شما اینجا هستید: خانهجامعهواماندگی معرفتی و انجماد فرهنگی

واماندگی معرفتی و انجماد فرهنگی مطلب ویژه

چهارشنبه, 08 مرداد 1399 ساعت 11:33 شناسه خبر: 5308 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
دکترحسن اسماعیل‌زاده دکترحسن اسماعیل‌زاده سیمره

دکتر حسن اسماعیل‌زاده- جامعه‌شناس: این نوشتار آسیب‌شناسانه به‌طور مختصر و با نگاهی معرفت‌شناختی به بررسی تبیین‌ها و کنش‌های مرتبط با پدیده‌های اجتماعی می‌پردازد؛ چرا که نقطه‌ي عزیمت هر نوع واکاوی را نوع معرفت و شناخت حاکم بر آن می‌داند. شناخت عامیانه نابه‌هنجار و دو مورد از گونه‌های اصلی آن (سنگ‌فکری و پیش‌داوری)، واکنش چرخه‌ای که منجر به شکل‌گیری این نوع معرفت می‌شود، برچسب‌زنی و پیامدهای منفی آن، در کنار تبیین رفتار جمعی و راه‌های برون رفت از این چرخه معرفتی، بخش‌های اصلی این نوشتار هستند.

 

نگاهی به بروز و ظهور پدیده‌ها و رخدادهای اجتماعی، پیامدهای آنان، تحلیل‌هایی که از آن‌ها صورت می‌گیرد و کنش‌های گوناگون و متفاوتی که از طرف افراد، گروه‌ها و کنش‌گران اجتماعی ارائه می‌گردد، بیانگر این نکته‌ی بسیار مهم است که بیش‌تر تحلیل‌ها و کنش‌ها، غیرعقلایی، عاطفی و از جنس پیش‌داوری و مبتنی بر نوعی سنگ‌فکری همراه با برچسب زدن‌هایی غیراخلاقی است، که به جای تحلیل سنجش‌گرایانه و واقع‌بینانه به ساده‌سازی و تقلیل این پدیده‌ها می‌انجامد. در واقع ما هنوز طبق تعصبات و پیش‌داوری‌های ذهنی و خیالی با واقعیت‌ها برخورد می‌کنیم. این نوع مواجهه با پدیده‌های اجتماعی نه تنها راه‌گشا نیست بلکه زمینه را برای توجیه مبانی معرفتی غلط و نابه‌هنجار در جامعه فراهم می‌کند. در حالی که مهم‌ترین وظیفه‌ی‌ نویسنده، منتقد، فعال اجتماعی یا هر کنش‌گری این است که بنا بر اصول اخلاقی، انسانی و معرفتی به مسئولیت متعهدانه اجتماعی خود عمل کند.

نقطه‌ي عزیمت هرگونه تحلیل و تبیین پدیده‌های اجتماعی، نوع معرفت و شناخت حاکم بر آن‌هاست و هرگونه نگاه آسیب‌شناسانه در این زمینه بر اساس سطوح‌شناختی است که به عنوان مبنای استدلال از آن‌ها استفاده شده است. فرایند آگاهی و شناخت از بدو تولد هر فرد آدمی یک جامعه و یا نوع انسانی تا آخرین لحظات زندگی می‌تواند در گونه‌های مختلفی ظهور یابد. این مراحل اگرچه لزوما می‌بایست به نوبت طی شوند ولی امکان توقف و یا واگشت به مراحل پیشین نیز در آن‌ها وجود دارد. گونه‌های متفاوت آگاهی و شناخت به گونه‌های مختلف تجربه برمی‌گردند. بنابراین گونه‌های شناخت و آگاهی آدمی، با توجه به گونه‌های تجربی در ۶ دسته فرایندی بازنگری می‌شوند: شناخت کودکانه، شناخت اجتماعی، شناخت عامیانه، شناخت علمی، شناخت فلسفی، شناخت هنری و شناخت مشاهده‌ای یا گوهرین.

