمندان در اتاق فکرنشسته مراکز علمی- پژوهشی دانشگاهی است؛ به عنوان مثال: همین نظریه گردش یا چرخش نخبگان در ساختار مدیریتی جامعه توسط افراد صاحب‌نام و مالک اثرات مکتوب تحقیقاتی (سی رایت میلز آمریکایی ، باتومورهندی الاصل انگلیسی، آلفرد پاره تو ایتالیایی و موسکا، ریمون آرون، کنت گالبرایت  و .......) بارها به چالش کشیده شده و با نقد و حلاجی کردن آن استراتژی مشخصی را برای دگرگونی در جامعه و کارآمدی مدیران در اختیار فعالان حوزه‌ی سیاست و مدیریت قرار داده است .

ما هم تافته‌ي جدا بافته از دنیای پیشرفته نیستیم؛ می‌‌توانیم با بهره‌گیری و اقتباس از نظریات و تجربیات راه‌بردی کشورهای پیشرفته شاهد یک تحول در حلقه‌ی بسته مدیران الیگارشیک باشیم که آمدن و حضور برخی از بر مسندنشینان قدرت در سطوح مختلف مدیریتی؛ اعم از وزارت و وکالت نه بر اساس نردبان شایسته‌سالاری که بر اساس ابزاری نگاه کردن به «رای» مردم؛ آن را نردبانی می‌دانند تا همیشه با اعمال شیوه‌ها و روش‌های غیراخلاقی (وابسته‌سازی ارکان تاثیرگذار) مادام در آن حلقه‌ی بسته بر بام قدرت چرخش‌وار بمانند، بدون آن‌که هیچ‌کاری و یا خدمتی برای این نردبان همیشه کمر خم شده! به ذهن خلاقشان! بیاید. اگر این آقایان از اسامی نظریه‌پرداز بلاد کفر بدشان می‌آید، بیایند از منشور پُربها و گنجینه‌ي سرشار از درس، کلام و گفتارِ عبرت دهنده‌ی نورانی علیِ عدالت(ع) «نهج‌البلاغه» که همیشه و به وقت نیاز و به مراتب در سخنان از آن کلام برای نغز سخن‌رانی‌هایمان سوء‌استفاده می‌کنیم بهره گیرند و حداقل این نکته را مرور کنند :« در صدر اسلام نقل شده است که محمدبن ابوبکر یکی از افراد مورد اعتماد حضرت علی(ع) بود که امام او را به سمت استانداری مصر منصوب کرد. اما بعد از مدتی باتوجه به شرایط مصر حضرت تصمیم گرفتند که فردی چون مالک اشتر را به استانداری مصر منصوب کنند.

حضرت پس از این تغییر نامه‌ای به محمد نوشتند و از چرایی تغییر مدیران گفتند و فرمودند:« به من خبر رسید که ناراحت شدی از این‌که اشتر را بر سر کار تو فرستادم. این کار من برای کندی تو در سعی و کوشش و افزایش تلاشت نبوده و خواستم آن‌چه را در زیر دست توست و بر آن حاکمی، (حکومت مصر) از تو بگیرم، تو را بر کاری حاکم سازم که بر تو آسانتر باشد؛ امارت آن بر تو خوشتر آید.»

 

 نتیجه‌گیری: مدارک بدون درک، حمل بر نخبگی نیست، مدبرِ نخبه‌ی کارآمدِ متخصصِ مجربِ دلسوز مورد نظر است که به گردش نخبگانِ مدیرِمجرب در سطوح مدیریت می‌اندیشد؛ خود را به هر قیمتی بر صدر مسئولیت‌ها نمی‌نشاند چرا که قدر و قیمتِ گوهر وجودی خویش را می‌شناسد، این تیپ شخصیت‌ها، دایره یا حلقه‌ی بسته مدیریتی را کانون تجمع عناصر فاسدِ ریاست‌طلبی می‌دانند که فساد سیاسی، اقتصادی، اخلاقی، شکاف طبقاتی، انتقال مدیریت از پدر زن به شاه داماد به دلیل ژن خوب!! پررنگ شدن و رونق یافتن بازارآمار و ارقام! بخش‌هایی از نتایج این نوع مدیریت در چرخش و گردش است. باید یادآوری شود مدیریت یک علم است و در عین حال شخصیت متناسب با آن هم باید مورد عنایت قرار گیرد. بسیار باید رنجور شد ازدست آن تیپ مدیرانِ در اکثریتی!! که در منظومه ذهن مشوش و یا ساحت درونی آنان (عقاید و احساسات) جز ریاست‌طلبی، تفاخر، میز و ممیزی چیزی دیگر نظم نمی‌گیرد و در دو ساحت بیرونی آنان (کردار و گفتار) نیز جز تظاهر و عدم تطابق کردار با گفتارشان کارآمدی دیده نمی‌شود. بنابراین این عزیزان ناکارآمد و پُرمدعا بارگران و هزینه‌ي گزاف ملک و مملکت‌داری هستند و با استفاده از زبان گویای تملق و تعلق خویش! همیشه و همه‌جا به قدرت خود را وصل می‌کنند ولو آن‌که خودشان می‌دانند که دیگران هم می‌توانند مثل آنان باشند و گلیم خود را از آب بیرون بکشند  اما درک این مسئله برایشان دشوار است: به چه قیمتی!!! می‌دانیم و می‌دانند به هر طریق و شیوه که خود را بیارایند تا همیشه در حلقه‌ی ریاست بچرخند و بگردند و غاصبانه جای را بر افرادِ از جنس ناب تنگ نمایند نمی‌توانند از حقیقت موجود در متن دو بیت زیر فرار کنند:

هر مرد شتردار اویس قرنی نیست

هر شیشه‌ی گل‌رنگ عقیق یمنی نیست

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد 

هر احمد و محمود رسول مدنی نیست (مولوی)

 

منابع:

- ازکیا، مصطفی (1374). مقدمه ای بر جامعه شناسی  توسعه . انتشارات اطلاعات .چاپ چهارم

-تی بی باتومور (1371) . نخبگان و جامعه . ترجمه  علیرضا ظیب ،انتشارات دانشگاه تهران

و منابع دیگر ........

 

**نوشته‌ی حمزه فیضی‌‌پور/ سیمره‌ی 514 (1398/08/26)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004