شما اینجا هستید: خانهطنز

امروز اگر ریا نباشد قصد داریم کمی از مقولات سیاست، اقتصاد، برجام، حقوق شهروندی، انتخابات، فساد اقتصادی، حقوق‌های نجومی و سایر موضوعات روز مملکت فاصله بگیریم و با یکی از این اتوبوس‌های 700 میلیونی و شیک در قالب یک تور مجازی (با رعایت اصول زیست‌محیطی و اخلاقی) سری به دنیای ژنتیک بزنیم. لطفاً به صندلی راننده دست نزنید. پوست تخمه و پرتقال هم کف اتوبوس نریزید!

با وجود عالم‌گیر شده‌ي گستره‌‌‌ي علم و حل بسیاری از معادلات و مجهولات در جامعه‌ي کنونی، کماکان بشر در حل برخی مسائل پیش‌ِ رو در مانده است. حتا جناب خودمان نیز با وجود تبحر در بسیاری از علوم و صناعات و به قولی با «دو صد رساله‌ی فرسوده اندر انبانم»

 خیابونای اون دیار پاک سوت کورند، ماشیند دارند، خیلی هم دارند، به وفور هم‌چون گله‌ها و رمه‌های دیار ما قیاس‌آباد سفلا و توابع، اما بی‌جون! بی‌هیجون! نه ویراژی، نه تخت‌گازی، نه سرعت و سبقت آن‌چنانی و نه بوقی! گفتیم ما بهتره یک تحرکی به این وضع بدیم!

 نگاهی به «سفرنامه‌ی قلی‌بگ قیاس‌آبادی سفلی»
و اما...چنین روایت می‌کند قلی‌بگ که: «پسر عمویمان شمقلی قیاس‌آبادی سفلی دارای گرین کارت از دُول فرنگستون است. دعوتی فرموده‌اند از ما برای گشت‌و‌‌گذار و تفرج از اون دیار. گفتیم: به به می‌رویم به سیر و سیاحت هم فال است و هم تماشا، هم دیدار عموزاده و هم آشنایی با اخلاقیات اون مردمان، فیس و افاده‌ای هم در می‌کنیم برای قیاس‌‌آبادی‌ها تا بدونن ما اینیم!

ما همیشه‌ی خدا فکر می‌کردیم در هزاره‌ی سوم و جامعه‌ی کنونی امروز، داشتن یک زندگی مرفه و سالم، شاد و مفرح، بدون دغدغه و استرس، با درآمد مکفی (البته غیر نجومی)، و حتا بدون یک لک و پیس روی صورت، با اندام متناسب و مو، مژه و ابروهای پرپشت و قس علی هذا ... که آرزوی هر انسان سالم اندیش و ژرف نگر است چندان ساده و راحت نیست و برای رسیدن به آن، باید بلانسبت زور زد و حسابی تلاش کرد،

امروز اگر ریا نباشد، قصد داریم افشاگری کنیم. البته نه درخصوص اختلاس‌های میلیاردی صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان، زمین‌خواری، کوه‌خواری، جنگل‌خواری، دریاخواری، بیابان‌خواری، ویژه‌خواری، موقوفه‌خواری، (نفسم گرفت....)،

با توجه به این‌که خنده‌ی طنز، خنده‌ی شوخی و شادمانی و رضایت و موافقت با موضوعی اتفاقی نیست، درواقع نیشخندی است تلخ و جدی و دردناک که همراه با سرزنش و سرکوفت بر کاری نامناسب در هنجارهای جامعه و تأثری بر این رفتارهای جاهلانه که از طرف صاحبان ثروت و قدرت به وقوع می‌پیوندد. به همین خاطر است که طنزپرداز می‌کوشد از میان همه‌ی آن پدیده‌های نابه‌هنجار راهی برای خندیدن و خندان پیدا کند.

بدون مقدمه و هرگونه ملاحظات سیاسی و اقتصادی و زیست‌محیطی باید اذعان کنیم در حال حاضر خلق‌الله حال و حوصله کارکردن ندارند و بیش‌تر دنبال پول کلفت و نان نازک می‌گردند. در واقع امروزه اکثر مردم رویای پولدار شدن، داشتن ماشین و ساختمان‌های آن چنانی، در آمد میلیونی، سفرهای خارجی و ... را در سر می‌پرورانند و برای رسیدن به این آرزوها در کوتاه‌ترین زمان، گاهی دست به فعالیت‌های عجبیب و غریب می‌زنند.

بعد از رویکرد موفقیت‌آمیز ادارات بیمه در اجرای بیمه‌ی شخص ثالث، بدنه‌ی خودرو، آتش‌سوزی، محصولات‌ کشاورزی، مسئولیت، مهریه، بیمه اعضای و جوارح هنر‌مندان و ورزشکاران و ... حالا نوبت به طرح‌های جدید‌تر و سوفسطایی رسیده است و ما امروز بر آنیم یکی از این طرح‌ها را رونمایی کنیم.

در سال‌های خیلی دور، چشم حسود‌ کور، دبستان ما  در کوچه‌ی جنب بانک رفاه‌ کارگران بود. باز هم چشم حسود کور، ما هم‌کلاس نابغه‌اي داشتیم. آموزگار بیچاره چقدر حرص خورد که به او یاد دهد الکتریسیته را به شکل «اَل کِتِری سیته» و تلوزیون را به شکل «تِوِلِزیون» تلفظ نکند، اما فایده نداشت.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز