شما اینجا هستید: خانهشعر

هی خط بزن حضور مرا؛ کم نمی‌شوم

ـ هرقدر هم که محکم و در هم! ـ نمی‌شوم!

در واژه‌ـ واژه، سطر به سطرِ تنفّسم

بعدِ سال‌ها سال مویه

بر جنازه‌ها و

ویرانی‌ها

ناگهان درمی‌یابی

نافرمانی

می‌خواستم عشق تو را در قاب بگیریم و

در یکی شعر

با مهتاب، مرزی برایش کشیده و

هرچهار سویش را در گُل بگیرم

باز در من غزلی تازه...
بخوان!...
-در روحم-
حزنِ نی،
مویه‌ی در «جامه دران»*

از من می‌شنوی

طناب را به دور درخت ببند

تابی به جای دار

از ریسمان ماه فرود آمدی 

در زمهریر شبی زمستانی

با خود به زمزمه
-حیرت را-
پرواز می‌دهم:

 از کنار تو می‌گذرم 

 از کنار جهان!

از درون تارهای بی‌درنگِ صوت  

چون کوره راهی باز شده در بیابان

در سینه‌های ستبر تپه‌های بی‌اَمان

از کنار تو می‌گذرم 

آخر هر پاییز
جوجه می‌شماریم و

من از خشکی گونه شرمنده‌ام
یدک می‌کشد گریه را خنده‌ام

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004