شما اینجا هستید: خانهجامعهیک روز با مشاور رئیس جمهور

یک روز با مشاور رئیس جمهور مطلب ویژه

جمعه, 06 تیر 1393 ساعت 11:58 شناسه خبر: 816 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

چهارشنبه 28/3/93
سکانس یک، روز، خارجی
ساعت، حوالی هفت عصر را نشان می‌دهد. شماری از دولتیان و تعدادی اندک از سیاسیون شهر، در میدان کشاورز، منتظر مشاور رئیس‌جمهور در حوزه‌ی اقوام، عشایر و مذاهب هستند. یک دسته ساز و دهل هم به رسم مهمان‌نوازی و پیشواز از مهمان، می‌نوازند و می‌کوبند. یکی از نوازندگان «معشوره» را شاه‌باش می‌کشد به هواداری نماینده‌ی شهر! دقایقی بعد نماینده‌ی رئیس‌جمهور از گَرد راه می‌رسد. جمعیت اندک به سمت او می‌دوند. ماشین‌اش را احاطه می‌کنند. فرماندار و برخی از مدیران ادارات به او خوش‌آمد می‌گویند. نماینده‌ی شهر و چند نفر دیگر آقای یونسی را همراهی می‌کنند. اما دراین بین امام جمعه به پیشواز نماینده‌ی رئیس‌جمهور نیامده .... استقبال از مشاور رئیس جمهور چندان چشم‌گیر نیست. مردم می‌گویند: وقتی که هیچ تغییری در این شهرستان ایجاد نشده است، انتظاری از این بهتر نباید داشت.

سکانس دو، روز، داخلی
نماینده‌ی ویژه‌ی رئیس‌جمهور به طرف جایگاه سخن‌رانی (مسجدصاحب‌‌الزمان) حرکت می‌کند. وقتی وارد مسجد می‌شویم، شماری از مردم درآن‌جا جمع شده‌اند. به جرئت می‌توان گفت که حدود 40درصد آن‌ها از طبقه‌ی ضعیف جامعه هستند. هرکدام تکه کاغذی در دست دارند و یا مشغول نوشتن نامه‌اند. کسی هم کیسه‌ای بزرگ در دست دارد و مشغول جمع‌آوری نامه‌هاست! دو جوان سرگرم گفت‌و‌گو هستند. کنجکاو می‌شوم. خودم را به آن‌ دو نزدیک‌تر می‌کنم. یکی می‌گوید:« سفرهای دولت تدبیر و امید که تا این‌جای کار تفاوت چندانی با دولت عدالت‌محور پیشین ندارد. زیرا رئیس دولت‌ آن زمان نیز سوار بریک خودرو می‌شد، مردم کوچه و بازار برایش هورا می‌کشیدند و او نیز دستی تکان می‌داد. رئیس تدبیر و امید نیز چنین می‌کند؛ تفاوت در این است که ایشان به شهرستان‌ها نمی‌روند ولی نماینده‌ای می‌فرستند... » جوان دیگر اما نظری متفاوت دارد. او می‌گوید:« این دولت امید را در دل مردم زنده کرده‌است. عوام‌فریبی نمی‌کند. دروغ نمی‌بافد. قول غیرممکن به مردم نمی‌دهد. نام ایران را در خارج از مرزها برسر زبان‌ها انداخته است و ... آیا این تفاوت مهمی نیست؟»

