چاپ کردن این صفحه

کرونا عجوزه‌ی هزار داماد! مطلب ویژه

جمعه, 26 ارديبهشت 1399 ساعت 13:35 شناسه خبر: 5167 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

ماشاالله اکبری: پیرمرد و پیرزن آمدهاند خواستگاری آقای پرستاری که در واحد تریاژ بخش اورژانس مشغول به کار است و لباس ضد کرونا پوشیده و ماسک به صورت زده و شیلد محافظ استفاده کرده‌است.

هرچه آقای پرستار ما گفته است که شوهر! نمی‌کند پیرمرد و پیرزن باورشان نشده است و برای راضی کردن آقای پرستار به شوهر کردن شروع کرده‌اند از پسر مهندسشان! تعریف و تمجید. عاقبت همکارمان مجبور شده است لباس ضد کرونا را از تن خارج کند تا پدر و مادر آقای مهندس باورشان شود که این آدم برایشان عروس نمی‌شود!

این فقط آن مرد و زن که‌نسال نبودند که  در این روزگار کرونازده دچار خبط و خطا شدند. کرونا بسیاری از آدم‌ها را گول زد. خیلی از ما در قبال کرونا دچار خطای محاسباتی شدیم. کرونا واقعا پدیده‌ی شگفت انگیزی است. یک وجه شگفت انگیزی‌اش همین جنبه گمراه‌کنندگی آن است.

یکی از پرستاران برایم تعریف می‌کرد که از ابتدای کرونا تا به‌حال دو بار تنبیه شده است. یک‌بار اوایل شیوع کرونا که به جرم پوشیدن ماسک و ایجاد رعب و وحشت برای مردم و مراجعین توبیخ شده و یک‌بار هم همین اواخر به‌علت نپوشیدن ماسک و به خطر انداختن سلامت مردم.

یکی از شگفتی‌های کرونا این است که همه‌ی صورت‌ها را یک‌سان کرده‌است. حالا همه شده‌ایم انسان. رنگ و جنس و زشت و زیبا دیگر معنا و مزیتی ندارد. حتا زن بودن و مرد بودن هم بی‌سنگ و کم‌رنگ شده‌است. مدارج و مناصب و مدارک در برابر کرونا بی‌اعتبار و ارزش شده‌اند. کرونا همان اندازه که پیرزنی بی‌سواد را به اشتباه می‌اندازد می‌تواند مدیری عالی مقام یا صاحب منصبی صاحب جاه را هم به خطا بیندازد.

چه بسیار کسانی که ابتدا خواستند کرونا را خوار و خفیف کنند و در تلویزیون با لبخند و لوندی کرونا را دست انداختند. حقیقت اما چیز دیگری بود. حقیقت همان خطای پیرزن و پیرمرد بود اما این‌بار کرونا یک مقام مسئول، یک خبرنگار، یک پرستار با تجربه، یک پزشک اسم و رسم‌دار را گول زده بود. یادم نمی‌رود بزرگواری در تلویزیون می‌گفت کرونا هیچ علامت گوارشی ندارد! پریشب همان بزرگوار در برنامه زنده می‌گفت تهوع، اسهال، درد شکم از علایم کروناست. آن بازی سشوار و اتو که یادتان هست یا قصه‌ی آب نمک ولرم که خیلی از اهل فن هم کلاه سرشان رفت و باورشان شد. بزرگواری که البته همه دنیا را نرفته و نگشته بود دچار خطای محاسباتی شد و گفت که قرن قرنطینه گذشته است و بعد که کار کرونا بالا گرفت همان بزرگوار بارها در تلویزیون تاکید کرد که تنها راه مبارزه با کرونا  قرنطینه است. البته نام قرنطینه شده بود فاصله‌گذاری اجتماعی. کرونا وقیح و بی‌چشم و رو است. احترام هیچ‌کس را نگه نمی‌دارد. عوام را یک جور دست می‌اندازد و خواص را جور دیگر. پیرزن را می‌فرستد خواستگاری پسر و در همان حال وزیری را گمراه می‌کند تا آماندای برزیلی را به‌عنوان همکاری ایرانی در گوشه‌ای دیگر از دنیا تکریم و تقدیر کند!

کرونا پدیده‌ی شگفت‌انگیزی است و این پدیده‌ی شگفت‌انگیز حالا دیگر شریک همه رفتارها و روش‌های زندگی آدم است. این پدیده شگفت انگیز هر روز بیش‌تر پایش را روی گلیم زندگی ما دراز می‌کند. کرونا عجوزه‌ی هزار داماد است. هر بار با شکل و شمایلی یکی از ما را فریب می‌دهد. کرونا کلاه‌های زیادی برای سر ما بافته است. چاه‌های فراوان سر راه ما کَنده است. مواظب باشیم کلاه کرونا سرمان نرود و بی‌هوا در چاه کرونا نیفتیم.

مواظب باشیم.