شما اینجا هستید: خانهجامعهبازسازی«اعتماد عمومی»با کدام رویکرد؟(تحلیل سیستمی رابطه‌ی بین پدیده‌ها)

بازسازی«اعتماد عمومی»با کدام رویکرد؟(تحلیل سیستمی رابطه‌ی بین پدیده‌ها)

یکشنبه, 13 بهمن 1398 ساعت 09:28 شناسه خبر: 4862 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
حمزه فیضی‌پور حمزه فیضی‌پور

 سیمره/ حمزه فیضی‌پور: 

 

جز از این کل گر بر یک‌سو رود       

 

این نه آن کل است که او ناقص شود

 

جز از کل قطع شد بیکار شد      

عضو از تن قطع شد، مردار شد

 

تا نپیوندد به کل بار دگر             

مرده باشد، نبودش از جان خبر (مولوی)  

 

بعد از تشیع با شکوه یک شخصیت کاریزمای ملی (قاسم سلیمانی) و حضور میلیون‌ها انسان وفادار و گریستن، آه و ناله زنان و مردان ایران عزیز و با وجود بار سنگین غم و اندوه دردناک ناشی از هجرت مظلومانه‌ی این شهید اما  یک خوش‌حالی را نیز در دل داغداران در کنار اندوهشان هم به‌وجود آورد: هم‌بستگی ملی، وحدت و یکی شدن دل‌ها «فارغ از رنگ، قومیت، گرایش سیاسی، بالا شهر، پایین شهر و...» اما یک اتفاق و اتفاقات بعد از آن متاسفانه فضا را به سمتی برد که افکارعمومی رنجیده شود و اعتماد عمومی خدشه‌دار گردد. یک اتفاق و آنهم با این نگاه: اشتباه و خطای انسانی؛ خطایی که با آن 176 نفر از هم‌وطنان عزیزمان جان خود را از دست دادند که گنجینه‌ای از سرمایه‌های انسانیِ این مملکت  به حساب میآمدند و بازماندگانشان را عزادارکرد.

 

 

در چنین شرایطی و نیز حماسه حضور ملت در کف خیابان‌ها به خاطر فرزند رشید خویش که تمام دنیا ( اعم از دوست و دشمن ) و تمام رسانه‌های مکتوب و دیداری جهان، تیتر و تصویر یک و اَهَمِ خبریشان متوجه «ایران» شده بود. لذا با در نظر گرفتن و مهم دانستن غلیان احساسات مردم؛ انتظار؛ با تکیه بر تدبیر(کلام مالک مملکت داری علی«ع»: صَلاحُ العَيشِ التَّدبيرُ  «بهبود زندگى، در گرو تدبير است» و فضيلَةُ الرِّياسةِ حُسنُ السِّياسَةِ «ارزش رياست، به حُسن سياست است» و هم‌چنین: حُسنُ السِّياسَةِ قِوامُ الرَّعِيَّةِ«حُسن سياست، مايه استوارى ملّت است») این بود که نه بعد از سه روز! که در همان ساعات اولیه آن‌چه ذات اتفاق به حساب می‌آمد به مردم گفته می‌شد اما این تدبیر انجام نگرفت و فضا را غبارآلود نمود که طبیعی است در چنین اوضاعی شایعات جان بگیرد و دست به دست شود و مردم را نگران نماید. به نظر می‌آید، آن‌چه باعث افسرگی فراگیر و دل نگرانی بیش‌تر در افکارعمومی شد موضع گیری تاکیدی و ناشیانه برخی مسئولان و سکوت برخی دیگر بود (موضع رییس سازمان هواپیمای کشور، سخن‌گوی دولت و ...) که تبعات این گسست در اجماع نظر و به دنبالش  رونمایی از یک حقیقت دیگر و به دنبالش عذرخواهی‌ها؛ هم‌چنان در ذهن جامعه یک نامنی ایجاد کرده  و «تضعیف»" اعتبار افکارعمومی و «تخریب» اعتماد عمومی را به دنبال داشته است. اگر از منطر نشانه‌شناسی یا پدیدارشناسی این اتفاق و اتفاقات بعدی آن، یک ارزیابی صورت بگیرد تا از این طریق کنه واقعیت ماجرا که تلخی و جریحه دارشدن احساسات است شرح داده شود می‌توان صادقانه و البته تا حدودی امنیت روانی- اجتماعی را به جامعه بهت‌زده برگرداند. قبل از بیان نظریه‌ی «اریک لاندوفسکی» در نشانه‌شناسی و واکاوی ارتباط و تاثیرگذاری بین پدیده‌ها، باید دو اتفاق دیگر(کنش‌های اقناع کننده نسبت به احساسات غمناک بازماندگان از سوی رسانه‌ها و مسئولان در داخل و خارج کشور) را در ارتباط با این ماجرای تلخ مورد توجه قرار داد در خارج کشور و به‌طور خاص از سوی مسئولان کانادا و رسانه‌های حکومتی و آزاد این کشور  متناسب با حال و هوای خانواده‌های مصیبت دیده اقدامات پسندیده‌ی انسانی صورت گرفت؛ از جمله رفتن به خانه بازماندگان و ابراز هم‌دردی با آنان و همراهی با احساساتشان در فراق عزیزانشان و دیگر رفتارهایی که التیام بخشِ و مرهمی بر روح و روان رنجور خانواده‌های مصیبت دیده بود. در کشور ما هرچند اقداماتی انجام شد و عرض تسلیت‌هایی صورت گرفت اما هم‌سنگ و هم‌کف با رفتار مسئولان کشورهای درگیر در ماجرا نبود که نگارنده حسب باورهای دینی و انسانی معتقد به این بوده و هست که می‌بایستی و می‌باید (براساس رویکر«تطبیق» که توضیح داده خواهد شد) واکنش‌ها و همراهی‌های بیش‌تر و پررنگ‌تری هم از سوی رسانه‌ی ملی و هم دولت و هم دیگر مسئولان از خود نشان داده می‌شد تا در سایه‌ی ارزشمندیِ ارج نهادن و احترام گذاشتن از سوی تمام مسئولان (فراتر از بیانیه‌ها: زدن نوارمشکی در رسانه‌ی ملی و عزای عمومی و تشیع قربانیان و ....)  به ساحت عواطف و احساسات عزیزانی که داغدار رحلت کسانِ دلبند خود بودند از پیامدهای ناگوار این سانحه‌ی دلخراش کم می‌کردند .

 

در این متن از نقطه نظر جامعه‌شناسی پدیدارشناسانه و به به‌طور خاص با رجوع به چهار نظام معنایی و نشانه‌شناسی «اریک لاندوفسکی»، تاثیرپذیری یا تاثیرگذاری پدیده‌ها (سانحه برخورد موشک با هواپیما، واکنش برخی مسئولان در طول سه روز بعد از اتفاق و کنش‌ها و واکنش‌های بعدی) در عرصه افکارعمومی مورد توجه  قرار می‌گیرد که با فهم و درک پیام یا پیامد این چهارنظام معنایی؛ از رویکرد یا نظام معناییِ «تطبیق» به عنوان قالب اصلی تحلیل موضوع استفاده می‌شود تا با تمسک به آن از بار نگرانی‌های ایجادشده و خدشه دارشدن اعتماد عمومی؛ با توصیه به واکنش های مناسب ساختار سیاسی، تا حدودی کاسته شود.

 

1- در رویکرد یا نظام مبتنی بر کنش «برنامه مدار» با وضعیت «بازنده برنده» مواجه هستیم که در آن «سوژه بر آبژه مسلط می‌شود و با انگاره مالکیت آبژه را در راستای اهداف خود تغییر می‌دهد، در این رویکرد نوعی روابط مکانیکی و رباتیک بین سوژه و آبژه پدید می‌آید که نتایج با اهداف از قبل برنامه‌ریزی شده همخوانی دارد». این نظام معنایی در سطح ارتباطات انسانی به وضع مجموعه قوانین سخت و غیرقابل انعطاف منجر می‌شود، نتیجه‌ای که در این رویکرد در ارتباط بین پدیده‌ها (فرد در نظام اجتماعی و ارتباط با دیگران) حاصل می‌شود (برنده بازنده) نشانه خوبی بر بازسازی ارتباط تضعیف شده یا اعتمادسازی فراگیر نیست و با این منش در سطح ساختار و ارتباط بین اجزاء هم‌خوانی دگرخواهانه به‌وجود نمی‌آید. رابطه معنایی در ساختار نمایانگر یک‌سونگری در کنش و تعریف آن می‌باشد بی‌آن‌که خواسته کنشگران (آبژه یا دیگران مهم) در ارتباط در نظر گرفته شود. بیش‌تر ساختارهایی که به دنبال سلطه هستند در این رویکرد قابل تحلیل هستند. شاید جمله‌ی منتسب به « روزولت» رییس‌جمهور آمریکا شارح وضعیت موجود در این رویکرد و رویکرد دوم باشد: هیچ چیز در سیاست اتفاقی نیست بلکه برنامه‌ریزی شده است.

 

2-رویکرد دوم یا نظام کنش مبتنی بر«مجاب سازی»: در این نظام معناییِ مورد نظر لاندوفسکی وضعیت «برنده بازنده» مطرح هست. در این رویکرد سوژه (سیستم یا ساختار) «دیگری یا دیگران» را نه به عنوان «آبژه» که به صورت سوژه‌هایی در نظر می‌گیرد که دارای انگیزه‌های درونی، احساسات و عواطف می‌باشند، لذا به قصد تحقق اهداف از قبل تعیین شده خود بر خود فرض و لازم می‌داند تا با بهره‌گیری از روش‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی ضمن تشخیص شرایط و شناخت وضعیت سوژه‌ها (دیگران) ترفندهایی را بکار ببرد (وسوسه کردن، تحریک، تهدید و گاه اغواء‌گری) و از طریق آن‌ها به اهداف مورد نظر دست یابد به گونه‌ای که سوژه‌ها (جامعه، دیگران، افکارعمومی) دست به انجام اقداماتی بزنند که صرفا منافع سیستم یا سوژه تصمیم گیرنده برآورده شود. این رویکرد در متن و محتوایش کارکردی یک طرفه در راستای تحقق نیات تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران دارد. بسیاری از نظام‌های سیاسی در برخورد با افکارعمومی جامعه خویش در جهت ادامه مسیر مورد نظر و در تعیین و شکل‌دهی به ارتباط ساختار، پدیده‌ها، دیگران و دیگر سیستم‌ها از این نظام معنایی استفاده می‌کنند. اگر در جامعه خودمان با همین رویکرد بخواهیم اهداف مورد نظر را تعریف و تعقیب کنیم در کوتاه مدت ممکن است جوابگو باشد اما دیر یا زود مانند رویکرد اول؛ جامعه و پدیده‌ها خود را باز می‌یابند و به راحتیِ آفریدن «ترفندها» دیگر مجاب نخواهند شد شاید در اتفاقات اخیر بعضی با تکیه بر این نظام معنایی خواستند تا اوضاع عادی جلوه داده شود اما بسیار زود دیگر سوژه‌ها (که باورمند و دارای ساحت درونی عواطف و احساسات بودند) واکنش‌هایی(یک مورد: متن گفت‌وگو و یا رد و بدل شدن پیام‌های کتبی افراد در شبکه‌های اجتماعی) نشان دادند که نشانه‌شناسی رویکرد حکایت از این داشته و دارد که افکارعمومی نسبت به گزارشات و اظهارنظر برخی مسئولین در مورد اتفاقات اخیر پاسخ مثبت و یا اعلام رضایتمندی نداشته و شاید هم به نوعی دچار خشم گردیده است.

 

3-رویکرد یا نظام معناییی «تصادف و شانس» که در آن وضعیت «بازنده بازنده» مطرح هست. در این نگاه نوعی تصمیم‌سازی توسط سوژه و سیستم انجام می‌شود تا اهداف تعیین شده برآورده شود. استراتژی سوژه مسیر دقیق و مشخصی ندارد و با ترکیب رویکردها آن‌هم حسب اتفاق و شانس صرفاً به دنبال آن‌چه هست که می‌خواهد. نتیجه این رویکرد در ساختار و نظام اجتماعی هر دو سر باخت هست ولو آن‌که تا حدودی اهداف برآورده شود.

 

4-رویکرد پیبشنهادی برای بازسازی اعتماد عمومی؛ نظام معنایی «تطبیق» هست که وضعیت آن «برنده برنده» می‌باشد. این رویکرد شباهتی با نظام معناییِ مبتنی بر «مجاب‌سازی» دارد و آن این‌که سیستم یا سوژه اصلی نقش خود را درقالب ارتباط با سوژه‌ها یا «دیگران مهم» (جامعه و افراد آن) تعریف می‌کند به این معنا که برای تحقق اهداف از پیش تعیین شده سوژه با سوژه‌ها وارد کنش متقابل می‌شود. در این‌جا رابطه‌ی تحکمی یک‌سویه مطرح نیست و سوژه به دنبال آن نمی‌باشد، در این رویکرد سیستم خود را از آنِ متن (جامعه) می‌داند و برای دستیابی به اهداف؛ رابطه مالک و مملوک  منتفی می‌شود. کنش متقابل عادلانه و با رضایتمندی میان طرفین (ارتباط سیستم و مردم) برقرار می‌گردد و هردو خود را از جنس یک‌دیگر می‌پندارند، در این‌جا بهره‌کشی مورد نظر نیست بلکه بهره‌برداری همگانی با احساس خوشایند «هم ارزشی» رنگ و لعاب دارد. سوژه یا سیستم اصلی خود را هم ارزش یا هم اندازه با دیگران فرض می‌نماید. نوعی ادراک یا حس هم احساسی بر فضای ارتباطی بین سوژه‌ها (ساختار و افراد) حاکم است، احساس یکی شدن و رویارویی با یک افق روشن فضای ارتباطی را از آن خود می‌کند. اولین گام در راستای این رویکرد ومتناسب با حس«هم ادراکی» در خصوص اتفاقات اخیر باید از سوی سوژه‌ی اصلی (ساختار) برداشته شود و آن پذیرش خطای راه‌بردی درعدم همراهی با سوژه‌ها (دیگران مهم) می‌باشد، اقرار به این‌که «اعتمادعمومی و اعتبارش» آسیب دیده است، بنابراین در جامعه ما اگر با این رویکر اتفاقات اخیر مورد واکاوی قرار می‌گرفتند و پاسخ‌ها در قبال اتفاقات ناگوار بر اساس حس هم‌دلانه و یکی بودن صورتبندی می‌شد ما شاهد تحت شعاع قرار گرفتن عشق یک‌پارچه ملت در خیابان‌ها با روی دادن یک اتفاق ناگوار نمی‌شدیم. از این رو لازم هست بار دیگر با این رویکرد سیستم خود را نسبت به اتفاقات با «بارسازی در عکس‌العمل‌ها» رفرش نماید (تازه‌سازی و طراوت بخشی در سیستم)، همان مواضعی که در منشور سیاسی ما (نهج‌البلاغه) آمده است: نوع و شیوه رابطه با مردم، چگونگی برخورد مروت آمیز و مُدارانه با منتقدین، تعریف حقوق و تکالیف متقابل مردم و حاکمان، قاعده اِصحار و شفاف‌سازی که در این‌جا ذکرچند نمونه از گفتار مولای عادلان در امر سیاست، مُلک و مملکت‌داری به روشن شدن هرچه بیش‌تر رویکرد تطبیق و به حساب آوردن دیگران و برای مردم ارزش قائل بودن کمک می‌کند که  دستاورد آن جلب اعتماد عمومی است.

 

الف) العَدلُ أفضلُ السِّياسَتَينِ «عدالت، برترين سياست است»

 

ب) جَمالُ السِّياسَةِ العَدلُ في الإمرَةِ، و العَفوُ مَعَ القُدرَةِ. «زيبايىِ سياست، در به كار بستن عدالت در حكومت است و گذشت كردن با وجود توانايى بر انتقام گيری»

 

ج) الرِّفقُ يَفُلُّ حَدَّ المُخالَفَةِ. «نرمش و مدارا، تيزى مخالفت را كُند مى‌كند»

 

د) الاحتِمالُ زَينُ السِّياسَةِ. «تحمّل كردن، زيور سياست است».

 

و) أعقَلُ المُلوكِ مَن ساسَ نَفسَهُ لِلرَّعِيَّةِ بما يُسقِطُ عَنهُ حُجَّتَها، و ساسَ الرَّعِيَّةَ بما تُثبِتُ بهِ حُجَّتَهُ علَيها .

 

 خردمندترين فرمانروا كسى است كه خود را چنان سياست (تربيت) كند كه جايى براى بهانه و اعتراض ملّت بر او باقى نماند و با مردم چنان سياستى در پيش گيرد كه حجّت خود را بر آنان تمام کند.»

 

و جمله‌ی آخر از این امام مهربانی‌ها در مورد اثر «صداقت» و «دروغ»:  الصِّدْقُ صَلَاحُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ والْكَذِبُ فَسَادُ كُلِّ شَيْ‏ء «صداقت سبب صلاح هر چيز و دروغ سبب تباهي هر كاري است.»

 

*چاپ شده درسیمره 522(8بهمن ماه98)

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004