مطالعه و بررسی تبیین‌ها و تحلیل‌هایی که از پدیده‌های اجتماعی به عمل آمده و شناسایی وجوه اشتراک آن‌ها ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که مبنای معرفتی استدلال‌های به کار رفته در این نوع واکاوی‌ها، بیش‌تر شناخت عامیانه آن هم از نوع نابه‌هنجار آن است. شناخت اجتماعی که دومین پله از نردبان شناخت به شمار می‌رود در طی طریق خود ناگزیر بایستی در دوشاخه دست به تجربه زند: یکی پیروی از عادات و دیگری پی‌گردی واقعیت. تثبیت در هر کدام از دو گونه تجربه، دو گونه شناخت را پدید می‌آورد. اگر فرد انسانی یا جامعه بعد از شناخت هنجارها و سنت‌های اجتماعی شیوه‌ی همانندسازی را در پیش گیرد و بر مبنای تجربه عادتی و معیار و محک عادتی، داده‌های محیطی را بی‌چون چرا بپذیرد و بدون تفکر نقادانه این داده‌ها را صحیح قلمداد کند-مبنای معرفتی حاکم بر بیش‌تر تحلیل‌ها، به ویژه مسایل سیاسی و اخلاقی در جامعه- شناخت اجتماعی او به نوع شناخت عامیانه تبدیل شده و از شاهراه تفکر منطقی به دور می‌افتد و چنان‌چه در حالت اجتماعی شدن و شناخت هنجارها و عادات نقادانه، تحلیل‌گرانه و واقع‌گرایانه به شناخت و واقعیت روی کند، آن‌گاه است که شناخت اجتماعی در شاهراه تفکر منطقی خود به سوی مراحل بعدی تکامل طی طریق خواهد نمود. 

این نوع شناخت به دو صورت بهنجار و نابه‌هنجار وجود دارد. در نوع اول، شناخت انسان به صورت ظاهری به تفکری منطقی می‌ماند ولی شالوده‌های تفکر منطقی را دارا نیست. نوع دوم به معنای بروز تفکر غیرمنطقی در کنش متقابل اجتماعی است که می‌تواند به صورت‌های: سنگ فکری، پیش‌داوری، قوم مداری و نابرابری‌گری نمایان شود. این نوشتار با توجه به هدف به دو مقوله اول به صورت مختصر می‌پردازد.

سنگ فکری: از گونه‌های فراوان شناخت عامیانه نابه‌هنجار است و همانند دیگر گونه‌های دریافت پیش‌فرض، اندیشه‌ها و نگرش‌های جمعی هستند که عموما خشک، نادگرگون شونده، غیرعلمی، پایدار و مصرانه باشند. فرآیند تشکیل این‌گونه نگرش‌ها به جای خرد و منطق، بنا بر پیروی از احساسات و عواطف است که توسط جمع به فرد تحمیل شده و درستی آن تنها به دلیل جاری بودن آن‌هاست. مبنای این گونه شناخت‌های عامیانه نابه‌هنجار، سازوکار واکنش چرخه‌ای است و تا زمانی که موضع‌گیری و باور گروهی مردم نسبت به آن موضوع خاص دگرگون شود، پابرجا باقی می‌مانند.

پیش‌داوری: معمولاً پیش‌داوری را به عنوان نگرشی که فرد را به گونه‌ای خاص از تفکر، دریافت، احساس و عمل به سوی پذیرش یا نپذیرفتن یک فرد یا گروه سوق می‌دهد، می‌دانند. در پیش‌داوری احساس و وجوه ذهنی پیش‌داوری به شکلی از رفتارهای دشمنی‌ورز نسبت به گروه یا فرد پیش‌داوری شده تبدیل می‌شود. بدین شکل، رفتار پیش‌داوری شده معمولاً در برخوردهای میان گروهی شکل گرفته و میزان پذیرش یا ناپذیرایی یک فرد یا گروه را نسبت به افراد یا گروه‌های دیگر نشان می‌دهد. روابط و احساس‌های درون گروهی و برون گروهی از مهم‌ترین سازوکارهایی هستند که چگونگی پیدایی و گسترش پیش‌داوری را توضیح می‌دهند و به عبارتی؛ پایگاه نابرابر میان افرادو گروه‌ها، پدیدآورنده پیش داوری است.