سکانس سه، روز، داخلی
یونسی که وارد مسجد می‌شود جمعیت هجوم می‌آورند و او را احاطه می‌کنند. مجری برنامه با گفتن الله‌اکبر! الله‌اکبر! .... مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل ... به پیشواز نماینده‌ی ویژه‌ی رئیس‌جمهور می‌رود. مجری با تکرار مداوم این شعارها هرازگاهی از کوره به در می‌رود و سر مردمی که به داخل مسجد هجوم آورده‌اند تا نماینده‌ی رئیس‌جمهور اندکی از آلام و دردهای فراوان آن‌ها را بشنود و درمان کند، فریاد می‌زند و آن‌ها را به آرامش دعوت می‌کند اما بی‌فایده است؛ او داد می‌زند:« مگه من ترکی می‌گم! می‌گم کیسه مخصوص نامه‌ها هست ، برید بیرون نامه‌ها را بریزید داخل گونی! مگه با شما نیستم!»
اولین سخن‌ران این مراسم امام جمعه‌ی کوهدشت است. او نیز بسیار عصبانی است. فریاد می‌زند و می‌گوید: مردم ساکت باشید؛ او حتا به یونسی نهیب می‌زند که به حرف‌هایش گوش کنند. حجت‌الاسلام طهماسبی فریاد برمی‌آورد و می‌گوید:« این شهرستان مشکلات و کمبودهای فراوانی دارد؛ فقر بیداد می‌کند! بی‌کاری غوغا می‌کند! خودسوزی، افسردگی، یاس و ناامیدی و... در این‌جا حرف اول را می‌زند! ....» او به معشوره هم اشاره می‌کند و آن‌را معشوقه‌ی مردم کوهدشت می‌خواند.
پس از سخن‌رانی آتشین امام جمعه، نوبت به نماینده‌ی مردم در مجلس می‌رسد. آقای ملک‌شاهی با بیان این‌که امروز، روزی تاریخی و فراموش نشدنی است برای کوهدشتی‌ها می‌گوید:«امروز شاهد بودیم که رئیس‌جمهور در جمع ده‌ها هزار نفر قول دادند که مشکلات سد گاوشمار(معشوره) مرتفع خواهد شد.»
ملک‌شاهی این سخن رئیس‌جمهور را هدیه‌ای بزرگ برای مردم کوهدشت عنوان و از وی به خاطر این هدیه تشکر می‌کند. وی هم‌چنین می‌افزاید: « خدا را شاکریم که رئیس‌جمهوری دستیار ویژه‌ی خود را که شخصیتی پرنفوذ در دولت تدبیر و امید (آقای دکتر یونسی) را به کوهدشت اعزام کرده‌اند و...»
در داخل حیاط مسجد مشغول نوشتن هستم. افرادی به من مراجعه می‌کنند.آن‌ها از من می‌خواهند، برایشان نامه بنویسم، به همین خاطر رشته‌ی افکارم پاره می‌شود. گْله به گله مردم، زن و مرد، پیر و جوان، درون حیاط مسجد نشسته و به دور نگارنده‌ای که درد دلشان را می‌نگارد، حلقه زده‌اند. پیر مردی که جور روزگار صورتش را خط انداخته، سیه چرده است و... آهی سوزناک از بن جان برمی‌آورد؛ او از من می‌خواهد تا با تکه‌ای کاغذ دردهایش را قلمی کنم. می‌گویم من خبرنگارم دارم دردهای همه را می‌نویسم. از او اصرار و از من انکار. راهنمایش می‌کنم که به طرف شخص دیگر برود. همین‌که او می‌رود، دیگری می‌آید. او نیز تکه کاغذی دردست دارد، شماره‌ی 111 در آن نوشته شده است. او را راهنمایی می‌کنم که این شماره برای چیست؟ دیگری می‌گوید بی‌خود خودتان را سر کار نگذارید نه کسی این نامه‌ها را می‌خواند نه کسی تلفن شما را پاسخ می‌دهد!!
در این گیر و دار نوبت به نماینده‌ی ویژه‌ی رئیس‌جمهور می‌رسد. او می‌گوید حامل سلام گرم رئیس‌جمهور به شما مردم گرامی کوهدشت است؛ خودش نیز سلام می‌گوید و از دشت زرین و طلایی کوهدشت داد سخن سر می‌دهد. از دارایی‌های فراوان و گنج‌های نهان کوهدشت می‌گوید. او می‌گوید ما باید نداشته‌هایمان را از این داشته‌هایمان تامین بکنیم. خدا به این مردم خیلی ثروت داده است. یکی ثروت معنوی است! از این ثروت و معنویت شخصیت‌های بزرگی برخاسته‌اند. او از شخصیت‌های بزرگ دینی کوهدشت چون آیت‌الله آدینه‌وند، آیت‌الله مروجی، دکتر محمدرضا عباسی و... نام می‌برد. اگر این سرزمین لایق نبود چنین شخصیت‌های بزرگ و بی‌نظیری را تحویل ایران بزرگ نمی‌داد.
