شما اینجا هستید: خانهطنز

چی فکر می‌کردیم، چی شد؟! یعنی از این بدتر و دردناک‌تر امکان نداشت. باورتان می‌شود جماعتی که در تمام مدت شبانه‌روز و در کوچه و خیابان سر به زیر هستند و سرشان با گوشی هوشمندشان گرم است، کشوری 80 میلیونی که ملتش تاکنون فقط از یک اپراتور170 میلیون سیم‌کارت خریداری کرده‌اند، خلقی که غذا را قبل از فرستادن به معده و روده بزرگ ابتدا به اینستاگرام و تلگرام می فرستند؛

سیمره-422: درست است که از قدیم و ندیم گفته‌اند: «عجله کار شیطان است.» و یا «یک نیش ترمز بزن و هزار افسوس مخور» ولی خدا وکیلی یک مقدار سرعت عمل و دست جنبانیدن در انجام برخی امور بد نیست و جای دوری نمی‌رود. چون اصلاً خدا را خوش نمی‌آید پروژه‌ای را که مثلاً با آجر گَری 3 تومنی شروع کردیم با آجر ایتال 600 تومنی تمام کنیم! البته از این نمونه‌ها در مملکت فراوان داریم و آن‌جایی که ما افاضه کردیم «کلنگت را زمین بگذار!» هیچ‌کس گوش نکرد و دوستان کماکان به کلنگ‌زنی ادامه دادند.

نوه‌ی دختری خاله (خنجی) ما «کبی» نام نوشته‌اند: قلی‌بگ جون عزیز حکایت و روایتی که در زیر ملاحظه می‌فرمایید گفت‌و‌گویی فوق سری بوده بین دو مقام ارشد مدیریتی در بلاد قیاس‌آباد سفلا و توابع که توسط ماموران خفیه (سه- صفر- هفت) شنود و فاش گردیده، لذا عیناً جهت استحضار به حضورتون تقدیم می‌شود:

از قیاس‌‌آباد سفلا و توابع خبر می‌رسد«قیاس‌بگ» نام که مرتب از عمل‌کرد مقامات عالیه اون بلاد ایراد می‌گرفت و انتقاد می‌کرد؛

آقا بالاخره رسیدیم. البته هنوز نرسیدیم ولی نزدیک شدیم. نزدیک که چه عرض کنم دورنمای اتوپیای افلاطون یا همان آرمان‌شهر سعدی خدا بیامرز رویت شد! لطفاً چراغ‌ها را روشن کنید و از بوق زدن در تونل جداً خودداری کنید.

سازمان علمی- فرهنگی ملل «یونسکو» از ما «قلی‌بگ» دعوت کرده بودند تا در همایش جهانی پدیده‌ای به نام فُش=دشنام در ساختار ادبیات فرهنگی- اجتماعی اقوام سخن‌رانی کنیم! رفتیم و در آن همایش سخن‌رانی خودمونو اختصاص

آدم يا قول نمي‌دهد يا وقتي كه قول داد ديگر چاره‌اي ندارد و باید پای قولش بایستد. يعني اساساً بايد بين قول ما با قول بعضی‌ها يك تفاوت‌هايي وجود داشته باشد. هر چند ما نه سر پیاز هستیم و نه ته پیاز ولی همین‌طوری یک عده سایه‌ی ما را با تیر می‌زنند و حالا اگر قول هم بدهیم و عمل نکنیم فکر کنم به صورت مستقیم ما را هدف‌گیری کنند! 

نقلی‌بگ قیاس‌آبادی دیگر پسرعمومون برامون نامه‌ای نوشته و در آن مرقوم داشته‌اند که: پسرعموجون، قلی‌بگ عزیز! دیروز یک دانه مادمازل از دیار فرنگستون «موگرینی» نام اومده بود

خوشا به حال درگذشتگان و گذشتگان... چه دورانی داشتند ... چقدر بی‌تکلف و بی‌دغدغه زندگی می‌کردند. فارغ از برجام و پسابرجام و تحریم و گزینه‌های رو و زیر میز و سایر امورات اعصاب خرد کن مثل ترافیک، آلودگی هوا، ریزگرد و ... عین بچه‌ی آدم زندگی می‌کردند و دو برابر ما هم عمر می‌کردند. تازه با ملائک هم در میخانه را می‌زدند و فرار می‌کردند، از شعاع ماهتاب به آسمان می‌رفتند، هر وقت هم که چشمشان نمی‌خفت به سخنان پروانه با شمع گوش می‌کردند.

 امروز پستچی برامون نامه آورده از «شکربگ قیاس‌آبادی سفلا»، پسر عمومون ساکن در خاور بلاد قیاس‌آباد. نامه را مفتوح می‌نماییم چنین نوشته است:
... و اما اگر از حال و احوال ما جویا باشید همگی سرحال و قبراق هستیم،

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز