شما اینجا هستید: خانهجامعهارتش باید بیاید!

ارتش باید بیاید! مطلب ویژه

جمعه, 08 فروردين 1399 ساعت 19:53 شناسه خبر: 5013 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
الهام خوشنام‌وند الهام خوشنام‌وند سیمره

سیمره/ الهام خوشنام‌وند: خودمان را قرنطینه نه، حبس کرده‌ایم. بیش‌تر از یک ماه می‌شود که رنگ خیابان را به چشم ندیده‌ایم. خسته و کلافه، روزها را به بی‌حوصلگی می‌گذرانیم و توانمان در حال ته کشیدن است.

 

برخلاف خیلی‌ها، کرونا را بیش‌تر از نصایح پدرانه مسئولان و سهل‌نمایی ساده لوح‌پندارانه‌ی صدا و سیما جدی گرفته‌ایم. پس خود و بچه‌هایمان را قرنطینه نه، حبس کرده‌ایم. به مرگ هم اعتقاد داریم اما خوب می‌دانیم مردن با این ویروس وارداتی، از مرگ با قوطی‌حلبی‌های ساخت خودرو‌سازی‌های وطنی هم بیهوده‌تر است!

کرونا آمد یا آورده شد؛ (فعلا) فرقی نمی‌کند. نمی‌چرخد، که؛ می‌لولد و زندگی‌ها را در هم می‌نوردد. جان‌های عزیز را دیگر نه یکی یکی، که؛ بی‌شمار و بی‌مقدار می‌ستاند و بازمانده‌های تاکنونِ این نبرد نابرابر را در وحشتی عمیق، مچاله می‌‌کند.

اتفاقی که شاید اگر مسئولان ما مدیر هم بودند ممکن بود در نطفه خفه شود؛ همچنان‌ که در چین شد. اما دست‌هایی که هدف‌شان دیگر در هاله‌ای از ابهام نیست این بذر شوم را در سراسر ایران پاشیدند تا جایی که حتا سیستان و لرستان و ایلام همیشه فراموش شده هم از این سخاوت بی‌رحمانه بی‌نصیب نماندند. همه‌ی تصمیمات در حالتی ( حرکت‌آهسته‌وار ) انجام می‌شود اما بیماری با سرعتی باورنکردنی، حریف می‌طلبد و جان می‌ستاند.

شاهراه‌ها را نبستند، ادارات، پایانه‌های برون و درون‌شهری و مترو را تعطیل نکردند، در آستانه‌ی نوروز، اتوبان افتتاح کردند و قول بنزین عیدانه دادند، در رسانه‌ها مجریانی که از شدت خوش‌بختی، پوست‌شان گل انداخته و صدایشان از هیجانی نامفهوم، ضربان دارد و شاد است بر طبل جنگ و خطر نکوفتند هیچ؛ که با ادبیاتی از این مجنون افسارگسیخته تعریف کردند و تصاویر آنانی را که با صورتک‌های خندان! خبر از کرونایی شدن خود می‌دادند برجسته کردند تا مردم، باورشان را به توحش این قاتل بی‌رحم از دست دادند، پس بار و بندیل بستند و ناقل و بیمارشان در تمام کشور پخش شدند و پخش کردند.

 اکنون حال کسی را داریم که رها شده تا بمیرد بی‌آن‌که برای کسی مهم باشد و کسی از مرگ او دردش بگیرد.

سال‌ها پیش، پدران این نسل، انقلاب کردند و حکومتی بر سر کار آوردند که قرار بود همه‌چیز را به مساوات بین همه قسمت کند حتا درد را و مرگ را و پسران آن پدران، چه جوانی‌ها که در پی حفظ انقلاب و حکومت در جنگ، در تحریم، در بیکاری، در فقر و خلاصه در هرچه نابودگر و حسرت‌بار بود که برباد ندادند! هرجا نیاز بود سیل مردم، دخالت‌ها و دست‌اندازی‌ها را با خود برد و محو کرد تا کشور و حکومت در ثبات باشند. امروز اما، روزی‌ست که نظام باید جبران کند آن حمایت‌ها در تحمل، در همراهی، در سوختن و ساختن را.

بحران، بحران است چه جنگ، چه سوء مدیریت، چه ناتوانی سیاسی، چه سیل و زلزله، چه بیماری همه‌گیر و ارتش در تمام این بحران‌ها همیشه بی‌ادعا و محکم پشتیبان ایران و ایرانی بوده.

 

جنگ است و در جنگ، دشمن فقط از مرزها به ما نمی‌تازد تا مردم را به خاک و خون بکشد. اکنون حضور این بیماری که ده‌ها ده و صدها صد از جمعیت کشور را می‌بلعد هم نمونه بارز جنگ از نوع مدرنش است. جنگ‌ های اکنون و آینده، دیگر جنگ سرباز و تانک و تفنگ نیست جنگ ویروس است و بیماری‌های ناشناخته. جنگ است و باید جنگید. به قربان‌گاه فرستادن مردم برای حفظ خود، خیانتی‌ست که در هیچ برگی از تاریخ آینده‌ی این خاک فراموش و بخشیده نخواهد شد.

تمام دنیا برای مقابله بسیج شده‌اند و از هیچ تلاش و حتا سخت‌گیری مضایقه نمی‌کنند در حالی که به نظر می‌رسد عنان اختیار و مدیریت این فاجعه از دست تعمد دولت خارج شده که تصمیمی قاطع نمی‌گیرد تا مردم، خطر را احساس کرده، متوجه اهمیت وجودشان برای حکومت شوند و همکاری کنند.

این روزها مدیریت با شیوه‌ی (من بیمرم، تو بمیری) و قربان‌صدقه رفتن برای رعایت، اصلاً پاسخ‌گو نیست. سخت‌گیری و شدت عمل باید مدار همه‌ی تصمیم‌گیری‌ها باشد. نیروهای مسلح که سال‌ها آموزش دیده‌اند و برایشان از سرمایه‌ی این مردم هزینه‌های گزاف شده دیگر نمی‌توانند بیانیه‌ی بی‌طرفی امضا کنند. به کشور حمله شده و خیل عظیمی از مردم و داشته‌های مادی و معنوی جامعه در خطر نابودی‌اند.

اگر ارتش، امروز ابتکار عمل را در دست نگیرد پس چه موقع باید به وظیفه‌ی خود در قبال این سرزمین عمل کند؟ این جنگی بزرگ است و مردم در این عرصه کاملا بی‌دفاعند و فرمانده‌هان آموزش‌ندیده نمی‌توانند منجی باشند.

ارتش باید بیاید و فارغ از کاغذبازی‌های زمان‌بر ما را از این بلاتکلیفی و سردرگمی و وحشت غیرقابل تصور درآورد چون صداقت و میهن‌پرستی ارتشیان همیشه قوت قلب ملت بوده و هست.

دلیل حکومتیان، برای تعلل، هرچه هست توجیه‌ناپذیر است. ملت اما از فرزندان جان‌برکف خود انتظار رزم و در دست گرفتن مقتدرانه فرماندهی نبرد را دارد تا چون زمان جنگ در پشت جبهه‌ها پیر و جوان فرمان‌بر باشند.

کافی‌ست از مردم بخواهید تا مثل همیشه دل‌قرص شویم به راستی و جسارتتان و هرچه از دستمان برآید تا پیروز شوید؛ کوتاهی نکنیم چون به شما اطمینان داریم.

پس ای امیران ایران!

تا دیرتر نشده به میدان بیایید شاید فردایی در کار نباشد. یک ایران، چشم به راه مدیریت قاطعانه شماست.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004