شما اینجا هستید: خانهطنزخاطرات قلی‌بگ قیاس‌آبادی‌سفلا(89)

خاطرات قلی‌بگ قیاس‌آبادی‌سفلا(89)

پنج شنبه, 09 آذر 1396 ساعت 09:32 شناسه خبر: 3088 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

طبیعت بی‌جان


حکایتی دارد قلی‌بگ حکایتی اندوه‌بار؛ در باب آبزیان و جانداران در بّر و بحر و دارستان و اشجار؛ اون موجودات بی‌زبان و بی‌پناه در آب و دشت و طبیعت کوهسار؛ اندر دیار زاگرس که هست سکونت‌گاه الوار؛ که چرا شد و چگونه شد تهی از جاندار؛ کجا رفتن اون همه کلاغ و کبک و کبوتر و سار؛ و اون همه گرگ و گراز و شغال و کفتار؛ نه بلبلی مانده برای خوندن آواز نه کلاغی برای خوندن غار غار؛ نه پروازی از اون همه تیهو و قرقاول و عقاب و شنقار؛ و نه اثری از اون همه مور و مار و ملخ و سوسمار؛ دریغ و صد دریغ از درختان کیکِم و ارژن و کبوده و مروار؛ و باز دریغ از درختان بلوط و ارغوان و چنار؛ وای وای بر اون همه جنگل و سبزه و چمن و نیزار؛ که گسترده بود بر همه جا چون گل و گل‌زار.
کو اون همه غزال و کَل و بُزِ شاخ‌دار؛ که می‌خرامیدند هزار هزار؛ بر دشت و دمن و طبیعت و کوهسار؛ وای وای بر این شیوه و رفتار تاسف‌بار؛ که در آوردن آدمیان از طبیعت دمار؛ و به کار بستند از بهر نابودی اون‌ها هزاران ابزار؛ از زهر کشنده تا موتور برق و تفنگ و تیربار؛ با یورش‌های بی رحمانه چون هیتلر و چنگیز و تیمور تاتار؛ با تیشه و تبر و اره‌ی مشار؛ همه جا و همه چیز را نمودند بی‌اثر و آثار؛ از درخت و آبزی و پرنده و جاندار؛ و اینک نشانده‌اند در دل آسمان‌ها گرد و خاک و غبار؛ و می‌کشند به سختی نفس از ریه و آه از دل غم‌بار؛ هوار آی هوار آی هوار؛ بی‌حوصله و بی‌صبر و قرار چون بیمار؛ ربَنا وَ قِنا عذابِ نار؛ یا دادار...

شعر:
آدما غفلت و کوتاهی نمودند زیاد
جنگل سبز و طبیعت بدادند بر باد
بّر و بحر جمله از این کرده و کردار ناشاد
به فغان آمده ز این کار کشیدند فریاد
ارژن و بید و بلوط و ارغوان و شمشاد
**
سوختند، دود شدند، طعمه‌ی باد گردیدند
به هوا رفته رخ از زار و زمین برچیدند
عاقلان چون که چنین شیوه و رفتار دیدند
با تاسف بر این کار نسنجیده بسی خندیدند
وای چرا... شاخه‌ی بنشسته‌ی خود بُبریدَند
**
رودها خشک شده‌ و در کفشان آبی نیست
آبزیان را دگر از وحشت و ترس خوابی نیست
چون در این خطه دگر چشمه و تالابی نیست
مرغکان را خبر از بازی و شادابی نیست
روزها گرد و غباری شده و شب همه مهتابی نیست
**
باز دیر نیست هنوز جانی هست
باز بیمار ستم دیده را درمانی هست
 باز از بهر نبرد صحنه و میدانی هست
باز در کوه و کمر مرغ غزل‌خوانی هست
کمک کن برادر، خواهر گرت ایمانی هست!
**
آب‌ها را نگذاریم که از مزبله آکنده شوند
آهوان را نگذاریم ز کوه رانده شوند
کل و بز را نگذاریم چنین خسته و درمونده شوند
نگذاریم به آواز حزین خونده شوند
نگذاریم درختان بلوط سوخته و سوزانده شوند
**
این همه البته کاریست نه چندان دشوار
همت و عزم نیاز است ز قوم الوار
دست‌ها حلقه و پیوسته کنند زنجیروار
تا فراهم بکنند این ره دشوار هموار
 به امیدی که شوند جمله در این کار هم‌یار!

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004