شما اینجا هستید: خانهسیاستجامعه‌اي در چنبره‌ی طايفه‌گرايي، پوپوليسم و لمپنيسم

جامعه‌اي در چنبره‌ی طايفه‌گرايي، پوپوليسم و لمپنيسم مطلب ویژه

شنبه, 26 بهمن 1398 ساعت 11:39 شناسه خبر: 4890 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
دکتر ترکارانی دکتر ترکارانی seymare

 دکترمجتبا ترکارانی*: معمولاً هرجامعه‌اي صورت‌بندي خاص خود را دارد. شكل اين جامعه در شرايط حساس و در گردنه‌هاي تغيير بهتر مشخص مي‌شود. بنابراين براي فهم بهتر اين جوامع بايد آن‌ها را در آستانه تحولات و تغييرات بهتر شناخت. انتخابات يكي از اين عرصه‌هاست. فرايند انتخابات در لرستان متاثر از عرصه‌ی جهاني و ملي و زمينه‌ی قوي محلي تا حد زيادي ويژگي‌هاي خاص خودش را دارد. سال‌هاست كه انتخابات درچنبره‌ی پوپوليسم و لمپنيسم و طايفه‌گرايي گرفتار شده و به نظر مي‌رسد در اين دور بسته قفل شده و انتظار برون‌رفت از آن نيز فعلاً وجود ندارد و كنشگران اين عرصه نيز خواسته و ناخواسته با دميدن دراين فضادر قفل كردن اين بازي شريك شده‌اند. در اين يادداشت سعي مي‌كنم به فرآيند حاصل از اين تعامل سه عنصر در عرصه‌ی انتخابات نظري افكنده و پيامدهاي آن را مرور کرده و در پايان نيز راهكاري براي خروج از اين وضعيت ارايه نمود.

 

در تفكر پوپوليستي افراد با تكيه بر دردهاي مشترك مانند فقر و بيكاري و احساس تبعيض و بي‌عدالتي نهفته در درون مردم و يا روش‌هاي ساده‌انگارانه سعي مي‌كنند جامعه را حول افكار خود بسيج نموده و احساسات جامعه را هدف قرار دهند و با ان راي خود را جمع كنند وچون اين آرا مبتني بر احساس و عاطفه هستند اين نوع پوپوليسم هميشه گذرا بوده و اين پوپوليست‌ها غالباً يك‌بار مصرف هستند.

گرچه در همه‌ی جوامع حد متوسطي از پوپوليسم وجود دارد و گروهي از صاحب‌نظران از پوپوليسم بد يا پوپوليسم خوب ياد مي‌كنند و پوپوليسم خوب را تحت عنوان مردم‌انگيزي و مردم‌باوري و پوپوليسم بد را تحت عنوان عوام‌گرايي و عوام‌زدگي و توده‌گرايي دسته‌بندي مي‌كنند ولي آن‌چه جاي نگراني دارد تركيب اين پديده‌ها در يك جامعه با عناصر ديگر و به‌وجود آمدن آميزه‌ی خاصي از اين تركيب است.

به نظر مي‌رسد كه پوپوليسم شكل روبه جلوتري از طايفه‌گرايي در مراحل تحول يك جامعه باشد. و با وجود مشابهت گاهي پيامدهاي پوپوليسم  زيان‌بارتر از انتخاب‌هاي طايفه‌اي است. از اين رو كه پوپوليسم مرزبندي‌هاي سنتي را تضعيف نموده افراد از زير سيطره‌ی  شكل‌هاي جمع‌گراي گذشته رها شده‌اند نسبت به طايف گرايي روبه جلو محسوب مي‌شوند. ولي اگر فضا براي شكل‌گيري انسجام مدني و هم‌بستگي‌هاي مدرن وجود نداشته و اين افراد توده‌اي و ذره‌اي شده به راحتي تحت تاثير فضاي عوام‌گرايانه قرار گرفته و در جهت خواسته‌هاي توده‌گرايان بسيج شوند نسبت به جامعه مدني، جامعه پوپوليستي وضعيت عقب مانده‌اي محسوب مي‌شود. (جامعه‌ی پوپوليستي وضعيت گذار بين جامعه مدني و جامعه خويشاوندگراست.) 

