شما اینجا هستید: خانهشعر


صدای پای عشق که آمد
این نکته را به یاد بیاور:
خدا 

شب را
بر شولای غمم دوخته‌‌اند.
برامتداد طویل زخم‌هام
و جهان

حالا که کرکره‌ها دارند می‌آیند
پایین
و من می‌روم «شکری»1
تا کمی استراحت کنم

و هنوز آن‌قدر شعبده‌باز نیستم
که در نمیه‌ی تاریک از ماه
تو را پیدا کنم
چون کبوتری سپید


کلافه‌ام!
هزار و یک کارم
مانده:

خوشا به غیرت «بید عاقل!»
که فقط
به هر بادی

من فرياد نيستم
گلوي مرده پرنده‌ايم در پاييز
خزان نه
خرابم و مست از اين همه كوچ بي‌بهار
نمي‌خواهم گريه كنم
ميله‌ها


«این واقعیت که هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند‌، خود همان فاجعه است‌» والتر بنیامین

مستانه ریزدانه‌های برف

دستی کشیدند بر سرم

وهم سپید کبک‌ها

از ذهن من پرید

یک خبر در شهر پیچیده
باز بر ما مرگ باریده
مرگ با طعمی به شدددت تلخ
باز کام خشک ملت تلخ ...

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004