شما اینجا هستید: خانهشعرایستگاه

ایستگاه

دوشنبه, 01 مرداد 1397 ساعت 08:22 شناسه خبر: 3722 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

زمین من، کره‌ای، میله‌دار  بود که رفتی
«قزل‌حصار» نه «دنیاحصار» بود که رفتی
نیامدی که بمانی، در ایستگاه نگاهم
و این دو دست، دو ریل قطار بود که رفتی
به دستِ خلق مبادا که سنگِ طعنه بیفتد...
سزای ماندن من، سنگسار بود که رفتی
جهان کم است برایش؛ اگر که کفر نباشد
غمم به وسعت پروردگار بود که رفتی
چه شاه‌نامه‌ی شومی؛ نبرد بین دل و عقل
نبرد رستم و اسفندیار بود که رفتی
برای ترک تو شعرم، پناه برد به افیون
خبر نداشت که افیون، خمار بود که رفتی
هم از بهار دلم خون، هم از بهار دلم شاد
بهار آمده بودی، بهار بود که رفتی


*چاپ شده در سیمره458(26تیرماه 97)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004