جامعه‌ي لرستان به‌خاطر پيشينه‌ي طولاني تاريخ ايلي خود يك جامعه با ساختار طايفه‌اي وخويشاوندگرا بوده است. در اين جامعه افراد هويت خود را در قالب طايفه تعريف كرده و تصميم‌گيري‌هاي آن‌ها تابع نظرات رهبران و نخبگان قبيله و طايفه است. در ساليان اخير گرچه ساختار اجتماعي ايلي مانند طايفه و تيره و هوز و .. مال تضعيف شده ولي هنوز ته‌مانده‌هاي فرهنگي ساختار ايلي با انسجام حداقلي خود را در مناسك محلي و آداب و انتخابات نشان مي‌دهد و قدرت بسيج مردمي دارد. به‌ویژه در چند دهه‌ي اخير كه روند نهادسازي مدرن تسريع شده، ولي به‌دليل قوي بودن زمينه طايفه‌گرايي و نبود الگوي مدرن، نهادهاي مدرن مانند بوركراسي و دموكراسي و نهادهاي مدني و.. با زمينه‌هاي سنتي تركيب شده و آميزه متفاوتي خلق كرده‌اند كه گاه كاركردهاي متفاوتي از اصل موضوع دارد.

انتخابات نيز يكي از اين پديده‌هاست. اين پديده گرچه در دوران پهلوي دوم آغاز شد ولي به‌خاطر نوع نگاه فرمايشي حاكم و بي‌سوادي مردم به نوعي انتخابات با بقچه‌هاي شناسنامه بردوش كدخدا مشهور گشت كه در آن به فرموده بالايي‌ها! كدخدا شناسنامه روستاييان را جمع مي‌كرد و براي كانديداي سفارشي در شهر مي‌فرستاد و در آن‌جا پرمي‌شد. در آن نوع دموكراسي توده‌ها درگيري مستقيم نداشتند و فقط درسطح محدودي بود. ولي  نظام برآمده از انقلاب 57 با نگاه مردم‌گرايانه‌اي كه داشت توده‌ها را به شدت درگير انتخابات كرد. اين نظام با خاطر جمعي از انتخاب توده‌ها داشت و چارچوب بازي را در اختيار داشت فرهنگ راي‌گيري و انتخابات را وارد فرهنگ عمومي تا سطح دورافتاده‌ترين ورستاها وارد كرد. جذابيت انتخابات از آن‌جا آغاز شد كه روستاييان و طبقات پايين و حتا متوسط جامعه از اين كه هرچند سال يك‌بار مورد توجه قرار مي‌گرفتند از اين موضوع استقبال كردند و چنين شد كه انتخابات در جمهوري اسلامي به يك مناسك توده‌اي تبديل شد و بار عام يافت. 

 ورود انتخابات به ميان توده‌هاي مردمي كه فاقد سواد و آگاهي لازم براي انتخاب بودند و از طرفي فضاي مناسب براي بالابردن سطح آگاهي عمومي در اين باره وجود نداشت و علاوه بر همه‌ی اين‌ها نظام سياسي نيز تمايلي به باز كردن عرصه‌ی انتخاب مردم به صورت گسترده نداشت و خواهان اين بود كه جامعه در يك عرصه محدود و با حضور نخبگان وفادار انتخاب كند باعث شد كه  مردم مخصوصاً در جوامع محلي به رقابت‌هاي سختي كشيده شوند كه تفاوت افراد تنها در حد حب و بغض‌هاي محدود محلي بود. به اين معنا كه كانديداها به‌خاطر شكل نگرفتن جامعه مدني و نبود احزاب واقعي و نهادهاي صنفي و مدني و كارگري و ضعف رسانه‌ها به عرصه جدال‌هاي طايفه‌اي تبديل شد و اين‌جا بود كه هركسي كه پايگاه طايفه‌اي و محلي‌اش بيش‌تر بود شانس موفقيت بيش‌تري داشت. گرچه به مرور با شهري شدن جامعه و گسترش فردگرايي و ضعيف شدن پيوندهاي  طايفه‌گرايانه افرادي توانستند با گسترش فضاي پوپوليستي از مرزهاي طايفه‌اي فراتر روند و جامعه را  حول محورهاي ديگري بسيج نمايند و اين‌جا بود كه جامعه گاه با سوار شدن برموج طوايف مختلف و گاه با گذر از طايفهگرايي وارد عرصه پوپوليسم شد.