یونسی از دلاوری‌های مردم کوهدشت در دوران دفاع مقدس نیز می‌گوید. او کوهدشت را ثروتمندترین شهرستان در خصوص معنویت ذکر می‌کند. نماینده‌ی ویژه‌ی رئیس‌جمهور خطاب به مردم می‌گوید:« از آن‌چه خدا به شما داده است مشکلاتتان را حل کنید.» چکیده‌ی سخنان آقای یونسی این است که دولت نمی‌تواند برای شما شغل و کار ایجاد کند! شما زمین دارید، دشت‌های طلایی دارید، گنج نهان دارید، خودتان مشکلاتتان را حل کنید. رئیس‌جمهور که هم مسئولیت اجرا و تاسیس سد گاوشمار(معشوره) را پذیرفتند.
سپس از ملک‌شاهی نماینده‌ی کوهدشت تعریف می‌کند. او را شخصی بزرگ و مورد اعتماد و تایید اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان می‌داند. او دربخش دیگری از سخنانش خطاب به جوانان و مردم حاضر در مسجد می‌گوید:«‌شما در 24خرداد ماه، حماسه آفریدید. امید را به جامعه برگرداندید. پیش‌رفت کشور باید به دوش شما جوانان باشد. ما از شما توقع داریم که برای توسعه‌ی کشور و سازندگی و رفع محرومیت مبارزه و تلاش کنید.این‌که کارمند دولت بشویم،  درس بخوانیم تا فقط پشت میز بنشینیم، آرزوی باطلی است.» همهمه و زمزمه‌ای در مجلس شنیده شدتا این که یونسی گفت:« من دارم صحبت می‌کنم! یا شما صحبت کنید یا من؟» از دولت بخواهید به شما کار بدهد نه کارمندی. دولت پیشین چندین برابر نیازش کارمند جذب کرده که حالا نمی‌توانیم حقوق‌شان را بدهیم. دولت پیشین کاری کرده که این دولت گیر افتاده است گیر افتاده. آمده 200-300 هزار نفر را استخدام کرده... اگر سد معشوره ایجاد شود بیش از 100 هزار شغل ایجاد می‌شود این است کار اساسی!! اما گویی مشاور محترم فراموش کرده‌اند که« در اگر نتوان نشست.» مردم باید پول‌دار شوند! برخی از این که مردم پول‌دار می‌شوند ناراحت‌اند. ما باید دست کسانی که برای مردم کار ایجاد می‌کنند ببوسیم. این نامه‌هایی که شما می‌دهید. هرکدام از این‌ها نیاز است یا می‌گوید کار کار، یا پول، یا مشکل بیماری دارید. مشکل شما باید اساسی و بنیادین حل شود. باید تولید ثروت کنیم، نروید تهران برج بسازید. اجازه بدهیم دیگران آزادانه حرفشان را بزنند. آن‌هایی که پول دارند مخفی نکنند. بیایند سرمایه‌گذاری کنند توی این دشت طلایی!
از این‌که می‌بینم همشهریان کوهدشتی من در تهران کارگری می‌کنند ناراحت می‌شوم. شما بیایید این‌جا کارگری کنید. همین چندین نفر که درسعادت‌آباد زیر آوار رفتند باعث تاسف ما شد. امروز مردم در مقابل رئیس‌جمهور شعار می‌دادند اشتغال، اشتغال ...این جواب آن‌ها و نامه‌هاست که رئیس‌جمهور گفت:«تمام آن‌چه که ما قول می‌دهیم، تعهد می‌دهیم که انجام شود.»
برخی با شنیدن این بخش از صحبت‌های آقای یونسی آرام آرام مسجد را ترک می‌کنند. عقربه‌های ساعت 30/8 عصر را نشان می‌دهد. سخن‌رانی و مراسم به پایان می‌آید. عده‌ای نامه‌هایشان را به شخصی که کیسه‌ای پُر در دست دارد، تحویل می دادند. در این میان زنی جوان که سن‌اش دور و ور20 است، فریاد می‌زند که باید نماینده‌ی رئیس‌جمهور را ببیند. او می‌گوید که بیوه است و یک فرزند دارد. آه در بساط ندارد.کسی نیست که خرج خود و بچه‌اش را بدهد.
آقای یونسی در اتاقی داخل صحن مسجد پنهان شده است تا همه بروند اما عده‌ای سمج‌تر از آن هستند که بروند.

