شما اینجا هستید: خانهجامعهزندانِ زندگی

زندانِ زندگی

یکشنبه, 07 ارديبهشت 1399 ساعت 00:39 شناسه خبر: 5099 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
احمد لطفی احمد لطفی سیمره

احمد لطفی: درمسیرِ زندگی، فراز و نشیب‌ها بسیار است. آدمی هرچه از امور اجتماعی و سیاسی خود را به کنار بکشد و کنجِ انزوایی بگیرد، باز هم مردم او را رها نمی‌کنند؛ زیرا انسان محکوم  به قضاوت از جانب مردم است. اگر ساکت باشی، آن‌ها به حرفت در می‌آورند. برای افکار و اندیشه‌ات لباس‌های سلیقه‌ای می‌دوزند.

 

انسان امروز تشنه‌ی قدرت و ثروت است، اگر به آن دو هم برسند اشتهایشان سیری‌ناپذیر و اشتیاقشان به دنیا کاهش نمی‌یابد.

 برخی از  انسان‌ها در مسیر و بطنِ آبِ شور حُبِّ دنیا تشنه کام ابدی هستند. هرچه بیش‌تر می‌نوشند و از مایملک دنیا بیش‌تر به‌دست می‌آورند، تشنه‌تر و حریص‌ تر هستند. 

سعدی شیرین سخن خدایش بیامرزد، چه نیکو گفته است:

«آن شنیدستی که در اقصای غور

بار سالاری بیفتاد از ستور

گفت: چشم تنگ دنیادوست را

یا قناعت پر کند یا خاک گور»

این دنیا که سِجن مومن و جنّت کافر است[1]، و در عین حال مزرعه‌ی آخرت نیز به حساب آمده  است. از طرفی بطنش به‌سان  زهرمار و ظاهرش چون عروس ماه‌سیماست. دنیا به‌سان افسونگری است که دام پهن کرده، و غافلان در دامگه او گرفتار می‌شوند. در این که جهان جایگاه نبرد حق و باطل است، شک نیست. آدمیان در زندان بزرگ جهان اسیرند و در آن دست و پا می‌زنند، طبق متون دینی شکستن و گسستن بندهای دنیا با پرهیز از «دنیا دوستی» آن‌ها را به طیران و وارستگی از دنیا  می‌کشاند:

این جهان زندان و ما زندانیان

برشکن زندان و خود را وارهان

و یا؛

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد دراین دیر خراب آبادم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند در بدنم 

و پیامبر آخر الزمان(ص) فرموده‌اند: 

«بمیرید قبل از آن‌که مُرده شوید.»

 

به راستی جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم و پر از زشتی و زیبایی است، بلاخره  تکلیف ما با او چیست؟

 و  نهایت  دنیادوستی به کدام سمت و مسیر ره‌سپار است؟

مولانا جلال‌الدین بلخی، در بحثِ «زندان دنیا دوستی» و آزادسازی خود از چنگال نفس‌پرستی و شهوات و کالاهای دنیوی، اشعاری به شرح زیر آورده است:

«این جهان زندان و ما زندانیان

حفره کن زندان و خود را وارهان‌‌

چیست دنیا از خدا غافل بدن 

 نی قماش و نقره و میزان و زن‌‌

مال را کز بهر دین باشی حمول 

 نعم مال صالح خواندش رسول‌‌

آب در کشتی هلاک کشتی است 

آب اندر زیر کشتی پشتی است‌‌ 

چون که مال و ملک را از دل براند

 زآن سلیمان خویش جز مسکین نخواند

کوزه‌‌ی سر بسته اندر آب زفت

 از دل پر باد فوق آب رفت‌‌

باد درویشی چو در باطن بود 

بر سر آب جهان ساکن بود

گرچه جمله‌‌ی این جهان ملک وی است

 ملک در چشم دل او لا شی است‌‌

پس دهان دل ببند و مهر کن 

رکنش از باد کبر من لدن‌‌

جهد حق است و دوا حق است و درد

منکر اندر نفی جهدش جهد کرد»

 

خلاصه‌ی ابیات فوق، مال و قدرت در دست رجل صالح که رعایت تقوای الهی و مبارزه با تکبر و نخوت آلوده نشدن به دنیا در سیره‌ی عملی ‌او قابل ملاحظه است، اشکال ندارد. 

«دنیا دوستی» با «دنیا داشتن» تفاوت دارد، آن‌که از حُب دنیا تهی است. مانند کشتی سالمی است که  بر روی دریای حوادث سالم عبور می‌کند.

بیش‌تر بدبختی انسان از آلودگی به‌دنیاست. این دنیاطلبی افراد را به جان هم می‌اندازد. گاه برادر با برادر و گاه کشورها را در مقابل هم قرار می‌دهد. فردوسی سخن‌سرای حماسی ایران زمین، در این باره چنین فرموده است:

«بریزند خون از پی خواسته

شود زندگی بد آراسته»

 

پی‌نوشته‌ها و منابع:

 

1-پیامبر فرموده‌اند: 

 الدنیا سجن المومن و جنت الکافر

۲- سایت گنجور-  مثنوی معنوی.

 

* چاپ شده در شماره‌ی 529 سیمره (1399/02/06)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004