شما اینجا هستید: خانهفرهنگنورمحمد پاپی، روایت‌گرِ موسیقیِ بالاگریوه

نورمحمد پاپی، روایت‌گرِ موسیقیِ بالاگریوه

شنبه, 02 دی 1396 ساعت 11:08 شناسه خبر: 3151 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

دکتر سیامک موسوی اسدزاده: سیمره- بیست و دوّم آذرماه، مصادف با دهمین سالگرد درگذشت خواننده‌ی ارزشمند لرستان،‌ استاد «نورمحمد پاپی» است، به همین مناسبت، مطلبی مختصر در باره‌ی ایشان، به رشته‌ی تحریر در‌آورده شد.


«نورمحمد پاپی»، زاده‌ی سال 1326 در روستای «قلعه شیخ» بخش «پاپی» شهرستان خرم‌آباد است. وی یکی از چند راویِ مقام‌های موسیقایی لُریِ «بالاگریوه»1  در نیم قرن اخیر است، که توانستند مقام‌های اصیل و کهن موسیقی بالاگریوه را از نسل‌های پیش به نسل پس از خود انتقال دهند.2 در واقع اینان، «پیام‌رسانان فرهنگِ» بخشی از سرزمین لرستان هستند که رسالتشان حفظ و نگه‌داری خزانه‌ی ارزشمند فرهنگ عامه‌ی لرستان و تحویل آن به نسل‌های بعدی است.
نورمحمد،‌ خواننده و شاعری تواناست، که صدای گیرا و دل‌نشینش، سال‌های سال مونس تنهایی‌ها، یا محرک شادی‌هایِ گروهیِ مردم لرستان - به ویژه اهالیِ بالاگریوه- بوده و هنوز هم، ‌نه تنها در بین اهالی بالاگریوه که در تمامی لرستان طنین دارد. صدایِ رسا، خوش‌آهنگ و پُر احساس وی، در وقت سرور، گل شادی را در نهاد شنوندگان می‌نشاند و به گاهِ‌ ناکامی‌ها اشک بر دیدگان آن‌ها جاری می‌ساخت.
صدایِ نورمحمد پاپی صدایی است که از دیرینه‌سال‌ها به گوش می‌‌آید و شنونده را با خود به گذشته‌های دورِ ایل می‌برد. وی از قدرتِ شنوایی موسیقاییِ بسیار قدرتمند و البته غریزی برخوردار است و درک کاملی از توانایی آوازخوانی و جایگاه واقعی صدای خود دارد.3 از این‌رو، کاملاً در وسعت صدایی خودش آواز می‌خواند و در اکتاوهای پایین و بالای این «محدوده‌ی صدایی» کارش را به خوبی به انجام می‌رساند و اصرار و تلاشی- توأم با فشار بر اندام‌های گفتاری- برای خواندن، در خارج از این محدوده، ندارد. خواننده‌ای که بدون در نظر گرفتن وسعتِ صدايِ خودش، بالاتر یا پایین‌تر از «محدوده‌ی صدایی» خود بخواند، چون توانايي اجراي دقیق«نت»ها را در آن حدود ندارد، نت‌ها را «فالش» می‌خواند-یا اصطلاحاً از گام موسیقی خارج می‌شود- .4 این عیب، نه‌تنها از گوشِ کارشناسان دور نمی‌ماند، بلکه شنوندگان عادی هم متوجه ناهنجاری آن می‌گردند.
استاد پاپی،  محدوده و حدود ساز کمانچه و تنبک را هم به خوبی می‌شناخت و گاهی که نوازندگانِ متبحر، او را هم‌راهی می‌کردند، چنان می‌خواند، که گویی صدایش را با صدای ساز در هم می‌تند. بلندای صدایِ نورمحمد، هنگامی آشکار می‌شود که در فضای باز و بدون استفاده از وسایل تقویت کننده‌ی صوت، آواز می‌خواند. وی در بسیاری از موارد به اجبار، با حضور در کوهستان، در زیر سیاه‌چادر یا فضای باز آواز خوانده است. آواز خواندن در فضای باز، به مراتب بسیار دشوارتر از خواندن در فضای بسته‌است. چرا که صدا در فضای بسته، به آسانی به گوش شنونده می‌رسد، امّا صدا در فضای باز، طنین نمی‌یابد و لاجرم خواننده بایستی از بلندترین حد ممکنِ صدایِ خود استفاده کند و در صورتی‌که حنجره آمادگی و انعطاف لازم را برایِ این کار نداشته باشد، بلند خواندن، امکان پذیر نیست. خواندن در فضای باز، خود موجب پرورش اندام‌های صوتی نورمحمد شده و اصطلاحاً‌، حنجره‌ی او را ورزیده‌تر و صدایش را نیز رسا‌تر کرده بود.
