شما اینجا هستید: خانهشعر

پيش از سكوت گياه
حرفي به گلوي ماه بود
با آن شمعي روشن كن
بر گورهاي بي‌نشان

به بهانه‌ی حادثه‌ی دل‌خراش دانشجوی قربانی سیلاب خرم‌آباد

خوش‌دست!

وقتی موبایل
              فاجعه را ساده می‌کند‌،

برگ‌ها
یا زمین‌گیر می‌شوند
یا دنبال باد می‌افتند
و می‌روند


صدای پای عشق که آمد
این نکته را به یاد بیاور:
خدا 

شب را
بر شولای غمم دوخته‌‌اند.
برامتداد طویل زخم‌هام
و جهان

حالا که کرکره‌ها دارند می‌آیند
پایین
و من می‌روم «شکری»1
تا کمی استراحت کنم

و هنوز آن‌قدر شعبده‌باز نیستم
که در نمیه‌ی تاریک از ماه
تو را پیدا کنم
چون کبوتری سپید


کلافه‌ام!
هزار و یک کارم
مانده:

خوشا به غیرت «بید عاقل!»
که فقط
به هر بادی

من فرياد نيستم
گلوي مرده پرنده‌ايم در پاييز
خزان نه
خرابم و مست از اين همه كوچ بي‌بهار
نمي‌خواهم گريه كنم
ميله‌ها

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز