شما اینجا هستید: خانهسیاستاصلاحات درساختارقدرت یا اصلاحات در ساختاراصلاحات

اصلاحات درساختارقدرت یا اصلاحات در ساختاراصلاحات مطلب ویژه

پنج شنبه, 07 دی 1396 ساعت 12:18 شناسه خبر: 3169 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

حاجی‌علی شرفی- سیمره: از بدو انقلاب ۵۷ دیدگاه‌هایی به‌منظور دموکراتیزه نمودن و اصلاح ساختار قدرت مطرح شده و در خرداد سال ۱۳۷۶ با روی کار آمدن آقای خاتمی و دولت اصلاحات موجی از خوشنودی بخش عمده‌ای ازمردم ایران را فرا گرفت‌‌. تئوریسین‌های این رفرم یا اصلاحات از جمله آقای سعیدحجاریان در تبین خط و مشی این جریان مانند فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا و سپس خط مشی بهبودخواهی در قدرت صرفاً به معنای چانه‌زنی در بالا نقش مهمی داشتند‌. اینک باتوجه به گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب ۵۷  و شرایط حاکم بر اوضاع و نگاه به دست‌آوردهای اصلاحات در این چند دهه، آقای حجاریان به نقد ساختار اصلاحات پرداخته و خواهان اصلاحات در ساختار اصلات است. یعنی به عبارتی منظورش از«اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات» این اصلاحات نبوده است یا به معنایی اصلاحات در قدرت انجام که نگرفته باید در فکر اصلاح، اصلاحات بود.


البته نقد از خود یا تفکری که به آن تعلق داری آن هم در کشوری مثل ما با لحاظ ساختار سیاسی، فرهنگی و تاریخی امری نیکو و پسندیده می‌باشد. امید است دیگر نیروهای اثرگذار در جامعه به نقد شفاف و آشکار عملکرد خویش به پردازند. در زیر بخشی از گفتمان آقای حجاریان در نقد اصلاح‌طلبان یادآوری می‌شود:
۱- در جهان انقلابات پاسخی هستند به تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌ها و ایران مستثنی نبوده، اما متأسفانه بعد از پیروزی انقلاب تاکنون هیچ‌گونه کار نظری و تئوری در این زمینه انجام نگرفته، حتا از نظر برخی سخن از عدالت به کمونیسم و سوسیالیسم تعبیر می‌شود، به‌خصوص در دوران دولت سازندگی که توسعه‌ی اقتصادی محورقرار گرفت به کلی بحث عدالت ممنوعه شد تا آن‌جا که هنوز درمیان اقتصاددانان به این واژه با شک و تردید نگاه می‌شود.
۲-  غفلت از عدالت درکنار شعار توسعه و نوسازی سیاسی در زمان اصلاحات. 
۳- بین بهبودخواهی حکومت و جنبش اجتماعی راه درازی داریم، مشکل ما این بود که عده‌ای از اصلاح‌طلبان به زد و بند در بالا مشغول بوده‌اند و نسبتی با پایین نداشته‌اند. کم کم از مواضع خود عدول کردند و به هیچ اصولی پای‌بند نیستند و هنوز هم داعیه‌ی پیشتازی در امر اصلاحات را دارند.
۴- اصلاحات در محدوده خاصی قرار گرفت. از این رو بسیاری از علاقه‌مندان به اصلاحات خارج از دایره‌ی بازی قرار گرفتند و سرخورده شدند، به‌رغم شعار «ایران برای همه‌ی ایرانیان»، هم‌دلی بین احزاب اصلاح‌طلب و دیگر نخبگان سیاسی و غیرسیاسی برقرار نشد و از طرفی اصلاح‌طلبان اطراف آقای خاتمی از جذب بخش عظیمی از نخبگان و هنرمندان و اساتید دانشگاه و... غافل شدند، چون پیشینه‌ی خطایشان مانع از آن می‌شد تا به سمت بعضی از چهره‌ها گام بردارند.
۵- اصلاحات دارای پایگاه اجتماعی مشخصی نبود. بدین معنی منافع گروه خاصی را نمایندگی نمی‌کرد از این رو از کارگران و روستاییان و طبقه‌ی متوسط جدید و اقوام و سرمایه‌داران طرفدار داشت. هرکدام از اینان منافعی خاص داشتند که در تعارض باهم قرار می‌گرفتند. به همین سبب اصلاح‌طلبان نتوانستند گروه هدف یا پایگاه اجتماعی خود را معین و با آن ارتباط برقرار کنند. شاید این مشکل را دولت سازندگی و دولت معجزه هزاره‌ی سوم نداشتند زیرا این دو دولت از قبل مشخص کرده بودند که منافع چه کسانی را نمایندگی خواهند کرد.
۶- اصلاح‌طلبان تا امروز نتوانسته‌اند به صورت حرفه‌ای عمل کنند. یعنی دارای کادرسازی و سازمان‌دهی حرفه‌ای حزبی باشند، بیش‌تر به صورت انجمنی وستاد انتخاباتی عمل نموده‌اند.
۷- سیاست و اخلاق هم‌ریشه هستند. اصلاح‌طلبان هرچند خلیق بودند اما تئوری اخلاق نداشتند در این کار کم‌کاری کردند. اسوه‌ی اخلاق را شخص معرفی کردند و نه حزب، درصورتی احزاب باید با تعریف پرنسیپ‌‌هایی چنین نقشی را ایفا کنند. یکی از این پرنسیپ‌ها نقد خوداست، البته نقداجتماعی، نه نقد درگوشی، متأسفانه اصلاح‌طلبان در این زمینه شاید به دلیل ترس از رقبایشان در این کارکوشا نبوده‌اند. اصلاح‌طلبان باید در زمینه‌های اخلاق، اعدالت و آزادی خط قرمزهای خود را تعریف کنند و از آن‌ها عدول نکنند، آن‌گاه هم می‌توانند در ائتلاف‌ها شرکت کنند و هم باقدرت گفت‌وگو کنند، متأسفانه در مواقعی شاهد بوده‌ایم که اصلاح‌طلبان به خاطر فشارها، منافع، شرایط جهانی و ائتلاف از بعضی خط قرمزها عبورکرده‌اند، خطوط قرمزی که متأسفانه نوشته نشده‌اند و نه می‌توان کسی را برپایه آن بازخواست کرد، اما وجدان مردم این تصویر را دارد. به همین خاطر مرز میان اصلاحات و سایر نیروها کم‌رنگ می‌شود و در همین مرزهاست که بی‌پرنسیپ‌ها ارتزاق و موج سواری می‌کنند، یعنی هم از برند اصلاح‌طلبی بهره می‌برند و هم از رانت استفاده می‌کنند.
۸-  هرسیستم انسانی دارای چشم‌انداز، برنامه و هدف است. اصلاحات تاحدودی برنامه داشت و تا حدودی به صورت غریزی هدف، اما چشم‌انداز دراز مدتی نداشت و...
*کنش‌گر مدنی

** این یادداشت در شماره‌ی 434 سیمره ششم دی ماه 96 چاپ شده‌است.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004