شما اینجا هستید: خانهشعر

-------*عبدالرضا فریدزاده

«تفاخر»
از مجموعه «وصیّت های دو گام مانده به گور»؛ سروده‌هایی برای دختران من و وطن

زیباترین
و خوش وقارترین دخترها
که می شناختم همه ی عمر
«پیردختر» ماندند

شهامت عاشق ها
برابرِ فضیلتشان
کم می آورد
علی الخصوص
که آن فرشته ها
می اندیشیدند

عزیزکم! یکی اَزَشان :
شعرم !
**
مکان!
در هجوم مأموران
به دفتر شعری اینقدری
شاعرش
شصت و سه بار
دستگیر شد
یک بار در هر صفحه
با توهّمِ یک لعبت !!
**
در سرزمین تلخ
«گنجشک روزی»اند
شاعرها
جز جغدهایشان
که روزیِ آنان
گنجشک است
**
تنها شدن
فرارفتن بود
نه از کسی
که از خویش
مثل غزل
که از قصیده جدا شد
زیبا شد

-------*سعید بیابانکی

دلم گرفته، هوای بهار کرده دلم
هوای گریه‌ی بی‌اختیار کرده دلم
رها کن از لبِ بام آن دو بافه گیسو را
هوای یک شبِ دنباله‌دار کرده دلم
بیا!بیا! که برای سرودن بیتی
هزار واژه‌ی خونین قطار کرده دلم
به هر تپش که نفس تازه می‌کند باری
مرا به زیستن امیدوار کرده دلم
کنون که آخر پیری!نمانده‌ دندانی
غزالِ خوش خط و خالی شکار کرده دلم
بخند! ای لبِ خونین! لبِ ترک خورده!
دلم شکسته،هوای انار کرده دلم...

-------*فریبرز دارابی

(باز هم گرد و غبار)

آسمان تیره و تار
باز هم گرد و غبار
بنشین پنجره را باز مکن
افقی نیست که انگیزه‌‌ی پرواز نگاهت باشد
ای دل امروز تماشای افق را بگذار

آسمان گم شده‌‌است
لشکر مور و ملخ
شاهد عجز و پریشانی مردم شده‌ است
                                       
نفسِ باغچه را بین به شمار افتاده است
پای آن بوته- که سبزیش به زحمت پیداست-
در غم بی‌کسی این همه گل
بلبلی جان داده است
                                       
قاصدی نیست به باران برساند خبری
تا بشوید رخ نومید خیابان‌ها را
چه کسی باز برآشفته چنین
خواب سنگین بیابان‌ها را؟
                                      
ای دریغا کسی از اهل زمین
التماس نگه باغچه‌ها را نشنید
حسرت صبح دل انگیزی را
هیچ‌کس در نفس شاپرک خسته ندید
                                      
در غم جنگل دل‌گیر بلوط
شاعری مرثیه‌ای تازه سراید ای کاش
تا دلی آب کند
یا شود نغمه لالایی باد
چشم پرخشم بیابان هوس خواب کند                 

 

 

 


پرواز ققنوس

نام تو را چه بخوانم
(سیاووش) اسطوره‌ی میهن

پيش از سكوت گياه
حرفي به گلوي ماه بود
با آن شمعي روشن كن
بر گورهاي بي‌نشان

به بهانه‌ی حادثه‌ی دل‌خراش دانشجوی قربانی سیلاب خرم‌آباد

خوش‌دست!

وقتی موبایل
              فاجعه را ساده می‌کند‌،

برگ‌ها
یا زمین‌گیر می‌شوند
یا دنبال باد می‌افتند
و می‌روند


صدای پای عشق که آمد
این نکته را به یاد بیاور:
خدا 

شب را
بر شولای غمم دوخته‌‌اند.
برامتداد طویل زخم‌هام
و جهان

حالا که کرکره‌ها دارند می‌آیند
پایین
و من می‌روم «شکری»1
تا کمی استراحت کنم

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز