شما اینجا هستید: خانهطنز

دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد
سعادت یار آن‌کس که از تنها بپرهیزد

البته هنوز نرفته است... یعنی حالا حالاها رفتنی نیست و تا ما را کفن نکند، دست از سر ما برنمی‌دارد! در واقع رفتنش برای ما رویا شده است. جالب‌تر این‌که دوستان با وجود خالی کردن جیب خلق‌الله هنوز هم به قیمت‌های فعلی راضی نیستند و از زیان‌ده بودن خودروی «پراید» با قیمت‌های فعلی خبر می‌دهند و ظاهراً قرار است پراید در اوج خداحافظی کند!

شنیده بودیم که تاریخ هم برای خودش طنزهای تلخ و شیرین دارد. گفتیم تا بر این فقره واقف شویم بهتره یه نگاهی بر این پدیده بکنیم. این شد که رفتیم سر وقت تاریخ بلاد قیاس‌آباد سفلا و توابع که گفته‌اند؛ طنازترین تاریخ‌هاست!

آقا بالاخره ما نفهمیدیم تو این کشورهای پیش‌رفته و به اصطلاح متمدن قانون وجود ندارد؟! این‌ها صاحب ندارند؟! بزرگ‌تر ندارند؟! در مملکت شان انجمن نظارت بر حق و حقوق مصرف کننده وجود ندارد؟! انجمن نظارت بر فعالیت‌های دانشمندان ندارند؟!

هرچند خیلی از افراد به دنیای خواب و رویا هیچ اعتقادی ندارند ولی از طرفی بسیاری از ابنای بشر کلاً در عالم خواب و رویا به سر می‌برند. اصلاً یک عده به امید دیدن خواب‌های شفاف و با کیفیت، از هر موقعیتی برای خوابیدن استفاده می‌کنند. از جمله همین عموسیفی خودمان (سرایدار مفخم مدرسه) که فکر کنم هر شب یک دی وی دی کامل خواب می‌بیند! ایشان چند روز قبل تعریف می‌کرد که خواب دیده یک مازراتی زرشکی، تودوزی ابریشمی، رینگ اسپرت، بیمه بدنه کامل و ...  سوار شده و در جاده‌های شمال در حال رانندگی است.

از قدیم و ندیم گفته‌اند: بی‌کاری بد بلاییه! بی‌کار باشی و در بلاد غریبستون واویلا! «داپیره گل خیر» همیشه می‌گفت:«هُو هُو...تملی بی‌خواو بُردِش، لفو اُما و بردش!» اینو وختی می‌گفت که به ما کاری محول می‌کرد و ما در انجام آن سستی می‌کردیم تا به مصداق داپیره هم خوابمون نبره و هم آب. گفتیم بگردیم کاری پیدا کنیم. رفتیم سر وقت روزنامه‌جات اون بلاد و نیازمندی‌های اونارو گشتیم و گشتیم.

از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان؛ نسل امروز با خیلی از ابزارآلات، وسایل، مشاغل، لوازم و ادوات بیگانه است. مثل آفتابه که جای خودش را به شلینگ‌های پلاستیکی و فلزی داده است. یا همین گچ‌های سیاه و سفید و رنگی مدرسه که وقتی معلم به ما می‌گفت: «برو از دفتر گچ بیار» بال در می‌آوردیم. اصلاً میز اول می‌نشستیم برای برآورده شدن همین آرزوهای کوچک...

- ... داشتیم بی‌خیال از غم وغصه‌ی روزگار با خودمون زمزمه می‌کردیم: «عمو یادگار- خوابی یا بیدار... مستی یا هُشیار و...» شنیدیم گوشیمون زررررر زنگ خورد:

امروز اگر حوصله داشته باشید و بهانه نیاورید قصد داریم با همراه عمو سیفی (سرایدار مفخم مدرسه) سری به دنیای نورولوژی و سرزمین هورمون‌ها بزنیم. البته گمان نکنید با افزایش دست‌مزد و کارانه پزشکان در طرح تحول در نظام سلامت، ما هم خدای ناکرده قصد ورود به عرصه‌ی پزشکی و طبابت داریم؛ نه این طور نیست. بلکه ما امروز بنا داریم از دریچه‌ی علم پزشکی، مقوله اقتصاد را آچارکشی کنیم و  شما را از زوایا و لایه‌های پنهان این ماجرا آگاه سازیم.‌

خدا را صدهزار بار شکر و به قول دایی ادریس خدا را کرور کرور شکر که ما در بند پست و مقام و رای و انتخابات نیستیم و الحمدالله دل نگرانی بابت از دست دادن جایگاه مان در دوران پسا انتخابات نداریم. حالا این‌که چرا عده‌ای با جابه‌جا شدن نماینده‌ی شهر یا رییس دولت و کابینه یا حتا رییس اداره‌ی متبوع‌شان دل‌نگران می‌شوند و آویزان اطرافیان می‌شوند که پست‌شان را از دست ندهند، داستانش مفصل است.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز