شما اینجا هستید: خانهجامعهزن آيينه‌ي ستم

زن آيينه‌ي ستم

یکشنبه, 15 دی 1398 ساعت 11:04 شناسه خبر: 4804 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
حسین خداکرمی حسین خداکرمی

سیمره/ حسین خداکرمی: در دوران كودكي ياد دارم خانمي نزد پدرم آمد، در حالي كه مثل بيد مي‌لرزيد و گريه مي‌كرد از پدرم كه با هم خويشي داشتند، استمداد مي‌طلبيد. بي‌درنگ پدرم با يك شيشه‌ي چراغ گردسوز قديمي او را راهي خانه‌اش كرد. داستان اين بود كه زن در موقع تميز كردن شيشه از دستش در رفته و شكسته بود. مي‌گفت اگر همسرم به خانه بيايد و متوجه شود طلاقم حتمي است!!

آن زمان نمي‌توانستم عمق فاجعه را درك كنم كه يك اشتباه جزِیي از طرف زن ممكن است به فرجامي تلخ و آينده‌اي مبهم براي يك زن رقم بخورد.

 

بدون ترديد در زمان الوهيت زن و زن‌سالاري در پيشا تاريخ اساس مديريت و رهبري سيستم اجتماعي برعهده‌ي يك يا چند زن بوده و مادر يا بزرگ‌ترين جنس مونث سرپرست خانواده به حساب مي‌آمده و روابط خانوادگي و فاميلي و نژاد بر مبناي جنس مونث تعريف مي‌شده است.

در دوران باستان، زن اداره‌ي تمامي امور زندگي و پرورش فرزندان را به عهده داشته لذا اين دوران، عصر مادرسالاري يا مادرشاهي نام گرفته است. در عصر نوسنگي اين روال مادرشاهي هم‌چنان ادامه يافته و هنرهاي متفاوت هم‌چون كشاورزي، تهيه غذا، بافندگي و كوزه‌گري عوامل برتري زنان بر مردان بوده و سبب شده در اين اعصار مردان به دهكده و محل زندگي زنان نقل مكان كنند؛ و حق جدايي و حضانت فرزندان با زنان باشد.

ويل دورانت معتقد است:«اختلاف بين زن و مرد بيش‌تر از لحاظ شرايط زندگي و محيط پيدا شده است. زن در آن زمان از حيث بلندي قامت، بردباري، چاره‌انديشي و شجاعت دست‌كمي از مرد نداشته و مرد به چشم بازيچه‌ی جنسي به او نظر نمي‌كرده است.»

اما عصر دامداري‌ ـ كشاورزي زمان مالكيت مردان بود. مالكيت بر همه‌ي امور و از جمله زنان، عصر پارينه‌سنگي يا عصرآهن، زمان مساوات زنان و مردان نبود و زمان پدرسالاري يا آغاز بي‌عدالتي و عدم مساوات زن و مرد در عرصه‌ي  تاريخ بود.

 در طول تاريخ چون قلم در دست مردان بوده و زنان جايگاهي در عرصه‌هاي اجتماعي ـ سياسي نداشته‌اند صفات نوع انساني را كه در هر دوجنس مشتركند به زنان نسبت داده‌اند و زنان بي‌دفاع نيز به دليل كثرت هجمه‌هاي منفي، پذيراي اين سخنان شده‌اند. سعدي طنزي در مورد شيطان دارد با اين مضمون كه شخصي ابليس را به خواب مي‌بيند.

ندانم كجا ديده‌ام در كتاب                           

كه ابليس را ديد شخصي به خواب

به بالا صنوبر به ديدن چوحور

 چوخورشيدش ازچهره مي‌تافت نور

فرارفت و گفت اي عجب اين تويي

فرشته نباشد بدين نيكويي

تو كاين روي داري به حسن قمر                   

چرا در جهاني به زشتي سمر؟

شنيد اين سخن بخت برگشته ديو

 به زاري برآورد بانگ و غريو

كه اي نيكبخت، اين نه روي من است

وليكن قلم در كف دشمن است

پس جايي كه قلم در دستان مردان است انتظاري جز برجسته و زوم كردن بر روي صفات منفي زنان نمي‌رود. صفاتي كه بعضاً در وجود پاره‌اي از مردان قوي‌تر به نظر مي‌رسد و صفاتي هم به دليل مهجور ماندن زنان در پستوها در وجودشان رشد كرده است.

