شما اینجا هستید: خانهشعر

 كدامين برف خجالت بهار را خواهد ديد؟

دستمال سرخت را تكان بده

تا دوباره

مِ پرستارِم، شغلم شریفَه
کارِمْ حساسَه، نقشم ظریفَه
اساسِ دَرمُو ها وِ ری دوشِم
قسم مُوهِرَنْ وِ رنگ ری پوشِمْ

وارون و کموترل بی‌جا کوشتم
جدل دریژ و پفیلک پا کوشتم
اِ شهری پر اِ شونل کز یخ بستم
کویچل پر اِ پنجره بونیا کوشتم

سلاح گرم،
سلاحی سرد است
که تیغه‌اش
به خود گرفته
 دمای قلبت را

براي اصغر ابراهيميان كه به علت بيماري سرطان در حال شيمي‌درماني است.

اصغر! به روزگارِ ريا تا كه خطِ رنگ                     
نامرد و مرد را نتوان با سخن شناخت

خيال ندارم خيالت را
به تو برگردانم.

(چنان قحط‌سالی شد اندر دمشق)
رو به دریا و پشت به دنیا
به بازی گرفته خواب ناخدایان خـرف را

جنازه‌ي پسربچه‌ي 3 ساله‌ي سوري به‌همراه جنازه‌ي مادر و برادرش كه از جنايات داعش آواره بودند در سواحل تركيه پيدا شد. (روزنامه همشهري 14/6/94)
تشنه‌ي آب‌هاي جهان
برخيز آيلان
تشنگي‌ات را

شنبه‌ها
عريضه مي‌نويسم
شكسته‌هاي زني را
 بر كفق راهروي دادگاه
مرثيه مي‌كنم

« این واقعیت که هیچ چیز تغییر نمی کند، خود همان فاجعه است» والتر بنیامین

«یک»
 حتا واپسین خوابش را هم به کس نگفت
فقط گفت:

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز