شما اینجا هستید: خانهجامعهسوداگری مرگ؛ از دلیل تا علت

سوداگری مرگ؛ از دلیل تا علت مطلب ویژه

چهارشنبه, 21 اسفند 1398 ساعت 17:16 شناسه خبر: 4960 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
فرزاد حاتم‌زاده فرزاد حاتم‌زاده seymare

دکترفرزاد حاتم‌زاده- وکیل دادگستری/ سیمره:  "علت "و"دلیل" دومفهوم درتبیین پدیدارهای انسانی و اجتماعی هستند. اولی مسبوق به تامل، واجد پشتوانه‌ی معرفتی، متکی به استدلال و چون و چرا برداراست، اما دومی چنین نیست و معمولاً فراورده عواملی چون توارث، تقلید، تلقین و فاقد پشتوانه‌یمعرفتی و  استدلالی است.

 

بااین دومفهوم به سراغ سبب‌شناسی سوداگری و تجارت مرگ می‌رویم آن هم در شرایطی که ویروس کرونا متاسفانه هر روز قربانی می‌گیرد. با مشاهده‌ی چنین رفتاری ذهن و ضمیر هرانسان مسئول و با وجدانی و به‌خصوص کسانی که در وادی اخلاق، روان‌شناسی، جرم‌شناسی و جامعه‌شناسی سیر می‌کنند، به خلجان می‌آید و این سوال شکل می‌گیردد که چه نقص معرفتی واعوجاج شخصیتی در ساحت وجود انسان می‌تواند شکل گرفته باشد که مرتکبین چنین اعمالی این ‌چنین  راحت نسبت به حیات هم‌نوع خود بی‌تفاوت می‌شوند. این کمترین به عنوان کسی که در حوزه‌ی علوم جنایی و حوزه‌ی اخلاق  مطالعات و دغدغه‌هایی دارد با حصر استقرایی در قالب دو مفهوم دلیل(reason) و علّت (cause)به سبب‌شناسی چنین رفتارهای نابه‌هنجار و مجرمانه‌ای پرداخته‌است؛ امید است قلم و قدمی هر چند کوچک و کم‌مقدار درجهت مبارزه و پیش‌گیری از چنین رفتار دل‌خراشی به حساب آید.

 

الف)دلیل :

۱-ماتریالیسم  فکری و اخلاقی

دلیل چنان‌که گفته آمد متکی به منطق و استدلال و مبانی معرفتی است. حال اگر اعمال را متکی به دلیل بدانیم-که البته همیشه چنین نیست- در این‌جا این سوال پیش می‌آید که مبانی معرفتی و تفکر شخصی که در پس اعمال کسانی که به سوداگری مرگ می‌پردازند، چیست و چنین افرادی از چه بینش و جهان بینی ویژه‌ای برخوردار دارند؛ به عبارتی فلسفه نظری و عملی آن‌ها چیست؟ پاسخ به این سوال به لحاظ فلسفی متضمن تحقیق و تحلیلی جامع ودقیق در حوزه‌ی ارزیابی بینش متافیزیکی و مابعد الطبیعی مرتکبین است. تحلیل‌ها و تحقیقاتی که متاسفانه در ایران جای آن‌ها خالی است و می‌توان گفت که فلسفه هنوز در ایران به کمک جرم‌شناسی و علوم رفتاری نیامده و"فلسفه در عمل" محدود به "فلسفه در نظر" شده و در حوزه‌ی مسائل انتزاعی محبوس مانده است. دلیل سوداگری مرگ می‌تواند نتیجه‌ی بحران متافیزیکی درفرد یا همان ماتریالیسم (مادیگری) فکری (معرفتی) و به تبع ماتریالیسم اخلاقی باشد. ماتریالیسم فکری عقیده‌ای است که تنها برای مادّه قائل به اصالت است و به مسائلی ورای مادّه چون خدا و روح اعتقاد و ایمانی ندارد و ماتریالیسم اخلاقی سلوکی است که فقط به مادیات و لذّت‌های مادی و منافع شخصی توجّه دارد و اگر از منظر فلسفه‌ی اخلاق به تحلیل چنین رفتارهایی بپردازیم باید بگوییم که چنین اشخاصی قائل به اصالت سود و لذّت هستند و هر چیزی را فقط با محک سود شخصی خواهند سنجید؛ البته در جهان خارج لامحاله چنین نیست که بین ماتریالیسم فکری و ماتریالیسم اخلاقی ملازمه باشد. فکر انسان همیشه تعیین کننده عمل او نیست؛ بلکه گاهی عمل انسان تعیین کننده فکر اوست؛ به عبارتی دیگر میان بینش و کنش انسان تاثیر متقابل وجود دارد و گاه انسان چنان می‌اندیشد که می‌زید. به تعبیر انجیل برنا با وسعت عیش جسدانی می‌تواند باعث ترک کلمه خدا شود و امروزه نیز بسیاری از ما هرچند به لحاظ معرفتی مادیگرا نیستیم ولی متاسفانه درحوزه‌ی اخلاق به ماتریالیسم فروغلتیده‌ایم. با این تفاسیر می‌توان ادعا کرد که یکی از موجبات سوداگری و تجارت مرگ می‌تواند مادیگرایی فکری(معرفتی) و به تبع آن مادیگرایی اخلاقی باشد و لذاباید با ابزار فرهنگی و معرفتی به مقابله‌ی با آن رفت.