در قطعه‌ی «کَل‌مَس»[kal mas]5-که در مقام «کِشکله»[keŝkela] اجرا می‌شود، صدای پرطنین و زنگ‌دارش به خوبی خود را می‌نمایاند و وسعت، رسایی و جنس صدایِ او کاملاً هویدا می‌کند.
اجراهایی که از استاد پاپی در دست است، همه به صورت زنده، محفلی،‌ بی‌تمرین، یا کم‌تمرین اجرا شده و کارهایش را در استودیو به اجرا درنیاورده است، که امکانِ کم‌و‌زیاد یا حک‌و‌اصلاح بخشی از آن‌ها را داشته باشد.6 لذا اجراهای وی اجراهایی بکر، دست‌نخورده و رتوش نشده است و حتا به این دلیل ممکن است، برخی از قطعات اجرایی‌اش دارای نقص باشد. با این‌حال وی،‌ آواز را کاملاً منطبق بر موسیقی و بی‌کم‌وکاست ارائه می‌دهد و به ندرت پیش می‌آید،‌که فالش بخواند.
در بعضی اوقات، که استاد، با نوای سازِ نوازندگانی «خام‌پنجه» و غیر متبحر آواز خوانده‌است، ما شاهد آن هستیم که صدای ساز فالش می‌شود. در چنین لحظه‌ای صدای ساز- که در گوش خواننده طنین دارد-، موجب می‌شود که صدای خواننده نیز فالش ‌شود، امّا نورمحمد، با توانایی تمام، آواز را در جایِ دقیق، اجرا می‌کند. این موضوع – فالش‌نواختن-، هنگامی که خواننده در سکوت به سر می‌برد و نوازنده، در حال اجرایِ «مقدمه» یا «پاساژ»7 است، کار را برای خواننده بسیار دشوارتر می‌کند. خواننده، هنگامی که می‌خواهد به اجرا ورود ‌کند، گوشش به صدایِ ساز است تا از جایِ درست آغاز کند، امّا ساز، فالش می‌نوازد و احتمالِ این‌که خواننده، درست ورود کند، بسیار کم می‌شود، با این‌حال، استاد پاپی به دلیل شنوایی و ذهن موسیقایی دقیق و قدرتمندش، تحت تأثیر موسیقی قرار نمی‌گیرد و ترانه را به درستی می‌آغازد و نت‌ها را «ژوست»8 ادا می‌کند. اين توانایی به سادگی‌کسب نمي‌شود و خواننده، در سایه‌ی تمرین‌های طاقت‌فرسا و تقویت شنوایی‌اش به آن می‌رسد و با شناخت «گام» اجرایی و توانایی‌اش در کنترل صدا در آن گام، می تواند نوسانات صداییِ منطبق با «نتِ» موردِ نظر را ایجاد کند.
نورمحمد پاپی در اجرای تحریرهای ریز و لطیف – که در موسیقیِ بالاگریوه بسیار استفاده دارد و یکی از شاخص‌های این موسیقی هم هست-، بسیار تواناست و همین، بر اصالت صدایش می‌افزایید.
آن‌چه که موجب می‌شود بینِ مقام «علیوسیونه»[aliiusona] لُری خرم‌آبادی و علیوسونه‌ی بالاگریوه تفاوت وجود داشته باشد، تغییرِ ملودی نیست، بلکه ملودیِ هردو تماماً شبیه هم است، امّا شیوه‌ی بالاگریوه مملو از تحریرهای ریز حلقی دهانی است.
نورمحمد، « ضرب » - ریتم - را هم به‌خوبی می‌شناسد و در مجموعه‌ی اجراهای زنده‌اش، کم‌تر پیش می‌آید که ضرب را فراموش کند و یا از ضرب بیفتد. او هوشیارانه در سرِ ضرب شروع و به موقع تمام می‌کند.
یکی از عواملی که معمولاً موجباتِ خارج شدن آوازه‌خوان را از ضرب، فراهم می‌آورد، تنفس غیر دقیق اوست. شیوه‌ی تنفس و نگه‌داری هوا در ریه‌ها و مدیریت آن، امری تخصصی و فنی‌است، که سال‌ها تمرین و ممارست طلب می‌کند. نورمحمد این مهم را به خوبی دریافته و تنفسی بسیار دقیق انجام می‌دهد و در ادای جملات طولانی، توانایی مدیریت تنفسش را دارد.