واکنش چرخه‌ای که منجر به شکل‌گیری این نوع معرفت می‌شود، فرایند اشاره معانی به خویشتن است نه با تدبیر و تفسیر نمادی بلکه با اشاره‌ای نانمادی که تحت تعین جبرهای معرفت‌شناسی در ساخت اجتماعی سرسخت صورت می‌گیرد. به جای تفسیر معانی و روبه رو قرار دادن معانی در برابر خود، مردم به آن‌ها تسلیم شده و معانی گرفته شده از کنش متقابل اجتماعی یا ساخت اجتماعی سرسخت را بدون دخل و تصرف نمادی جاری می‌کنند. در این حالت انسان در برابر داده‌های فرهنگی در حکم یک آینه محض عمل کرده و تنها آن‌چه بر او می‌تابد را منعکس می‌کند. در چنین حالت‌هایی کنش انسان نیز بیش‌تر از آن‌چه بر تفسیر وی استوار باشد بر عواطف و احساسات تند و حاکم از سوی روح جمعی استوار است.

ممکن است در خلال و فراگرد چرخش نگرش‌ها در میان مردم مطالبی القا شود بدون آن‌که کوچک‌ترین شناخت درستی در این زمینه‌ها در دست باشد. یک مفهوم ابتدا به طوری مطرح شده و در گفت‌وگوهای عامیانه گسترش می‌یابد که تأمل و تفکر و سابقه تاریخی در آن روی به کاهش می‌گذارد و به نوعی تابع سازوکار واکنش چرخه‌ای می‌شود، اگرچه می‌تواند به صورت کنش پیوسته نیز ظاهر شود. کارکردهای منفی این نوع واکنش چرخه‌ای که با برچسب‌زنی همراه است را می‌توان به اختصار این‌گونه بیان نمود: 

-تاثیری که برچسب بر افراد یا گروه‌ها دارد این است که با یک پیش‌داوری منفی همه زیبایی‌ها و لطف‌های ارتباط اجتماعی را فراموش کرده و فقط به دنبال نگرش فرهنگی به جست‌وجو می‌پردازند. این مسئله کمی هم پدیدارشناختی و روان‌کاوانه است یعنی ما در چنین موقعیت‌هایی معمولاً چیزی را می بینیم که خاطره ناخودآگاه راهنماییمان می‌کند. (خودمحوری و خودخواهی حاکم بر نگرش و سبک زندگی افراد در جامعه، در کنار کاهش شدید سرمایه‌ی اجتماعی از مهم‌ترین پیامدهای این نوع کنش است.) 

-در بین افراد یا گروه برچسب خورده گاه نوعی خودکم‌بینی و تلقین منفی یا دل‌سردی و یا نوعی ساز و کار جبرانی افراطی دیده می‌شود. (افسردگی، پرخاش‌گری، خشونت، غلبه روحیه یاس و ناامیدی، انتقام، مهاجرت و ... از مهم‌ترین پیامدهای این نوع کنش است.) 

-این نگرش‌ها می‌توانند زمینه‌های شکاف اجتماعی و تضادهای اجتماعی ناشناخته‌ای در میان افراد و گروه‌های اجتماعی را پدید آورند. بسیاری از درگیری‌ها و برخوردها با همین قضاوت‌های مبتذل و پیش‌داوری‌ها و سنگ‌فکری‌ها، زمینه‌سازی و تقویت شده‌اند.

سازوکار تکوین رفتارهای جمعی با طیف شاخص‌های نانمادی، در طول سه مرحله رشد و تکامل یافته و ممکن است در یک‌دیگر نیز نفوذ کرده و یا به یکدیگر تبدیل شوند:

 ولوله؛ در ولوله یا تحریک، فرد نسبت به موضوع‌های خاص حساس شده و ضمن احساس تعلق و مسئولیت نسبت به مسئله تحت تاثیر مواردی قرار گرفته، به ولوله در افتاده و به توجه و فعالیت بیش‌تر پیرامون موضوع کشانیده می‌شود. در این حالت افراد هر چه بیش‌تر از ساخت فرهنگی غافل شده و بیش‌تر نسبت به موضوع‌هایی که او را به ولوله در آورده‌اند حساس می‌شوند. در همین حالت‌ها تاثیر ساخت اجتماعی موثر بر افراد فرو می‌ریزد و حساسیت‌های موردی مهم‌ترین عامل اجماع و حرکت می‌گردند.