سکانس چهار، خارجی، شب
خودم را آماده می‌کنم تا به جلسه‌ی دیگری که در سالن آمفی تئاتر امید کوهدشت برگزار می‌شود، بروم. آقای یونسی قرار است در جمع نخبگان نیز سخن‌رانی کند. دربین راه یکی از دوستان خبرنگارم را می‌بینم. هر دو از این همه فقر و فلاکت ناراحتیم. او نیز مشغول نوشتن گزارشی است با نام " حکایت نامه‌هایی که هم‌چنان باقی است."

سکانس پنج، خارجی/ داخلی، شب
در اطراف مجتمع فرهنگی ارشاد کوهدشت ماشین‌ها و آدم‌های زیادی درهم آمیخته‌اند. داخل سالن می‌شوم. سالن گوش تا گوش پر شده است. جل‌الخاق! کوهدشت و این همه نخبه!  3ردیف اول برچسبی روی آن‌ها زده شده است:"ویژه‌ی مهمانان". اما اکثر حاضران بی‌خیال این برچسب‌ها هرجایی که خالی است، می‌نشینند. یکی از گردانندگان برنامه چندبار پشت تریبون می‌رود و از آن‌هایی که روی این صندلی‌ها نشسته‌اند، خواهش‌ می‌کند، صندلی‌ها را ترک کنند. اما کسی توجهی به این حرف‌ها نمی‌کند، میخ‌کوب به صندلی‌ها چسبیده‌اند. پس از دقایقی آقای یونسی و همراهانش وارد سالن می‌شوند.
هنوز دقایقی نگذشته است که یک نفر، بروشورهایی رنگین در بین حاضران توزیع می‌کند. این بروشورها عمل‌کرد 6 ماهه‌ی استانداری لرستان را منعکس می‌کنند. به‌جز نام شهر من کوهدشت نام تمام شهرستان‌های استان که در طول این6 ماهه دولت برایشان کاری انجام داده به چشم می‌خورد!!از تعجب شاخ در نیاوردم. چون خلایق را هرچه لایق!! اما جای این سوال باقی است. آی مسئولان کجایید! آی ......جواب‌گو باشید! چرا در این بروشور نامی از سومین شهرستان استان نیست؟! واقعاً شرم‌آور است.
مجری برنامه رسماً برنامه را می‌آغازد. از رئیس ستاد روحانی در کوهدشت می‌خواهد پشت تریبون قرار گیرد. او بی‌درنگ می‌آید و متنی را می‌خواند. از درد‌ها و مشکلات و استعدادهای شهر کوهدشت  می‌گوید. او با کنایه می‌گوید :«می‌گن کوهدشتی‌ها همه‌ی پست‌های استان را درو کرده‌اند اما به ما که چیزی نرسیده است!» پس از سخنان ایوب کوشکی 5 نفر  به نمایندگی از اقشار مختلف روی سن می‌آیند و دقایقی سخن‌رانی می‌کنند. رئیس شورای شهر درباره‌ی تغییر مدیران می‌گوید:« مردم رای داده‌اند و خواهان تغییر هستند.»
حضار یک‌صدا کف‌زنان حرف‌های درویشی را تایید می‌کنند. البته بگذریم که ما اطلاع نداریم که مجری برنامه برطبق چه اصول و معیاری این 5 نفر را به جایگاه دعوت کرد که ما را با آن‌ها حتا زن آقای مجری که به نمایندگی از جامعه‌ی زنان آمده بود، کاری نیست! سپس یکی از دوستان صمیمی مجری که او را منتقدی صریح‌الهجه معرفی می‌کند، روی سن می‌آید. به گویش لری حرف می‌زند. او هم خواستار تغییر مدیران است که پس از پایان مراسم چوب این حرف‌هایش را می‌خورد؛ زیرا در داخل حیاط مجتمع یکی از مدیران کوهدشتی یقه‌ی او را چسبیده که تو چه‌کاره‌ای می‌خواهی مارا عوض کنی؟ تو از خرم‌آبادی آمده‌ای این‌جا!!....
به هر روی نوبت آقای یونسی می‌رسد. هم او خسته است هم حضار! برخی از حرف‌های یونسی همان‌هایی بود که در مسجد گفت؛‌ اما مهم‌ترین نکته‌ای که در این‌جا گفت، تاکید بر تغییر مدیران است. او می‌گوید:« من خواسته‌ی شما را تایید و تاکید می‌کنم و حتاپی‌گیر آن هستم البته می‌دانید که تغییر شامل حال روحانیت نمی‌شود (با خنده،) حضار هم می‌خندند و او را تشویق می‌کنند. البته برخی مدیران احمدی‌نژادی حاضر در سالن، این سخن مشاور رئیس جمهور به مذاقشان خوش نیامد و چین بر‌ ابرو انداختند!
یونسی در ادامه‌‌ی سخنانش تاکید می‌کند که مشکل مردم تغییر مدیران نیست بلکه آب و نان است. لرستان بالاترین نرخ بی‌کاری را در کشور دارد. بنابراین دولت، بی‌کاریِ لرستان را در اولویت خود قرار داده است. اعتبارات خوبی برای لرستان در نظر گرفته که در هیچ استانی لحاظ نشده است.

