شما اینجا هستید: خانهشعر

خواب می‌دیدم

خواب فروردین بی‌حوصلگی

خواب سرخی شقایق

چشمانم را 

با گله‌های ابر

به صحرا فرستاده‌ام

ساعت پنج آمد و نگار نیامد

نرگس شهلا سر قرار نیامد

زنجیر خمت اِ دسِ پا، ای دل آکه

یا وَ قدمی حاجتِ ئی لیوه رها که

اگر یارمنی بیلا هوری بوین 

اگر دویرا کتی گرما کری بوین

از معبری عبور می‌کردم

صدای ناله‌‌‌ای به گوش می‌آمد

و کسی دیده نمی‌شد 

آن اطراف

هلا اي سياست پليدي، تباهي

بر اين گفته دارد زمانه گواهي

تو در فين كاشان نشان داده‌اي

بهار، چاه است و عمر تو پلکان

آب، انعکاس از چشم‌هایت دارد

اسب‌ها را دیده‌ای که می‌آیند

بال‌ها به شعله‌ی پوشیده از دریا

به مه خواندی و زمستان بارید

ستارگان از آسمان گریختند

انزوایت از آتش‌ها بیشه شد

آن‌جا که خواندی و هیمه‌ها به شکوفه نشست

گام برداشته بودی به کوه

صدای تو از سپیده‌دم آمد

جهان در اشاره‌ات بنفشه‌ای بود

باغ سایه گسترد و شعرهایت پرنده شد

نه ببرها به مراثی‌ات می‌آیند نه زخم‌ها گل می‌کنند

هنوز درخت از خاطره‌ی تبسم‌ات سرمست است 

آن‌جا که با روح بهار پیوستی

و در آفتاب سنگ را سرودی

از خلوت‌هایت، چه بگویم؟ ابرها آمدند

به هیئت اسبان که می‌گذشتند از برف

رویا همیشه از دشت بال می‌گشود

جنگل‌ها نام‌های درختان را می‌سرود و پاییز می‌رسید

اما نه گور ترا پوشیده نه بهار گریسته است

سفرنامه‌ات، اوکتاویو با آذرخش و شبنم نوشته نوشته می‌شود

دیاری که ترا خوانده از آیینه و مه سرشار است

و شاعران، به بدرقه‌ات خرمن‌های سوخته  را به باد می‌سپارند 

1.

نام و نشاني‌ام را

 بر هيچ سنگي ننويسيد

تنها 

كنار شعرهايم چراغي بگذاريد!

از دوّمین شبِ

               بعد از پیروزی

من دایناسور شمردم

پیش از خواب

 

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004