شما اینجا هستید: خانهجامعهجامعه‌ی بهت‌زده به کدام سو می‌رود؟

جامعه‌ی بهت‌زده به کدام سو می‌رود؟

دوشنبه, 23 دی 1398 ساعت 13:07 شناسه خبر: 4822 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
دکتر مجتبا ترکارانی دکتر مجتبا ترکارانی

دکترمجتبا ترکارانی/ جامعه‌شناس: جامعه ما چندی است که کمتر خبرهای شادکننده‌ای می‌شنود. به روزمرگی دچار شده‌ایم که اگر خبری و حادثه‌ای موجی ایجاد می‌کند این خبری غمگین و ناراحت کننده است تا جایی که حتا اگر خبر خوب و امیدوارکننده‌ای نیز برسد باز باورکردنش دشوار است و یا معتقدی که این نیز موجی گذراست و می‌رود و باز غم و ناامیدی است که مستولی می‌شود.

پیامد این همه حس فرار از خود است. در این‌جاست که همه به‌دنبال فرار و مهاجرت هستند. هرکسی فکر می‌کند اگر از این‌جا برود حالش بهتر می‌شود در حالی که فراموش کرده او دارد از خودش فرار می‌کند خودی که همیشه با اوست و رهایش نمی‌کند.

هدفم از این روایت تلخ در آغاز این یادداشت بیان حالتی در این روزهاست که خیلی‌ها بدان گرفتارند و هرچه فکر می‌کنند جوابی برایش نمی‌یابند. راستی چرا چنین شده‌ایم؟ یادداشت زیر تلاش دارد در پرتو حوادث چند ماهه‌ی اخیر پاسخی برای این پرسش بیابد.

 

جامعه‌ی ما به قول بسیاری از صاحب‌نظران جامعه ناشاد و غم‌زده است. قرار گرفتن در سر چهار راه حوادث تاریخی همیشه برای این جامعه بلازده حاوی مصیبت و درد بوده است. بلایای طبیعی و انسانی اعم از سیل و زلزله و طاعون و جنگ و غارت، این جامعه را در وضعیت یک احساس ناامنی دایمی قرار داده است. مصیبت‌های فراوان تاریخی آستانه‌ی تحمل این جامعه راکاهش داده است و جامعه‌ای را خشن و مسئولیت‌گریز و غم‌زده کرده است.

جدا از حوادث تاریخی که در طول قرون این ملت دیده و زخم‌هایی که بر پیکره‌ی روح این ملت وجود دارد در این چند ماه نیز این ملت اسیب های دیده که هریک پاره‌ای از وجودش را مجروح کرده است. 

ناآرامی‌های خشونت‌بار آبان ماه 1398 که در پی گرانی بنزین رخ داد و اخبار ضد و نقیضی که از کشته شدگان  این حوادث در افکار عمومی مطرح شد و مسئولان نیز متاسفانه جواب قانع کننده‌ای به این نگرانی‌ها نداده‌اند. پاسخ‌گو نبودن مسئولان به جامعه این تصور را القا می‌کند که شهروندانش بی‌دفاع و آسیب‌پذیر هستند.

حادثه‌ی دیگرترور سردار سلیمانی توسط نیرویی‌های آمریکایی جامعه را با یک شوک عمومی مواجه ساخت. گروه زیادی از مردم به‌رغم نگاه‌های متفاوت و گاه انتقادی که نسبت به عملکرد سردار سلیمانی داشتند در مراسم تشییع او قدردانی شایسته‌ای از ایشان به عمل آوردند. ترور ناجوان‌مردانه ایشان توسط نیروهای آمریکایی عکس‌العمل شدیدی در میان مردم و حاکمان ایجاد کرد و جامعه را در آستانه یک جنگ بزرگ قرار داد ولی با مصلحت‌سنجی که از دوطرف به عمل آمد خوش‌بختانه این حادثه به خیر گذشت ولی در پی این مراسم باشکوهی احساس دوگانه‌ای از ترس و اتحاد در میان گروه‌های مختلفی از جامعه ایجاد شد.

احساس ترس از این‌که کشوردوباره در آستانه‌ی یک جنگ بزرگ قرار گرفته و هنوز نسلی که جنگ ایران و عراق را به یاد دارند تصور تکرار آن حادثه برای فرزندان‌شان بسیار آزار دهنده است. اتحاد از این جهت که جامعه می‌تواند در مقابل خطرات بیرونی به‌رغم تفاوت نظر متحد شوند.

