شما اینجا هستید: خانهسیاستدولت تدبیر و امید و لزوم حمایت از حامیان اصلاح‌طلب

دولت تدبیر و امید و لزوم حمایت از حامیان اصلاح‌طلب

چهارشنبه, 18 بهمن 1396 ساعت 09:39 شناسه خبر: 3294 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره- سجاد شفیعی*: کم‌تر کسی پیش‌بینی می‌کرد رضایتمندی عمومی از عمل‌کرد دولت دکتر حسن روحانی طی 9 ماهه‌ی اول دولت دوازدهم تا به این حد پایین باشد، اتفاقی که ورای سیاست‌های اقتصادی دولت شاید به عمل‌کرد سیاسی دولت و دولت‌مردان در داخل کشور بازمی‌گردد .

همگان می‌دانیم که بخش عمده، تاثیر گذار و پیروزی بخش رای دکتر روحانی چه در دولت گذشته و چه در دوره‌ی اخیر، برخواسته از بدنه‌ی جریان اصلاحات در کل کشور است که بیش‌ترین پایگاه اجتماعی و بالاترین میزان رای در سطح جامعه را دارا بوده و بنا بر سیاست‌های تبیین شده توسط بزرگان جریان و در راس آن سیدمحمد خاتمی در سبد رای دکتر روحانی قرار گرفت تا موجبات پیروزی در دوره‌ی یازدهم و اخذ رای 24 میلیونی رییس دولت تدبیر و امید در دوره‌ی دوازدهم را فراهم سازد.
این پشتیبانی و حمایت گسترده‌ی اصلاح‌طلبان در وهله‌ی اول برخواسته از رویکرد، شعار و رفتارهای شخص رییس جمهور در کارزارهای انتخاباتی و در وهله‌ی دوم برخواسته از درایتی بود که طرح بازگشت جریان منکوب شده‌ی اصلاحات طی سال‌های 1384 تا 1392 به صحنه‌ی سیاسی کشور را دنبال می‌کرد و از آن‌جا که امکان حضور چهره‌های شاخص و رای‌آور منتسب به اصلاح‌طلبی در انتخابات ریاست جمهوری بنا بر دلایل اظهر من الشمس وجود نداشت و ندارد، بهترین گزینه را حمایت از دکتر حسن روحانی می‌دانست که نشان داده بود گرچه برخواسته از بدنه‌ی سیاسی راست کلاسیک است، اما می‌تواند پاسخ‌گویی نیازهای اقتصادی، سیاسی و از همه مهم‌تر فرهنگی و اجتماعی اصلاح‌طلبان باشد.
می‌توان گفت در دولت اول و بنا بر برخی ناهماهنگی‌های موجود در سیستم تصمیم‌ساز کشور از جمله مجلس شورای اسلامی و هم‌چنین تمرکز دولت بر حل مناقشه‌ی هسته‌ای، دولت تدبیر و امید توانست تا حدود زیادی انتظارات اصلاح‌طلبان و حامیان خویش را برآورده کرده، زمینه‌های رای بالای 24 میلیونی خود در انتخابات دوره‌ی دوازدهم را فراهم آورد.
 با آغاز دولت دوم تدبیر و امید، اما آن‌چه در عمل به وقوع پیوست، خلاف این موضوع را ثابت کرد و امروز متاسفانه شخص اول دولت و سایر دولت‌مردان بنا بر مصالحی که بدان اشاره خواهد شد، در برابر بسیاری از ناملایمات و سنگ‌های بزرگی که جلوی پای حامیان دولت و به‌ویژه اصلاح‌طلبان گذاشته می‌شود، یا سکوت اختیار کرده و یا به یک اقدام و واکنش دم‌دستی و ناچیز بسنده می‌کنند. 
شاید آن‌چه موجب تغییر در رویکرد سیاسی دکتر حسن روحانی در آغاز دولت دوازدهم شد نخست فقدان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی  به عنوان شخصیتی بود که رابطه‌ی مراد و مریدی ایشان و شخص رییس جمهور بر کسی پوشیده نیست و روشن است که در زمان حیات آیت‌الله، اگر مرید گامی به خطا می‌گذاشت، مراد دوران دیده و سرد و گرم چشیده، وی را از ادامه‌ی راه باز می‌داشت و به مسیر درست هدایت می‌کرد. نعمت و غنیمتی برای دولت که امروز دیگر نیست. اما دومین علتی که می‌تواند رییس