شما اینجا هستید: خانهطنز

این روز‌ها با وجود گرفتاری‌های عدیده در مملکت خدا را شکر علاقه‌ی مردم به کسب علم و دانش و طی مدارج تحصیلی، روند رو به رشد و پر‌شتابی پیدا کرده‌است و این شتاب به‌گونه‌ای است که در مقاطعی مانع از حضور در کلاس‌، مطالعه منابع درسی، تحقیق و حتا شرکت در امتحانات می‌‌شود!

 

 

 

براي 29 اسفند روز ملي شدن نفت؛ تقديم به مصدق، فاطمي و ساير وطن پرستان
 
هنوز که هنوز است برای خیلی از ماها مشخص نشده که بالاخره «نفت ما را بدبخت کرد یا ما نفت را بدبخت کرد!؟» معمولاً آن دسته از روشن‌فکران که فاقد مشخصه‌ی علمی و صرفاً واجد آرمان‌گراییِ خالی تا توخالی هستند، سوال را به همین شکل طرح می‌کنند که «نفت چگونه ما را بدبخت کرد؟» علاوه بر این، اصولاً از نظر بی‌سوادانی که ادای روشن‌فکری در می‌آورند و خصوصاً از نظر «تاریک‌فکرانی» که فکرشان چیزی جز کارخانه‌ی بدبخت‌سازی نیست، پُر واضح است که نفت ما را بدبخت کرد.

بابت رنگ و لعاب و یادگاری‌هایی که روی نقش و نگارهای آن بلاد مالیده و کشیده بودیم کلی کنده‌کاری رو سینه‌کش کوه کشیدیم و کندیم و تحویل دادیم و خلاص.

از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان، موعد ثبت‌نام انتخابات شوراها نزدیک است و جماعت کثیری از خلق‌الله کما فی‌السابق بر این باورند یگانه راه به منصه‌ی ظهور رساندن استعدادهای بالقوه و توانمندی‌های‌شان، بلا شک ورود به عرصه‌ی خطیر شوراها و تکیه‌زدن بر صندلی چرمی این منصب است.

پسرعموی ما «شمقلی» مدت ده‌سال‌ و اندی است که اونور آب‌ها زندگی می‌کنه اما هنوز که هنوزه بی‌خانه و کاشانه است، مستأجر و کرایه‌نشینِ. بهش گفتیم: «پسرعمو جون! حالا که به میمنت و مبارکی عیال اختیار کرده‌ای و چن صباحی دیگه اولاددار هم می‌شی چرا به فکر یه سرپناه برا خودت نیستی؟» گفت: «قلی‌بگ جون به فکرش هستیم، یه‌ی گُله زمینی داریم ولی فرصت ساختن اونو نداریم کو وقتش؟ صبح تا شب کار،کار،کار!»

به حضور شما عرض شود که: چهل سال و اندی از سن عموزاده‌مون «شمقلی» می‌گذره، اما هنوز عزبه! یعنی مجرده و فاقد عیال!

یکی از مشکلاتی که امروزه در اقتصاد هم مسئولان و هم مردم را به دردسر انداخته است و کماکان لاینحل باقی‌مانده است «‌عدم هماهنگی جیب مردم با برخی آمارهای اقتصادی منتشره‌» است!

 می‌خواستیم «موال» خونه‌ی عموزاده «شمقلی» را برای بهره‌وری بیش‌تر و بهتر از سمت راست حیاط به سمت چپ منتقل کنیم، با صاحب خونه حرف زدیم فرمود: «جابه‌جایی موال احتیاج به مجوز قانونی داره! باید مجوز بگیرید و اِلا طبق ماده‌ی هفت بند سیزده‌ی تبصره‌ی هفده براتون دردسر درست می‌شه!»

 اولي الباب مملکت و اولي الابصار جامعه و در يک کلام صاحبان خرد و منطق حتا همين عمو سيفي (سرايدار مفخم مدرسه‌مان) نيک مي‌دانند «جمع نقيضين علي‌الاصول محال است» و مو لاي درز اين نکته‌ي ظريف و فلسفي نمي‌رود. اما با وجود علمي بودن اين اصل، در اين گير و دار برجام و پسا برجام و نزديکي انتخابات و .... عده‌اي خواستند خودي نشان بدهند و اين‌طوري در مملکت چو بيندازند که «جمع نقيضين» محال نيست و نه تنها آن را محتمل بلکه مسلم و در زمره‌ي بديهيات نشان دهند.

هفت دُوَل و هفت بلاد و هفت ملیت گوناگون اونا را می‌تونی یک‌روزه- دوروزه طی طریق کنی. پیاده هم حال داشته باشی یکی از این دولت‌های فخیمه را می‌شود زیر پا بگذاری. هفت امپراتوری اونا به ثلث قیاس‌آباد‌سفلا و توابع ما نیست. قدم زنون از یک امپراتوری وارد امپراتوری دیگری شدیم! رفتیم به دیدن آثار باستانی و تاریخی‌شون به سیر و تفرج، وای! چی دیدیم؟ میلیون‌ها آدم از نژادها و رنگ‌های گوناگون سفید، سیاه، سرخ، زرد آمده‌بودند به تماشای یک چنار ده- پونزده متری. تنها اثر سیاحتی اونا! چه عجب در باب این چنار دو‌قلو و به هم پیچیده چه حکایت‌ها و روایت‌هایی دارن! در رسانه‌های تصویری، نوشتاری، شنیداری‌شون دم‌به‌دم لحظه به لحظه در همین فقره داد سخن می‌دهند.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز