شما اینجا هستید: خانهشعردر خُوف و رَجا

در خُوف و رَجا

سه شنبه, 12 تیر 1397 ساعت 10:19 شناسه خبر: 3656 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

تقدیم به جناب آقای رضا آذربانی به پاس دغدغه‌های همیشگی‌اش در حمایت از محیط‌زیست و حیاط وحش





بچه آهویی به مادر خود گفت
ای که در عالم چو تو زیبا نیست
هیچ دریافته‌ای این حکایت را
زین به بعد جای ما (در) این‌جا نیست
از چه روی بمانیم در این وادی
وقتی ما را دوست و فامیل و همراه نیست
هیچ به این اندیشه کرده‌ای مادر!
کَم‌کَمک آواره‌ایم و ما را مأوا نیست
خوب خوب این طبیعت را تماشا کن
هیچ نشانی از خرس و پلنگ و روباه نیست
کوچ کردند پرندگان و همه رفتند
اثر از بلبل و کبک و دُرنا نیست!
جان ما جانوران بی‌گناه این‌جا
جان اگر امروز هست، فردا نیست
هر شکارچی که در پی شکار آید
جز به تیر آختن ما، ورا پروا نیست
هرکه چون ماست، اندر این جنگل
شکوه‌ها و شکایتش بی‌جا نیست
هر صدایی شنیده‌ایم خوش‌آهنگ نیست
این صدا جز صدای مرغ شومِ عَنقا نیست
خاک غم پاشیده‌اند بر این کوهسار
زندگی با غم و اندوه چنین معنا نیست
گفته‌اند هرکه با جان خود کند بازی
از شمار جاهلان است و دانا نیست
آدمی اگر در غم ما، اشکی ریخت
پاک دروغ است، جز اشک تمساح نیست
پس بمانیم چرا در این وادی؟
وقتی برای جان ما، جان‌پناه نیست
**
ماده آهو شنید گفته‌های فرزند را
گفت فرزند حرف‌هایت پاک بی‌راه نیست
دانم من هم چو تو این حکایت را
چه کنیم در این مُلک، بخت با ما نیست
گویی اندر این زمینِ فراخ و گسترده
هیچ‌جایی برای ما، مأمن و ملجا نیست
هرکجا برویم، آسمان همین رنگ است
همه جا جَنگ است و یک پناهگاه نیست
سرنوشت ما را چنین رقم زده‌اند
سرنوشت را جدل و جنگ و دعوا نیست
**
بچه آهو در جواب مادر گفت مادرجان
سرنوشت کًند و زنجیر بر دست و پا نیست
دل به یأس و ناامیدی مده مادر
ناامیدان را در جهان پناهگاه نیست
نوک اون قله‌ی بلند را تماشا کن
بهر ما جایی بهتر از آن‌جا نیست
نرسد دست شکارچیان به ما آن‌جا
جان‌پناهی هست و شکارگاه نیست
پس بیا برویم از این وادی
تا شکارچی خواب است و پیدا نیست
**
ماده آهو اشکی ریخت و با تبسم گفت
بحث ما رفتن از این‌جا به آن‌جا نیست
دانم آن‌جا دام‌ها تنیده‌اند باز
هیچ‌جای این کوه خالی از کمین‌گاه نیست
تا تله هست و شکارچیان هستند
هرکجا پا بنهیم جز چاله و چاه نیست
حیف، شکارچیان ندانند این حکایت را
طبیعت به ما زنده است و قتلگاه نیست
گر چنین فهم کنند ایشان به یقین
من و تو را وحشت و خوف و رجا نیست
آن که می‌کشد به گلوله‌ای تو را
از حال زار من مادر آگاه نیست
البته هستند آدمیان نکو رفتار
فکر و ذکرشان جز حمایت از ماها نیست
این چنین آدمیان را اجری هست
اجر آنان جز با پروردگار دانا نیست
حامیان دشت و دمن و جانداران را
جز دعای خیر ما در این درگاه نیست
تا سلامت باشند و کامیاب همواره
ما را جز این از خدای بزرگ تمنا نیست.

*چاپ شده در سیمره 455(4 تیرماه 97)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004