شما اینجا هستید: خانهشعربازغال، خورشید رسم می‌کردم

بازغال، خورشید رسم می‌کردم

پنج شنبه, 07 آذر 1398 ساعت 09:59 شناسه خبر: 4733 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نه روز بود و 

نه شب

در دهانه‌ی غار ثانیه‌ها

اژدهای هفت‌سری نعره می‌کشید

من با زغال، خورشید رسم می‌کردم

و دستی با پرهای طاووس

حکم تبعید مرا می‌نوشت

رازیانه‌ها

پشت پرچین ناگستردگی

می‌پوسیدند

و گربه‌های تاریک

در جشن سوگ گنجشککان تکامل 

می‌رقصیدند

عطر بلوغ در آینه

گل نکرد

دُرناهای نقره‌ای شفاف

از ییلاق خواب

کوچیدند

کسی گهواره‌ی آفتاب را

در من تکان نداد

و کاشفی 

از پل‌ رؤیایم عبور نکرد

نه روز بود و 

نه شب

و در من یک‌تب روشن ناشناخته حکومت می‌کرد

و من

با زغال، خورشید رسم می‌کردم

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004