چاپ کردن این صفحه

از کی این‌قدر حقیر شدیم؟!

دوشنبه, 25 فروردين 1399 ساعت 01:52 شناسه خبر: 5068 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
الهام خوشنام‌وند الهام خوشنام‌وند سیمره

 الهام خوشنام‌وند: گفتند شاه در برابر آمریکا ضعف نشان می‌دهد، ایران مستقل نیست، عزت ما در کاپیتولاسیون زیر پا گذاشته شده، پس انقلاب شد با شعار نه شرقی نه غربی، فقط جمهوری اسلامی! سال‌هاست در اقتصاد و سیاست، ما را برای حفظ آرمانی که مستقل‌مان نشان می‌داد، تحت سخت‌ترین فشارها قرار دادند و منافعی را که از دوستی عزتمندانه با شرق و غرب می‌توانستیم داشته باشیم، در تقابل و ناسازگاری افراطی با غرب و نرمش و سازگاری نالازم با شرق قربانی کردیم.

 موضوع امروز دنیا اما کروناست. بلایی نابودگر که به هر دلیل در سرتاسر دنیا و به طرزی بی‌رحمانه در ایران شیوع پیدا کرد و بسیار هم مهم است چه کسانی، چه زمانی و با چه هدفی این آتش جهان‌سوز را روانه‌ی کوچه‌پس‌کوچه‌های جهان کردند. چون تمام این موضوعات در دادگاه‌های صالح بین‌المللی قابل پیگردند و به زودی شجاعانی از گوشه و کنار گیتی، علم خون‌خواهی این همه جان عزیز را به دست گرفته و از مسببان و پنهان‌کاران، داد می‌ستانند.

این‌که مسئولان ما به خواب غفلت فرو رفتند یا فرویشان بردند، بحثی است که پیامدش ده‌ها هزار نفر کشته و درگیر است. با این حال، یکی از همین مسئولان تازه بیدار شده، در اعتراض به آن‌چه که او عریان‌تر از مردم عادی می‌بیند، به گلایه از چین درباره‌ی سیاست‌های کرونایی اش پرداخته و نظرش را در رسانه‌ها اعلام می‌کند اما بلافاصله مورد هجوم عده‌ای قرار می‌گیرد و ناباورانه، اظهاراتش را "غیرکارشناسی، خلاف منافع ملی، بی‌جا و حاشیه‌سازی تاسف‌برانگیز" قلمداد می‌کنند که باعث "دلخوری و رنجاندن"  سفیر چین شده و تاکید می‌گردد که در "اسرع وقت به بررسی ابعاد پشت پرده‌ی احتمالی این سخنان" پرداخته و از جناب اعظم سفیر، دلجویی شود؛ در هیچ‌جایی از اصول عزتمندانه قانون اساسی نمی‌گنجد!

کار به جایی می‌رسد که عده‌ای بر سرزنان و گیس‌بران، می‌خواهند جهانپور استعفا داده و مورد پیگرد قرار بگیرد. به دنبال این هیاهو، سخنگوی وزارت خارجه، دوان‌دوان خودش را به میان معرکه انداخته و نه تنها مجموعه‌ی خود که کل کشور را مدیون چین می‌خواند!

سفیر چین از موضعی کاملاً تحکم‌آمیز و ارباب‌مآبانه، یکی از مسئولان کشور ما را مورد خطاب قرار می‌دهد و جالب است که خیلی از آقایان از این تحقیر خفت‌بار، دردشان نمی‌گیرد و غرورشان نمی‌شکند!

گزاف نیست اگر گفته شود این روزها بیش از درد بیکاری و اعتیاد جوانان، دستان تهی پدران و مادران، فحشای از روی نیاز دختران، از دست‌دادگان کرونای چینی و هزاران بدبختی حاضر و رایج؛ روان‌مان از تحقیری که از بیرون و داخل بر غرورمان رفته، داغان است.  این چندوقت، بارها از خود پرسیده‌ایم که چهل سال تحمل سخت‌ترین شرایط و ویرانگرترین هجمه‌ها به خاطر چه بود؟ آیا انقلاب، جز با شعار "استقلال" می‌توانست پا بگیرد؟ آیا برای مردمی که در راه این عقیده، سال‌های‌سال، محرومیت را به جان خریده‌اند، تکرار کاپیتولاسیون این بار از سوی چین، پذیرفتنی است؟ چقدر به پیامدهای منفی دلجویی از سفیر چین که گستاخانه با مسئولان ایرانی برخورد کرد، اندیشیده شده و آیا هجوم به جهان‌پور برای مجبور کردنش به عذرخواهی، باعث تشکیک مردم در اصول بدیهی استقلال و عزت‌مندی نمی‌شود؟ آن‌چه در پشت پرده، امتیاز داده می‌شود بی‌خبر از مردم، کافی نیست که حتماً باید نمایش فضاحت به فضای عمومی کشیده شده باعث احساس سرخوردگی و خوارشدگی شدید در مردم شود؟

گردن افراشته‌ای که ایرانی به سبب داشتن فرهنگ پیشین و شیران دلاوری از رستم و یعقوب لیث تا بابک خرمدین و همت و باکری و سلیمانی و قرنی و صیاد شیرازی و فردوسی و حافظ و مولانا و بسیار نام‌آورانی که فخر بشریتند؛ داشته و دارد، نباید قربانی تیغ منافع فردی و گروهی از خریدهای بنجل چینی شود. انسانی که به واسطه‌ی  شناخت و افتخار به مفاخرش، عزت نداشته باشد، لقمه‌ی آماده‌ایست که هر گرگ گرسنه‌ای از راه برسد او را می‌بلعد.

ما ایرانمان را هنوز آن‌قدر حقیر نمی‌دانیم که دلخوری و اخم سفیر چین، متولیان کشورداریمان را در انتقادی به‌جا و علمی به لرزه‌ درآورده، وادار به عذرخواهی‌ کند. در این میان و به طور قطع، تاریخِ بی‌تحریف، قاضی عادلی است که حکم روسیاهی ابدی را برای آنان که پرچم وطن را پایین‌تر از هر به خیال آن‌ها بالایی می‌خواهند، صادر خواهد کرد!