گرچه باوجود انعظاف و عقلانیت عملی حاکمیت، سایه جنگ فعلا از سرجامعه کوتاه شده، ولی به‌دنبال آن حوادثی به‌وجود آمد که همین آرامش نیم‌بد را تضعیف نموده است.

حادثه‌ی کشته شدن در حدود 60نفر به‌خاطر سوتدبیر مسئولان در مراسم تشییع جنازه سردار سلیمانی در کرمان و سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی که حامل اکثریت مسافران ایرانی بود توسط موشک‌های خودی باعث شد که جامعه حس ناامنی شدیدی را تجربه کند.

این حس ناامنی و زوال شهروندی وتخریب اعتماد ملی وقتی بیش‌تر گردید که مردم دیدند در این اتفاقات نه تنها کسی مسئولیت حادثه را نمی‌پذیرد بلکه سعی می‌کنند با فرافکنی علت حادثه را به عوامل بیرونی مرتبط کنند. تراژدی حادثه آن‌جا بود که به‌رغم تکذیب قاطع مسئولان دولتی در مورد ادعای هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری، مستنداتی بیرون آمد که نشان داد که هواپیما توسط نیروهای پدافند خودی سرنگون شده است. این خبر شوک بزرگی برجامعه واردکرد و نه فقط احساسات عمومی جامعه به‌خاطر درد از دست دادن هم‌وطنان برانگیخته  شد ولی بدتر از آن جامعه احساس کرد که سه روز در بی‌خبری  نگه داشته شده و به او دروغ گفته شده و مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.

نامحرم پنداشتن هم‌وطنان و دروغ گفتن با آن‌ها پایه‌های اعتماد بین دولت و ملت را ویران کرده است. ملت ما در این چند روز این احساس را تجربه کرده است. حسی از بهت، بی‌اعتمادی، بی‌پناهی و استفاده ابزاری... (ملتی که در شرایط  بحرانی با حکومت همراهی می‌کند انتظار این حجم از بی‌اعتمادی ر نداشت)

هر ملتی در طی زمان کوتاهی دچارچنین بحران‌های تاریخی شود می‌تواند دچار ترومای روح ملی گردد.

گرچه حاکمان تصور می‌کردند با سرمایه‌ی اجتماعی که به‌خاطر ترور سردارو مراسم تشییع ایشان به‌وجود امده می‌توانند مشکلات جامعه را ترمیم کنند ولی فضای ناشی از بی‌تدبیری و پنهان‌کاری که بعدا به‌وجود آمده بود این سرمایه اجتماعی را زایل کرد. ولی  نکته‌ای که در غوغای تهدید رهبران ایران و امریکا آشکار شد این است که حاکمان ما می‌توانند در زمانه‌های بحرانی با اتخاذ تصمیماتی عاقلانه، مصلحت خود و شهروندان را در نظر گرفته و خود را از خطر یک جنگ تمام عیار دور کنند. بدین‌روی این انتظار پیش آمده است که آیا حاکمیت در این شرایط حاضراست برای حل مشکلات مردم نیز تن به پذیرش مصلحت‌هایی در درون کشور نیز بدهد.

حوادث تلخ این چند ماهه و مخصوصا ضربه‌ی بزرگی که به اعتماد و امنیت مردم خورده است  اگر به گزاف نباشد روح ملی را دچار ترومای بزرگی کرده است. اگر حاکمیت به دنبال ترمیم این آسیب‌های روحی بر پیکره جامعه نباشد در آینده با پیامدهای زیان‌بارتری روبه‌رو خواهد شد. گرچه دلسوزان و مصلحان و دردمندان این جامعه مدت مدیدی است از انذار و نصیحت حاکمان دلسرد شده و سکوت اختیار کرده‌اند، ولی نیاز است حاکمان ما در این پیچ تاریخی و سرنوشت‌سازی که در آن قرار گرفته‌ایم به خود آیند و برای حفظ ایران و امنیت شهروندان و مصلحت خودشان راه‌های مدبرانه‌تری برای صلح و توسعه  انتخاب کنند وگرنه ساختن جامعه‌ای فراری، بهت‌زده، ناامید و افسرده هنرچندانی نمی‌باشد.

 *چاپ شده در سیمره520(23 دی‌ماه98)

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004