شما اینجا هستید: خانهجامعههمه‌چیز را همگان دانند

همه‌چیز را همگان دانند

پنج شنبه, 12 تیر 1393 ساعت 14:33 شناسه خبر: 820 8 نظرها
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

 عنایت صادقی‌نژاد:  در حوزه‌ی شناخت و معرفت، نسبت بین مدرک و مدرک یا شاهد و مشهود برای کشف حقیقت بسیار حائز اهمیت است و تنها در سایه‌ی این نسبت است که شناخت و معرفت امکان‌پذیر می‌شود.


هر فاعل شناسا تنها قادر به شناخت موضوعاتی‌ست که در چشم‌انداز و معرض دید و فهم او قرار می‌کیرند. چرا که بسیارند موضوعاتی که اگر چه در محدوده‌ی شعاع دید ما قرار می‌گیرند اما چه بسا در محدوده‌ی شعاع فهم و درک ما قرار نگیرند و همین باعث شود که ما در قضاوت و داوری به بی‌راهه برویم.
به‌عنوان مثال : "سراب " پدیده‌ای‌ست که بر خلاف تصور عمومی که آن‌را کاذب و غیر واقعی می‌پندارند، پدیده‌ای بصری و واقعی‌ست. به هر حال بر اثر تشعشعات نور خورشید، یا شرایط آب و هوایی یا اختلاف دمای هوای سرد و گرم و یا شاید علل و عوامل دیگر، پدیده‌ای به‌نام سراب در مقابل چشمان ما می‌نشیند که اگر غیر واقعی می‌بود هرگز به چشم نمی‌آمد و دیده نمی‌شد.
آن‌چه که غیر واقعی و کاذب است، حکمی‌ست که ما در مورد سراب صادر می‌کنیم. یعنی آن‌جا که حکم می‌کنیم :" این آب است " این‌جاست که دچار خطا می‌شویم و به یک تصدیق کاذب معتقد می‌شویم.
پس سرآب یک پدیده‌ی غیر واقعی نیست، بلکه آن‌چه که غیر واقعی‌ست، حکمی‌ست که ما درباره‌ی آن صادر می‌کنیم.
هم از این جهت ضرورت دارد که ما با پذیرش نا‌توانی‌ها و محدودیت‌های ادراکی خود و با یک نگرش همه جانبه به مسائل و حوادث و پدیده‌ها و رویداد‌ها بنگریم که این قطعا ما را در قضاوت و داوری در موقعیت مناسب‌تری می‌نشاند.
همه می‌دانیم که "حقیقت "یک امر بسیط و ساکن و مکانیکی نیست، حقیقت، یک امر منشوری و دارای وجوه گوناگونی‌ست. در مثل به اقیانوسی می‌ماند که هرکس به اندازه‌ی وسع خود از آن کاسه‌ای بر می‌گیرد و یا به تعبیر مولانا، به آینه‌ی شکسته‌ای می‌ماند که هر کس تکه‌ای از آن را در دست دارد.
پس همان‌گونه که حقیقت دارای سطوح و وجوه گوناگون و متفاوتی‌ست ما انسان‌ها هم به‌عنوان فاعل شناسا، دارای سطوح فکری متنوع و متفاوتی هستیم. به همین دلیل حظ و بهره هر کسی از حقیقت،
متناسب با سطح فهم و درک اوست.
واین نه تائید و تبلیغ نوعی شکاکیت نسبت به درک حقیقت، بلکه تاکیدی‌ست بردقت و مراقبت بیشترما،آن‌گاه که به زعم خود حقیقتی را کشف می‌کنیم و راهی را بر می‌گزینیم وبی محابا و با ضرس قاطع به قضاوت و داوری می‌نشینیم و هیچ نمی‌اندیشیم که مبادا به بیراهه رفته و به دام تحجر و دگماتیسم افتاده باشیم. حتی آن‌جا که در مورد یک چیز حقایقی را کشف کرده و چیزهایی می‌دانیم،
هرگز نباید فراموش کنیم که در مورد آن چیز، همه چیز را نمی‌دانیم، چرا که همه‌ی چیز را فقط همه‌گان می‌دانند.

