شما اینجا هستید: خانهشعر

جهان براي من هيچ ‌نبود
جز عربده‌هايي
كه از سقفِ خانه بيرون مي‌زد،
و در آسمان نشت مي‌كرد.

این روسری چقدر به چشم من آشناست
این منظره چقدر شبیه خود شماست
این صندلی همیشه خودش را نشسته است
آن پنجره همیشه نگاهش به کوچه‌هاست

بي‌خيال بخت
همين كه كوتاه؛

شتاب
بلند شوم!
چای تازه دمی بنوشم و
بروم خود را
دار بزنم

من درختي کلاغ بر دوشم، خبرم درد مي‌کند بدجور
ساقه تا شاخه‌ام پر از زخم است، تبرم درد مي‌کند بدجور

از ترانه‌هاي من اگر
گُل را بگيرند
يك فصل خواهد مرد

سر قرار نیامد دلم به شور افتاد
دوباره این دل وامانده کار دستم داد

"سراغ"
باید سراغ کنم

دوازده شعر از کتاب در حال انتشار" امسال هم سری به شقایق نزدیم."
 این کتاب پانزدهمین کتاب شاعر و هنرمند معاصر و مطرح نصرت‌الله مسعودی است.

1
عریانی‌ات را
از تنم نمی‌کنم
شب ِجنگل شده‌ام
عاشق ِ ماه وُ قصه‌ای
که جز سریر شانه‌ی تو
ناتمام می‌ماند.

بگذار تا هميشه زيباي من تو باشي
خواب آمد ار به چشمم رؤياي من تو باشي!

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004