۲-مقایسه نظری و مسابقه‌ی عملی

مقایسه‌ی نظری و مسابقه عملی دومین دلیل سوداگری مرگ است. سوداگران مرگ به لحاظ مادی دائما در حوزه‌ی نظردر حال مقایسه و به تبع آن در حوزه‌ی عمل در حال مسابقه با دیگران هستند و برای این‌که از رقبای تجاری خود عقب نمانند پیش خود چنین احتجاج می‌کنند که هدف وسیله را مباح می‌کند و تنها راه سعادت دردنیا پیروزی و غلبه بر رقیب است؛ لذا برای آن‌که از میدان رقابت حذف نشوند دست به هر عملی خواهند زد اگر چه این عمل ناجوان‌مردانه و غیراخلاقی باشدو حتا به قیمت جان انسان‌ها تمام شود. لذا با توسل به عوامل باورنده باید به آستانه‌ی آگاهی و باور چنین اشخاصی رسانید که سعادت واقعی و آرامش حقیقی در گرو غلبه بر رقیب نیست و به آنان فهماند که چنین مقایسه و مسابقه‌ای پایان‌پذیر نیست و شایسته نیست که انسان حلقه‌ی اقبال ناممکن بجنباند.

 

ب)علت :

 رفتار  مجرمانه و غیراخلاقی از دهلیزهای متعدد و متفاوتی عبور کرده و بیش از این‌که دلیل داشته باشد علت دارد. به حصر استقرایی علل سوداگری مرگ را می‌توان به قرار زیر بیان کرد:

 

1-عدم عبور از نیازهای اولیّه

ابراهام مزلو روان‌شناس آمریکایی سلسله مراتبی را برای نیازهای  انسانترسیم کرده و براین باور است تا نیازهای  اولیّه‌ی انسان برآورده نشود نوبت به رفع نیازهای بعدی او نخواهد رسید. این نیازها به ترتیب از قاعد ه هرم تا راس هرم عبارتند از:

1- نیازهای تنکرد شناختی (فیزیولوژیک)؛

۲-نیازهای مربوط به امنیّت و ایمنی؛

۳-نیازهای مربوط به عشق و تعلق خاطر؛

۴-نیازهای مربوط به قوّت نفس؛

۵-خودشکوفایی (نیازهای معنوی.)

بر این اساس اگر بخواهیم  به علت‌شناسی سوداگری مرگ بپردازیم باید بگوییم یکی از علل رفتاری سوداگران مرگ این است که چنین اشخاصی هنوز درمرحله‌ی نیازهای جسمانی و تنکردشناسی(فیزیولوژیک) چون خوردن و خوابیدن باقی مانده و هم‌چنین نیازهای مربوط به امنیت و ایمنی آن‌ها برآورده نشده و لذا در نتیجه‌ی احساس ناامنی و عدم عبور از این مرحله، به مرحله ‌ی"عشق وتعلق خاطر"  نرسیده و بنابراین نسبت به هم‌وطنان خود هیچ‌گونه احساس هم‌دردی نداشته و به عبارتی خالی از "عشق ومحبّت" هستند. به قول مولوی آدمی اول حریص نان بود/ زان‌که قوت و نان ستون جان بود/چون به نادر گشت مستغنی ز نان/عاشق نام است و مدح شاعران.

یعنی اگرانسان در سطح نیازهای اولیّه باقی بماند دغدغه‌ی نیازهای متعالی در او به وجود نخواهد آمد. انسان خالی از عشق  دچار"بی‌تفاوتی عاطفی" خواهد شد. بی‌تفاوتی عاطفی درکنار خودمحوری، پرخاشگری وگه‌گیری یکی از چهار مولفه‌ی  هسته‌ی مرکزی شخصیت جنایی است. انسانی که در وجود او عشق و تعلق خاطر به هم‌نوع جوانه نزده از محنت و رنج دیگران غمی به خود راه نخواهد داد و این چنین خواهیم دید در شرایطی که هم‌نوعان او درحال جان باختن هستند به راحتی به دپوکردن و احتکار کالاهابهداشتی ضروری خواهد پرداخت و فقط به فکر سود شخصی خود خواهد بود، آری چنین شخصی دچار علّت (بیماری) و اعوجاج شخصیتی است و پیش از مجازات به درمان احتیاج دارد و لذا برای جلوگیری از تکرار جرم باید یک تیمی مرکب از متخصصان حوزه‌ي روان و جرم‌شناسان و مددکاران بر روی او کار کنند.

 

۲-وجود توهم و فقدان قوه‌ی تخیل

وجود توهم از یک طرف و فقدان یا ضعف قوه‌ی تخیل از طرف دیگر می‌تواند از علل  سوداگری مرگ باشد. کسی که واجد بیماری توهم باشد خود را درمدار و مرکز جهان خواهدیافت و چنان که گذشت "خود محوری" از مولفه‌های تشکیل دهنده  شخصیت جنایی است. چنین شخصی دچار  توهم  جلال و عظمت شده و لذا غیر از خود کسی را نمی‌بیند.

از طرف دیگر ضعف یا فقدان قوه‌ی تخیل نیز می‌تواند از علل سوداگری مرگ باشد. کسی که فاقد قوه‌ی تخیل است نمی‌تواند خود را به جای دیگران بگذارد و درد و رنج آنان را حس کند. کسی که امروزه به احتکار و انبار کردن مایحتاج مردم در این وضعیت می‌پردازد به لحاظ تخیل این قدرت را ندارد که خود را در وضعیت مردم قراردهد و به قول سعدی نمی‌تواند هم‌چو آن پیلبان برلب دریای نیل به خود نهیب زند که:

زیر پایت گر بدانی حال مور/ هم‌چو حال تست زیر پای پیل.

بنابراین چنین شخصی نمی‌تواند عامل به قاعده‌ی طلایی نصح گردد و آن‌چه را برای خود نمی‌پسندد برای دیگران نیز نپسندد.

 

 

 *چاپ شده در شماره‌ی 526 سیمره (1398/12/27)

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004