شما اینجا هستید: خانهشعریاد سبز

یاد سبز

چهارشنبه, 05 دی 1397 ساعت 11:52 شناسه خبر: 4105 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 باران تمام مزرعه را جا گذاشته است

و من عطشان‌تر از همیشه

با کاسه‌ای به کف

رو بر نشاط و طراوت

آواز می‌کنم

لب‌های خشک کودکی‌ام را که مانده است

در کوچه‌های خاکی قزوین

و دارد خواب سه قاپ‌های درشت‌ام را تعبیر می‌کند

و دست‌های بزرگم را بر خاک می‌نهد

شاید که سکه‌های زرد جوانی‌ را

از گودهای سرنوشت به‌در آرم

و نثار این همه چشمی کنم که هر روز صبح و ظهر

برای سکه می‌رقصند

برای سکه می‌میرند

برای سکه، شکل پرنده‌ی فال‌گیر می‌شوند

و فال بدبخت‌های پول ندیده را می‌گیرند که:

«یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور»

و آن برهنه دست تهی‌ بام می‌گوید:

یوسف برای پدر خوب است

و پدر برای آرزوی سبز

من اما می‌خواهم که پول ببارد 

بر جان خشک من

آن‌قدر تند و هماهنگ که بمیرم

در آرزوی پول!!

من اما می‌خواهم که باد بیاید

و بوی درخت سال ندیده

بر عید من بیفتد

آن‌قدر ‌سبز سبز که بمیرم

در آرزوی سبز

هرکس به قدر همت خود جیغ می‌کشد

کودک برای شیر

و مرد برای عشق که پیدا نیست! 

 

محتوای بیشتر در این بخش: « ..... نمی‌شوم! فرستاده »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004