شما اینجا هستید: خانهشعراز درخشش و اضطراب

از درخشش و اضطراب

پنج شنبه, 10 آبان 1397 ساعت 08:47 شناسه خبر: 3981 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

 از کنار تو می‌گذرم 

 از کنار جهان!

از درون تارهای بی‌درنگِ صوت  

چون کوره راهی باز شده در بیابان

در سینه‌های ستبر تپه‌های بی‌اَمان

از کنار تو می‌گذرم 

 

 از کنارِ جهان

رام من نمی‌شوی و هیچ‌کس

حتا در چهره‌ی خونینِ خیابان!

همیشه به رنگ آرزوهای من لباس می‌‌‌پوشی

در تمام فصول خشک و سوخته از آفتاب

در رودی که همیشه طول خودت را می‌‌پیمایی...

بی تن و دست به دنبالت 

در شگفتی تمامی پیشانی‌ها جست‌و‌جویت

 کردم

در میدان‌های تنگ دویدن

              در جنگل سبز تنومندت

                                 آواره در باد... 

خون می‌خورم از درخشش و اضطراب

از سماجتی که در سرخی من و تو

 جاریست...

                    چشمه در سنگ

از کلماتی که لحظه به لحظه می‌میرند و

هرز می‌روند

جفتِ گمراه من

چیزی در برابر من نیست

                    جز لحظه‌ای

که شب بر پلک‌های بیهوده‌ام آرام

 می‌میرد

و گناهی که باید آن را زیست!

من فراموشم و محکوم 

به زخم چیزی که از سرخی دهان تو می‌‌شنوم

         میان آمدن و رفتن

خوشه‌ی خشکیده‌ی گندم!

به جرم بازگشت از نگاه سیاه خویش

من محکومم و فراموش 

من فراموشم و محکوم!

محتوای بیشتر در این بخش: « شمارش

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004