آن‌چه كه جامعه‌ي لرستان را متمايز مي‌كند، تركيب پوپوليسم با ديگر عناصر اين جامعه است. به اين شكل كه به‌خاطر نبود فضاي مناسب براي عرصه و رقابت بين گفتمان‌هاي مختلف و محدود كردن انتخاب مردم به‌خاطر نظارت استصوابي و تفكر سياسي حاكم معمولاً گزينه‌هايي با بار فرهنگي بالا و روشن‌فكري بالا مجال ورود پيدا نميكنند و حتا درصورت ورود با توجه به غلظت بالاي زمينه طايفه‌اي و تبليغات حاكم معمولاً انتخاب نمي‌شوند. بنابراين در نبود اين فضاي مناسب انتخاب‌هاي مردم معمولاً پوپوليست بد بوده و اين پوپوليسم تقريباً شكل نامتعارفي و غير نرمال پيدا كرده و گاه موجب استهزا و تمسخر بيروني‌ها قرار مي‌گيرد. تا جايي كه از طرف بيرونيها با اين سرزنش مواجه مي‌شوند كه چرا پوپوليسم لرستانيها غالباً افراد غيرمتعارف و عجيب است. (مثلاً انتخاب فردي كه نامش يادآور ابهت خوانين گذشته بود: صه مخو، فردي ديگرتحصيل‌كرده مرغ فروشي با شيوه ظاهري خاص و نوع تبليغات خاصش مورد توجه قرار گرفته و خواننده‌اي كه به‌واسطه صداي خوشش در شوراي شهر انتخاب مي‌شود و ديگري فرمانده انتظامي كه به‌خاطر شهرت منفي‌اش درقضيه كوي دانشگاه تا آستانه‌ی انتخاب شدن پيش مي‌رود و جديدا نيز نظه فردي معمولي به مدد رسانه‌ها با ادعاها و ژست‌هاي پوپوليستي خاصش مشهور مي‌شود..) نگاهي به اين انتخاب‌ها نشان مي‌دهد گرچه آن‌ها با انگيزه‌هاي متفاوتي از قبيل هم‌دلي با مظلومان و يا بيان تقابل و اعتراض وگاه از روي سرگرمي و يا هم‌نوايي با جو صورت  گرفته و ولي غالباً انتخاب كنندگان بعد از انتخاب معمولاً از انتخابشان راضي نبوده‌اند. هرچند انتخابهاي ديگر هم  وضعيت مطلوبي نداشته‌اند ولي آن‌ها موضوع بحث ما نيستند.)

به عبارتي جامعه لرستان يعني جامعه‌اي در حال خروج از شكل‌بندي سنتي با غلبه يافتن شكل پوپوليتسي با گرايش به دوخطر جدي لمپنيسم و فاشيسم مواجه است. جامعه‌اي كه ذره‌اي شده‌است در فقدان يك نظام مدني و سياسي مدرن  و با وجود سطح وسيع فقر و كم آگاهي مي‌تواند به راحتي دست‌مايه يك جنبش فاشيستي قرار بگيرد و توسط افرادي توده‌گرا تحريك شده و وسيله‌اي براي سركوب طبقات ديگر و اقشار ديگر قرار گيرند. زمينه‌هاي اين تفكر فاشيستي در ادبيات و گفتار توده‌گرا و لمپنيستي اشكار شده است. (طبقات پايين جامعه و اقشار بيكار وفقير معمولا طبقه متوسط اقتصادي و فرهنگي و طبقه بالا را دشمن خود مي‌پندارندكه حق آن‌ها را تضييع كرده‌اند) فضاي مجازي ما از ادبيات تند و خارج از نزاكت اخلاقي نسبت به هم انباشته شده است. آستانه‌ی تحمل جامعه مخصوصاً در بين قشر جوان به‌خاطر ناكامي و بيكاري و نداشتن استقلال اقتصادي و نبود فرصت‌هاي شادي و فراغت به شدت كاهش يافته و شكل بروز آن خشم آلود و انفجاري شده‌است. افراد با جرقه‌اي خشم‌آلود ديگران را زير بار تهمت و دشنام و ناسزا و برچسب مي‌گيرند و همه‌ی خشم و ناكامي‌هاي فروخورده خود را سر طرف مقابلشان را بدون اين‌كه بشناسند، خالي مي‌كنند. لمپنيسم گفتاري و رفتاري يكي از خطرات يك جامعه‌ي پوپوليستي است كه راه‌هاي انتخاب مدني و شيوه‌ی زندگي حداقلي و دل‌خواهش به علل مختلف مسدود شده است.

بنابراين اگر خواهان اين هستيم كه جامعه‌ی ما از وضعيت سنتي خويش به خوبي گذر نموده و پوپوليسم ما راه مدني پيش گرفته و به لمپنيسم و فاشيسم و آنارشيسم و هرج و مرج منجر نشود بايد راه‌هاي مدني را به سويش گشود. انتخاب‌هايش را گسترده نمود و فضاي انتخابش را مساعد نمود و راهي باز كرد كه سياست‌مداران و فرهيختگان و دانايان و متخصصان  و توده‌هاي مردم بتوانند اجتماعات دل‌خواه خويش را تشكيل داده و صداي خود را داشته باشند. و اين راهي براي جلوگيري از گرفتاري در دورباطل پوپوليسم و طايفه‌گرايي و لمپنيسم است.   

*دکترای جامعه‌شناسی توسعه

 

** چاپ شده در شماره‌ی 523 سیمره (1398/11/24)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004