 هیجان جمعی؛ هرچند ولوله و حساسیت‌های موضوع مورد توجه شدت یابند هیجان جمعی بیش‌تری در میان مردم به وجود می‌آید. در این حالت ساخت فرهنگی نزد افراد هر چه بیش‌تر رو به فرو ریزی نموده و افراد تحت قانون تاثیر روح جمعی بر انسان، نامسئولانه به هر سویی که روح جمعی آن‌ها را متمایل کند که شنیده می‌شوند. در این حالت پدیده از خود رهایی نیز حاصل می‌شود، که مردم در طی آن هرچه بیشتر خود را فراموش کرده و در قوالب هیجان عمومی مثل دیگران رفتار کرده و کاملاً تحت تأثیر و تسلط روح جمعی قرار می‌گیرند.

 واگیری اجتماعی؛ هرچه هیجان جمعی شدت یابد و پدیده از خود رهایی کامل‌تر بروز کند، روح جمعی تنها مجری تصمیم‌ها و اقدامات جمعی می‌شود و هر حرکتی در دیگران او را بی‌اختیار به سوی آن کار می‌کشاند. حالت واگیری اجتماعی به عنوان فرآیندی نابخردانه، تندپا و ناگهانی هرگونه سلوک نمادی را از افراد سلب و آن‌ها را تابع محض، همگون و یک‌پارچه می‌کند.

 یکی از ساز و کارهایی که در ولوله و تحریک و تبدیل آن به واگیری اجتماعی نقش مهمی دارد، شایعات است. هر شایعه برای رسیدن به درجه ای لازم از رشد سه مرحله گذار پی در پی را می‌پیماید: گذار خلاصه کردن یا هموار کردن؛ در این مرحله مفاهیم کلیدی هر رخدادی در عبارتی کوتاه به صورتی حساس و ولوله برانگیز خلاصه می‌شود تا زودتر قابل فهم شده و به راحتی قابل انتقال به دیگران باشد. گذار تیز کردن، حاد کردن یا حساس کردن؛ در این گذار مفاهیم خلاصه شده آن‌گونه تیز و حساس می‌شوند تا بتوانند ولوله‌ای عاطفی را شدت بخشند. گذار همانندسازی؛ در این گذار از عباراتی که همگون و همانند با ریشه‌های فرهنگی و سازگار با گرایش‌های سنگ‌فکری و پیش‌داوری فرهنگی استفاده می‌شود تا خبر خلاصه و هموار و حساس شده در این گذار با سپرهای ارزشی و فرهنگی ولوله را به شدیدترین صورت آن تبدیل کند. مانند افزودن یک نکته احساسی به جمله خبری شایعه.

با عنایت به موارد فوق و مطالبی که به اختصار در مورد تبیین معرفت‌شناسانه پدیده‌های اجتماعی و هم‌چنین تبیین رفتار جمعی ذکر شد و نیز با توجه به بافت و ساختار فرهنگی حاکم بر جامعه، از بین راه‌هایی که می‌تواند به تکامل سطح معرفتی حاکم بر جامعه و اصلاح رفتارهای جمعی منجر شوند، به مهم‌ترین آن‌ها یعنی تقویت گفت‌وگو در سطح جامعه و سنجش‌گرانه اندیشیدن اشاره می‌شود. 

تقویت و تکامل معرفت و آفرینش معنا در پرتو گفت‌وگو حاصل می‌شود. بررسی رفتار جمعی بیانگر آن است که ما گفت‌وگو داریم اما در طول آن به دنبال اثبات این هستیم که حق با ماست. به هیچ‌عنوان تاب شنیدن نظر مخالف‌مان را نداریم. از دیدگاه ما مخالف، قطعا دشمن تلقی می‌گردد. مطلقا به دنبال شنیدن نظر طرف مقابل نیستیم، بلکه فقط می‌خواهیم تایید حرف خودمان را از زبان او هم بشنویم. بحث‌ها و گفت‌وگوهایمان تبدیل می‌شود به جدل، خودابرازی، دعوا و تلاش برای به کرسی نشاندن حرف خود. برای برقراری ارتباط به دو اصل مشارکت و اعتماد نیاز است. اما بنای دیالوگ ما بر تحقیر، تمسخر، توهین و طعنه استوار است. و با این‌گونه مکالمه‌ها نمی‌توان انتظار نتیجه‌ای قابل اعتنا داشت. گفت‌وگو کردن، نفی خشونت، نیاز به فهمیدن (یعنی شنیدن کامل و بدون پیش‌داوری)، خردگرایی، پذیرش، احترام متقابل، و فرصت و موضع برابر در گفت‌وگو، فقط و فقط از طریق آموزش و ممارست امکان‌پذیر است.