سکانس شش، خارجی، شب
نشست نخبگان با خیر و خوشی به پایان می‌آید. نمایش تمام می‌شود. درِ سالن آمفی تئاتر، بسته می‌شود و بازیگران نیز از سالن خارج می‌شوند و تماشاچیان به دنبالشان روانه می‌گردند. برخی از مهمانان ویژه را در رستورانی "توشمال نام" در نزدیکی روستای آب باریکی شام می‌دهند و من چه‌قدر دلم برای خودم و مردم محروم و مظلومِ شهرِ بی‌کس و کارم تنگ می‌شود. دلم می‌خواهد فریادی برآورم. هواری سر بدهم گوشه‌ی چشمی خیس کنم. بغضِ مشکلات شهرم را بترکانم... بماند که پشت دستم را داغ می‌کنم تا من باشم در این این‌گونه نمایش‌ها شرکت نکنم!
ساعت تقریباً نزدیک به دوازده شب است. خسته و کوفته از همه چیز! راه خرم‌آباد را در پیش می‌گیرم. در بین راه اتفاقات امروز برابر چشمانم رژه می‌روند. حرف‌های آقای یونسی که کوهدشت ثروتمندترین شهر ایران است. دشت طلایی و رزین دارد. معشوره دارد. فرهیخته دارد... معنویت دارد و ... در عین حال بی‌کارترین شهر ایران است. با خودم کلنجار می‌روم که مگر می‌شود ثروتمندترین شهر باشی و مقام اول بی‌کاری را با خود یدک بکشی!؟
سخت است که این سخنان پارادوکسیکال امروز آقای یونسی را بپذیرم. یونسی مشکل فعلی دولت را نیز بر گردن دولت قبلی انداخت که هزاران نفر را استخدام کرده و به دولت فعلی تحمیل نموده، با خود فکر کردم من چه‌قدر ناآگاهم، چرا در طول این45 سال زندگی ندانسته‌ام که ما در کوهدشت گنج پنهان داریم، ثروتمندترین‌ایم و چرا... فردا پنج‌شنبه قراراست در جلسه‌ی خبری نشست رئیس‌جمهور با خبرنگاران در فرودگاه شرکت کنم. اما دل و دماغ رفتن ندارم زیرا شهر من که مشکلی ندارد..........

انوش پهلوان/ سیمره‌ی 279 ـ4/4/93) صفحه‌ی 6

 

 

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004