شما اینجا هستید: خانهشعربند دخیل

بند دخیل

دوشنبه, 28 فروردين 1396 ساعت 09:58 شناسه خبر: 2572 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
seymare seymare khaleqhi

به پاس چشم خسته‌ام بیا مرا سری بزن
اسیر و پا شکسته‌ام بیا مرا سری بزن


مرا به کام خود کشد زبانه‌ی جدایی‌ات
برای تو نشسته‌ام بیا مرا سری بزن
روز طلوع نکرده و سایه‌ی شب رسیده است
ز دست روز رسته‌ام بیا مرا سری بزن
چقدر دَست بی‌کسی دست مرا صدا زَنَد
از همه کس گُسسته‌ام بیا مرا سری بزن
به شاخه‌های آرزو با مژه‌ای رفیق خون
بند دخیل بسته‌ام بیا مرا سری بزن

1 نظر

  • پیوند نظر  احمد لطفی احمد لطفی دوشنبه, 22 خرداد 1396 ساعت 01:08

    انسان امروز تنهاست به عبارتی فرد خود طایفه و قبیله است ، ما بنی نوع آدم از تنهیی ودرد و رنج و ترس از نرسیدن و اضطراب جوانان برای نرسیدن به کامیابی مصداق شعر شماست . این اشعار استغاثه ی ماانسانهای محتاج به مهر ورزی و کسب ارامش ویافتن همدرد و همنوا و همدل است. موفق باشید .

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004