شما اینجا هستید: خانهسیاستمرگ بر کلنگ زنده باد قیچی!!«نگاهی تحلیلی به اولین نشست خبری استاندار»

مرگ بر کلنگ زنده باد قیچی!!«نگاهی تحلیلی به اولین نشست خبری استاندار»

پنج شنبه, 19 بهمن 1396 ساعت 08:58 شناسه خبر: 3296 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره- ابوذر بابایی‌زاده:

*سکانس اول/ چهارشنبه/ دعوت نامه‌‌برون
در اوج روزهای بی‌خبری که زاییدن خبر کار هرکسی نیست، خبرآمد که یک نشست خبری در راه است!


 اساساً فصل دوم دولت روحانی در لرستان بعید می‌دانم قد یک قسمت سریال شهرزاد هوادار داشته باشد و برای همین هر خبری از این دولت غنیمت است!
باور این که استاندار بعد از 134 روز با دیگران بودن، یک روز خود را با خبرنگاران بگذراند سخت بود اما پیامک می‌گفت:
خبرنگاران محترم، باسلام، احتراماً به اطلاع می‌رساند استاندار «خادمی»، بالاخره شما «ولی‌نعمتان» را به حضور خویش پذیرفته است، باشد که رستگار شوید! لطفاً سر ساعت هفت تشریف بیاورید که سرچراغ است!!
با دیدن پیامک اولین سوالی که به ذهنم رسید این بود که حالا من لباس چی بپوشم!؟ آخر این اولین باری است که دکترمان، قرار است در مقابل لنزهای تشنه‌ی دوربین رخ بنماید!
همان لحظه صدای پیامی دیگر به گوشم رسید، دلم لرزید، خدای من، نکند دیر جواب پیام قبلی سامانه‌ی استانداری را داده‌ایم، به دکترمان برخورده و قرارمان را بهم زده است!!
اما نه، پیام از ارشاد بود، نوشته بود:
خبرنگاران محترم سامان‌دهی شده و سامان‌دهی نشده!
باسلام
غرض از مزاحمت، استاندار سفارش کرده مدیون هستید اگه کسی نیاد، همه بیایید که ما همه با هم هستیم! حالا بی‌زحمت راس ساعت شش و نیم، همون جای همیشگی تشریف بیاورید!!
دچار شک و تردید شدم، یعنی چه، آخرش شش و نیم یا هفت!؟
نکند همه‌ی این‌ها یک کلک است می‌خواهند ما را بکشانند آن‌جا، یک کامیون آجر خالی کنیم!!
تا این‌که پیامک سوم ارشاد رسید:
خبرنگاران محترم
همیشه حق با استانداری است، اصلاً سامانه‌ی ما که باشد که در کار سامانه‌ی پیامکی اون‌ها دخالت کند، همون هفت بیایید!! لطفا فکر بد هم نکنید، آجرمان کجا بود!!!

*سکانس دوم/همان روز / توجیه‌کنون!
به محل نشست خبری که رسیدیم و روی صندلی‌ها نشستیم، ناگهان تعدادی خانم و آقا، شکیل‌تر از مهمان‌داران هواپیما با لباس‌های صورتی و زرد و قرمز و ...آمدند و در مقابل ما ایستادند و از خودشان ادا و شکلک درمی‌آوردند در حالی که صدای یک مجری خانم در سالن می‌گفت:
به نام خداوند بخشنده و مهربان
عصربه‌خیر خانم‌ها و آقایان
از طرف کاپیتان استاندار و سایر هم‌خینان، ورود شما را به سالن جلسات استانداری لرستان خوش آمد می‌گوییم.
مدت این جلسه یک ساعت و نیم خواهد بود. ارتفاع ما از سطح دریاچه کیو حدوداً اینقده و یک وجب است!!
لطفاً کمربندهای خود را محکم ببندید و کم تکون بخورید، در ضمن دو درب خروجی سمت چپ و دو درب خروجی پشت سرتان هست!
لطفا دقت کنید این مراسم آدابی دارد که عرض می‌کنیم:
اولاً، این‌جا کسی سوال نمی‌پرسد، دکتر قربونش برم خودش تله پاتی داره و از طریق دور آگاهی و ادراک حسی و فراحسی فعالیت روحی شما، سوالات شما را حدس می‌زند و اگه دلشان بخواهد جواب می‌دهد و اگر هم نداد که نداد دیگه!!
دوم، اوضاع همینه که هست، اگه دوست ندارید بگوییم فرماندار گچساران بیاید حالیتون کند!!
سوم، حضور معاونین در این مراسم تزیینی است. لطفاً نه به آن‌ها دست بزنید و نه از آن‌ها سوال بپرسید!
چهارم، هروقت کلمه کلنگ را شنیدید بلند و هماهنگ بگویید: مرگ بر کلنگ
و هروقت کلمه قیچی را شنیدید داد بزنید: زنده باد قیچی!
 با سپاس از صبر و حوصله‌ی شما