تفکر نقّادانه و سنجش‌گرانه اندیشیدن؛ هنر تحلیل و ارزشگذاری اندیشیدن با هدف ارتقادادن آن است. سنجشگرانه اندیشیدن عبارت است از اندیشیدن خودـ‌هدایت‌گر، خودـ‌انضباط‌بخش، خودـ‌نظارت‌گر، و خودـ‌تصحیح‌گر. مبنای سنجش‌گرانه‌اندیشی این است که سنجه‌های سفت و سخت تعالی [در اندیشیدن] را بپذیریم و آن‌ها را هوشیارانه به کار ببریم. سنجش‌گرانه‌اندیشی همچنین مستلزم دادوستد [فکری] کارآمد، توانایی‌های حل مسئله، و تعهد به غلبه بر جامعه‌محوری و خودمحوری‌ای‌ست که به طور طبیعی در ما وجود دارد. هر کسی می‌اندیشد؛ این طبیعت ماست. اما بسیاری از اندیشیدن‌های ما، اگر به حال خود رها شوند، سوگیرانه، تحریف‌شده، بخشی‌نگرانه، و ناآگاهانه‌اند یا کاملاً با پیش‌داوری همراه‌اند. اندیشیدن بی‌کیفیت زیان‌آور است؛ هم زیان مالی به ما تحمیل می‌کند و هم بر کیفیت زندگی‌مان تأثیر منفی می‌گذارد. اما، برای رسیدن به تعالی فکری از راه سنجشگرانه‌اندیشی، باید دست به کوشش با برنامه و روش‌مند زد. کسی که در سنجش‌گرانه‌اندیشی ورزیده شده باشد: پرسش‌ها و مسئله‌های حیاتی مطرح می‌کند و آن‌ها را به صورت واضح و دقیق صورت‌بندی می‌کند؛ اطلاعات متناسب را گردآوری و ارزیابی می‌کند و از انگاره‌های انتزاعی برای تفسیر کارآمد آن‌ها استفاده می‌کند؛ راه‌حل‌ها و نتیجه‌گیری‌هایش را با معیارها و سنجه‌های متناسب می‌آزماید. بدین شیوه، به راه‌حل‌ها و نتیجه‌های مستدل می‌رسد؛ با ذهن گشوده، در چارچوب نظام‌های فکری گوناگون می‌اندیشد و در صورت نیاز، انگاشته‌ها، لازمه‌ها، و پیامدهای عملی آن‌ها را بازشناسی و ارزیابی می‌کند؛ برای یافتن راه‌حل مساله‌های پیچیده، به نحو کارآمد با دیگران دادوستد فکری می‌کند. از این رو، به ما کمک می‌کند تا کیفیت اندیشیدنمان را ارتقا دهیم و به سطوح بالای معرفتی دست پیدا کنیم و از این طریق بر جنبه‌های گوناگون زندگی‌مان تأثیری مثبت بگذاریم.

سنجش‌گرانه اندیشیدن با پیش‌داوری ناسازگار است. همه ما در بسیاری از موضوعات آلوده به پیش‌داوری هستیم، اما با وارسی شواهد و استدلال‌های له و علیه عقایدی که درباره یک موضوع وجود دارند، می‌توان برخی از این پیش‌داوری‌ها را حذف کرد. عقل انسان در معرض خطاست و بیشتر ما تمایل شدیدی داریم که حتا وقتی علیه برخی باورهایمان شاهد وجود دارد به آن‌ها بچسبیم. اما حتا اگر اندکی از پیش‌داوری‌هایمان را کنار بگذاریم می‌توانیم جهانی بهتر داشته باشیم.

 

*چاپ شده در شماره‌ی 540 سیمره پنجم امرداد 1399

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004