جمهور را مجبور به تغییر رویه و در بسیاری موارد حرکت در مسیر خلاف شعارها و وعده‌های انتخاباتی واداشته، بیم از سرنوشت سایر روسای دولت در طول انقلاب است که یا محصورند، یا ممنوع‌اند و یا مغضوب، و این سرنوشتی است که دکترحسن روحانی پس از آغاز راه دولت دوازدهم و به دنبال فشارهای برخی دستگاه‌های امنیتی غیردولتی و دست گذاشتن روی پرونده‌ی برادر ایشان، وی را بر آن داشته که برای فرار از آن، به دنبال راضی نگه‌داشتن برخی افراد و جریان‌های قدرتمند در لایه‌های تصمیم‌ساز نظام باشد.
ادامه دادن به این رویه شاید موجبات حضور پررنگ دکتر روحانی در لایه‌های قدرت، پس از دوران ریاست جمهوری را موجب شود، اما قطع به یقین دو اتفاق تلخ را در پی‌خواهد داشت؛ اولی که به خود ایشان بازمی‌گردد از دست دادن پایگاه ثابت مردمی در سطح جامعه است،رویدادی که می‌توانست پس از دوره‌ی هشت‌ساله‌ی ریاست، جایگاه یک رهبر و شخصیتی جریان‌ساز هم‌چون محمد خاتمی در جریان اصلاح‌طلبی را با توجه به فقدان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای وی در بین جریان‌های سیاسی چپ و راست کشور به همراه داشته باشد و دوم که برای اصلاح‌طلبان بسیار خطرناک‌تر است، فراهم آوردن امکان ریاست جمهوری شخصیتی هم‌چون علی لاریجانی در انتخابات 1400 است که به نظر می‌رسد دولت و دست اندرکارانش به آن تن در داده و خواسته یا ناخواسته جامعه را در مسیری قرار داده‌اند که به حضور مجدد و تمام و کمال جریان شکست‌خوره‌ی اصول‌گرایی در راس قدرت اجرایی کشور منجر شده و به تبع آن جریان محبوب و مردمی اصلاح‌طلبی به دلیل حمایت اشتباه خود از دکتر روحانی،
 مجبور به انزوای دگر خواسته‌ای دوباره شود.  آن‌چه واضح می‌نماید این واقعیت است که شخص اول دولت و سایر دولت‌مردان که اتفاقاً برخی از ایشان کارنامه‌ی روشن اصلاح‌طلبانه داشته و طی سال‌های مورد اشاره در بالا، جزو مغضوبین بوده‌اند، در قبال حمایت و پشتیبانی گسترده‌ی اصلاح‌طلبان باید پاسخ‌گوی مطالبات این جریان بوده و در برابر حرکات و رفتارهای ناعادلانه جریان اصول‌گرایی و وابستگان به آن در بخش‌های مختلف نظام، نسبت به حامیان خود، سکوت نکرده و عقیده را فدای مصلحت نکنند. 
یک نمونه از انفعال دولتی‌ها در برابر مشکلات به وجود آمده برای حامیانش، دستگیری ادمین یکی از کانال‌های تلگرامی معروف و پر مخاطب حامی دولت، در لرستان است که فارغ از دلایل آن، انتظار می‌رفت که مسئولین دولتی استان در راستای رفع مشکل به وجود آمده برای نه یک هم‌وطن یا یک هم‌استانی و نه حتا هم فکر خود، که همکارشان در مجموعه‌ی استانداری حداقل  اقدامی انجام داده و در راستای سرعت بخشیدن به روند رسیدگی به پرونده و نه مختومه کردن آن که انتظاری بیش از توان آقایان است، وارد صحنه شده و با رایزنی‌های لازم، نقش خود را ایفا می‌نمودند، انتظاری که متاسفانه فدای مصلحت‌اندیشی امروز رییس دولت، اعضای کابینه و در سطح پایین‌تر از آن مسئولان ارشد اجرایی در استان‌ها و مدیران کل برخی دستگاه‌های دولتی شده تا امیدها آرام آرام به دو دلی و شک و شاید به پشیمانی مبدل شود.

* عضو ستاد انتخابات دکتر حسن روحانی در استان لرستان

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004