*سکانس سوم/ آمار بردارون
استاندار پشت میکروفن نشست، از بخت بد ایشان دقیقاً از وقتی ایشان استاندار شدند، میکروفن‌ها ضعیف شده‌اند، صدا را خیلی ضعیف می‌فرستند!
خادمی فرمود:
اولاً من این را بگویم به شهادت همین معاونین عزیزی که گفتم این‌جا فقط بنشینند و حرفی نزنند من مخالف کلنگ هستم و اهل قیچی!! نمونه عرض کنم دیدید که چند مدیری هم قیچی شدند خوب آیا خوب بود اون مدیرها را به جای قیچی کردن، کلنگ می‌زدیم تا ازشون چیزی باقی نمونه!!
دوماً با وجود مخالفت شدید من با کلنگ‌زنی، تو رودربایستی افتادیم و از حدود 1765 پروژه، حدودا 40 تا کلنگ می‌زنیم که البته گفتم همه را هم باید خودم بزنم، یعنی وای به حال معاونی که دستش به کلنگ بخوره!
وی در ادامه افزود:
البتi همین 40 تا کلنگی هم که می‌زنیم که کلنگ معمولی نیست، اصلاً ما کلنگ مفت سر قبر کسی نمی‌زنیم، 40 کلنگ ما حدوداً 1600نفر اشتغال می‌زاید!! یعنی هر کلنگ 40 نفری را باردار است، یعنی شغل می‌زاید!!
حالا دیگه خودتان حساب کنید این کلنگ‌های ما چه جنسی داره که فرت می‌زنیم روی زمین، فرتی 40 تا شاغل ازش می‌زنه بیرون!!
در همین لحظه معاون اقتصادی وی سرفه کرد که استاندار با عصبانیت به او نگاه کرد و گفت:
می‌خوای حرف بزنی!؟
معاون اقتصادی سرش رو پایین انداخت و گفت:« نه به خدا فقط آب تو گلوم گیر کرد « ورنه ایما که سالنه پاییدیم، ماهنم پاییم»
استاندار در حالی که با تردید به معاون خود نگاه می‌کرد، گفت: «برد سر جا خوس سنگینه»
و بعد رو به خبرنگاران کرد و ادامه داد: «بله می‌گفتم، خلاصه دعا کنید با همین فرمون ما جلو برویم سر دو سال نشده، از چین و دوبی از طریق دریا پناهنده است که به سمت ما سرازیر می‌شه از بس شغل بزاییم!»
وی بازهم افزودند:«فقط یک مشکل داریم دوستان، این حوزه‌ی اقتصادی ما، تازه اومده، وقت نکرده دسته چک بگیرند ما یه مقدار مشکل داریم یه جوان‌مرد می‌خواهیم که چراغ اول را روشن کنه!!»
خداشاهده الان نداشتیم برای شما قد یک ساندویچ فلافل بخریم، شرمنده شما هم شدیم، البته من به بچه‌ها گفتم برویم تو آشپزخانه خودمان یه غذای دم دستی درست کنیم، ترسیدیم بگویید یک دیقه آمدیم خودتان را ببینیم همش توی آشپزخانه بودید!!!

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004