به پاره‌اي از اشعار در مورد هجو زنان اشاره مي‌كنيم. از شاه‌نامه آغاز مي‌كنيم. بسياري از ابيات زن‌ستيز شاه‌نامه الحاقي و جعلي است. مثلاً در امثال و حكم دهخدا بيتي بسيار سخيف به فردوسي نسبت داده شده كه جعلي است و از زبان انوشيروان آمده است:

زنان را ستايي سگان را ستاي                     

كه يك سگ به از صد زن پارساي

يا از زبان شاه يمن آمده است:

به اختر كس آن دان كه دخترش نيست                 

چو دختر بود روشن اخترش نيست

كه الحاقي است و يا اين بيت:

زن و اژدها هر دو در خاك به                        

جهان پاك از اين هر دو ناپاك به

(ص3)

اما صرف‌نظر از اين ابيات الحاقي ابياتي در نكوهش زنان درشاه‌نامه آمده است.

مثل:

كسي كو بود مهتر انجمن                            

كفن بهتراو را ز فرمان زن

كرا از پس پرده دختر بود                          

 اگر تاج دارد بداختر بود

البته بايد توجه داشت كه فردوسي منبعي به نام شاه‌نامه‌ي منثور ابومنصوري داشته و به خاطر امانت‌داري عين آن را به نظم درآورده است و به همين دليل تناقض‌هايي در مورد زن در شاه‌نامه ديده مي‌شود. مثلا در جايي مي‌گويد:

چو فرزند را باشد آيين و فر                           

 گرامي به دل بر چه ماده چه نر

و نيز:

ز پاكي و از پارسايي زن                      

كه هم غم‌گساراست و هم راي‌زن

در قرن هفتم در زمان حاكميت ايلخانان مغول با بستر فرهنگي خاص قرن هفت شيخ اجل سعدي هم در تأييد حكايات خويش ابياتي زن‌ستيز آورده است:

-به گفتار زنان هرگز مكن كار                   

  زنان را تا تواني مرده انگار

-يكي گفت كس را زن بد مباد                         

  دگر گفت زن در جهان خود مباد

- چو زن راه بازار گيرد بزن                           

  وگرنه تو در خانه بشين چو زن

مولوي نيز زن را مظهر نفس مي‌داند و پرهيز از نفس را توصيه مي‌كند.

- زر و زن را به‌جان ميپرست زيرا                        

براين دو دوخت يزدان كافري را

اين سه شاعر، شاعران طراز اول ايرانند و بيانگر و زبان زمان خويش‌اند، نه اين‌كه ديد و نگاه آن‌ها در مورد زن اين‌گونه باشد. پس زن هميشه از زبان مردان توصيف شده و جز اين جفاها انتظاري نرفته و نمي‌رود.

هرچه از قرون گذشته به سوي مدرنيته حركت مي‌كنيم مي‌بينيم كه توصيف زن به صورت ضعيفه، ناقص‌العقل، ترسو، فضول و غيره رنگ باخته و زنان در عرصه‌هاي مختلف گاه بر مردان پيشي گرفته‌اند.«اشو» معتقد است «براي ايجاد يك جامعه‌ي خوش‌بخت بايد به فكر خوش‌بختي زنان بود.» چرا كه زن اساس و بنيان خانواده است.

خانه خاموش و خالي با وجود زن سامان گرفته و مأمني براي آرامش همسر و فرزندان خواهد شد.

در صورت برابري حقوق زن با مرد و پرورش استعداد و توانايي‌هاي خاص زنان، دنيايي ديگر رخ مي‌نمايد كه مملو از عشق، محبت و صلح و صفا خواهد بود. به نظر نگارنده اگر در جهان زن در جايگاه خود در مديريت‌هاي مختلف حضور داشته باشد قطعا در جهان صلح واقعي و پايدار برقرار خواهد شد.

اميد كه زنان روز به روز بيش‌تر به احقاق حقوق و برابري با مردان برسند و ظلم تاريخي به حقشان را با احراز هويّت و استعدادهاي خودشان نفي كنند. 

*چاپ شده در سیمره519(7دی‌ماه98)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004