 

 

 

8 نظرها

  • پیوند نظر  مسعــــود    فرهیختــــه مسعــــود فرهیختــــه دوشنبه, 06 مرداد 1393 ساعت 23:06

    استاد ارجمند جناب آقای صادقی : مطلب بسیار جالب و فراگیری است و ممکن است در مسیر زندگی انسان ها، بارها و بارها مشاهده شود. موضوعاتی واقعی که به دلایلی آنکه در محدوده ی شعاع فهم و شعور ما قرار نمی گیرند ما آن را کاذب و غیر واقعی می پنداریم و باعث قضاوت نادرست مان می شود.در جایی به خوبی اشاره نموده اید که بهره هرکس از حقیقت ، بستگی به سطح فهم و درک او دارد . نکته جالب توجه آنجاست که صرفا دانسته ها و اطلاعات ما نباید ملاک داوری ما باشد و بهتر است که به فهم و شعور دیگران نیز احترام بگذاریم و این کاریست که از عهده ی هر کسی بر نمی آید . بعبارتی از اینجاست که تحجر و دگماتیس آغاز شده و در شکل وخیم تر آن ، این افراد را دچار مالیخولیای دیکتاتوری و خفقان می نماید.
    مرد بزرگ جناب آقای صادقی : گاهی مواقع علیرغم دانسته های شخصی ، برای درک بهتر واقعیت عواملی به کمک ما می آیند که می توانند نگرش ما را نسبت به موضوعات مختلف دگرگون نموده و باعث رشد و بالندگی ما شوند واین میسر نمی شود مگر با سعه ی صدر و اعتقاد داشتن به اینکه " همه چیز را همگان دانند ".
    مرد بزرگ : خواندن این حکایت نیز خالی از لطف نیست.
    حکایت سنگ پشت ؛
    پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی، می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و کُند.سنگ‌ پشت‌ تقدیرش‌ را دوست‌ نمی‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می‌کشید. پرنده‌ای‌ در آسمان‌ سبک بال پر زد، سنگ‌ پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت : این‌ عدل‌ نیست. کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی. من‌ هیچ‌ گاه‌ نمی‌رسم و نا امید در لاک‌ سنگی‌ خود خزید.
    خدا سنگ‌ پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است. حتی‌ اگر اندک، و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست .
    خدا سنگ‌ پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور. سنگ‌ پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندک ...

  • پیوند نظر محمد رضا دلفان محمد رضا دلفان دوشنبه, 23 تیر 1393 ساعت 06:10

    ساده وعمیق مثل همه نوشته های دیگرشان

  • پیوند نظر  حافظ حافظ یکشنبه, 22 تیر 1393 ساعت 00:37

    جناب صادقی نژاد تبیین دیگری از پلورالیسم یا تکثر گرایی را ارایه داده اند و به قول حافظ ما:

    در ره عشق نشد کس بیقین محرم راز
    هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد

  • پیوند نظر  سایه آگاه سایه آگاه شنبه, 21 تیر 1393 ساعت 22:24

    مطلب بسیار عمیق بود، می شود ساعت ها به آن اندیشید و مثنوی ها پیرامونش نوشت، اما من به این بیت بسنده می کنم
    این حقیقت دان نه حقند این همه
    نی به کلی گمرهانند این همه

  • پیوند نظر  حمید صفایی حمید صفایی شنبه, 21 تیر 1393 ساعت 09:51

    عالی بود استاد

  • پیوند نظر  حمید صفایی حمید صفایی شنبه, 21 تیر 1393 ساعت 09:50

    عالی بود استاد

  • پیوند نظر  مهدی جهاندار مهدی جهاندار شنبه, 21 تیر 1393 ساعت 09:49

    با سلام.مطلب بسیار جالبی بود...کاش همه چیز را همگان دانند...

  • پیوند نظر  م-محمدی م-محمدی شنبه, 21 تیر 1393 ساعت 09:48

    مطلب آقای صادقی بسیار پر محتوا بودآن را بیشتر از ده بار خواندم و استفاده کردم باز فکر کردم سر کلاس درس ایشان نشسته ام آخه من از دانش آموزان آقای صادقی بودم لطفااز مقالات آقای صادقی در هفته نامه بیشتر چاپ بشه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004