به خاطر همین ویژگی‌هاست، که استاد پاپی می تواند، مقام‌ها ی موسیقی لُری  و بخصوص بالاگریوه را با مهارت تمام اجرا کند. مقام‌هایی نظیر: «علیوسونه[aliiusona]، مویه[muya]، ساری‌خونی[sârixoni]، نظامی‌خونی[nezâmixoni]، شهنومه‌خونی[ŝanomaxoni]، عزیزبگی[azizbagi]، هِوِلَه[hevela](در انواع مختلف)، کِشکِلَه[keŝkela](در انواع مختلف)، دُنگِ‌دال بختیاری [donge dâl]، اَری اَری اَری[ary ary ary]  و....
در این میان، احساسِ سرشارِ استاد، موجب گردیده‌که مقام‌های دلتنگی و سوگ را به نحوی بسیار حزین و تأثیرگذار و جان‌سوز اجرا کند.
اشعارِ آوازها و ترانه‌های استاد پاپی نیز بسیار حائز اهمیت و قابل توجه و بررسی است. بخشی از این آثار سروده‌ی شخصِ خودش و بخش دیگر ساخته‌ی دیگران است. البته فکر اصلی برخی از ترانه‌ها، که توسط دیگران نوشته شده است را خودِ نورمحمد به آ‌ها می‌داد.
توانایی استاد پاپی در سرایشِ شعر، موجب شده بود، که وی با شعر انس و اُلفت داشته باشد و به درک عمیق‌ترین معانیِ شعر خود و دیگران برسد. این فهم و ادراک از فحوایِ شعر، او را متوجه احساسِ غنیِ شعر می‌ساخت و خود که فردی مملو از احساس بود، توان بیان احساسِ ترانه و تلفیق آن با موسیقی را، به نحوِ عالی پیدا می‌کرد.
اشعارِ استاد، تنوع شکلی و معنایی دارد. گاه، هجو می‌سراید، گاه عاشقانه، گاه از ناکامی می‌گوید و گاه به مرگ اشاره می‌کند، درجایی از جنگ تحمیلی می‌گوید و  جایِ دیگر از شهدا. در این رهگذر، امّا هیچ‌کدام از آثارش غنا و ارزشِ اشعار اجتماعی‌اش را ندارد. او به مانند منتقدی تیز بین، ظریف‌ترین ناهنجاری‌های اجتماعی را می‌بیند و آن را عیان می‌سازد. اشعار او- چه «خودسروده‌هایش» و چه «دگر سروده‌هایش»-، به زیبا، معضلات گذارِ اجتماعی از یک مرحله به مرحله‌ی دیگر را به خوبی بیان می‌سازد و شرایط جدید، که از بین برنده‌ی بسیاری از ارزش‌های ایلی - روستایی است، را مورد نقد قرار می‌دهد. نگاه ویژه‌ی او – و دیگر خوانندگان بالاگریوه- به بررسی مسائل و مشکلات اجتماعیِ جامعه‌ی خود، در ترانه‌هایشان، نگاهی بسیار پر اهمیت و آگاهانه و اتفاقاً بسیار مدرن است، که جای واکاوی و تفحص عمیق را دارد. از طرفِ دیگر، مجموعه آثار او که شامل چند صد نوار کاست و دیسک است، هم‌چون آثارِ دیگر خوانندگان لُر و لک، حامل بسیاری از واژگان اصیل و بیانگرِ شیوه‌ی تکلمِ لُری بالاگریوه است،که امروزه رو به فراموشی می‌رود.
استاد فقید نورمحمد پاپی که با صدا و ترانه‌های زیبایش در اعماق دلِ مردمِ لرستان جا کرده بود، در بیستم آذرماه 1386 به دلیل سکته قلبی، به دیار باقی شتافت. یادش گرامی.

پی‌نویس‌ها:
1-بالاگریوه، [bâlâgeriva] منطقه‌ای در جنوب استان لرستان  است، که از شرق به رودخانه‌ی سِزار، از غرب به کبیر کوه از شمال به شهرستان خرم‌آباد و از جنوب به بخش الوارگرمسیری محدود می‌شود. این منطقه سکونت‌گاه‌ِ ایل‌های بالاگریوه است و اهالیِ آن با گویشِ لُری بالاگریوه تکلم می‌کنند.
2- سایر راویان موسیقی بالاگریوه، عبارتند از اساتید زنده یاد: جمعه کاید(1355-1308)، خدارسان کاویانی(1384-1330) و علی راس کمالوند(1395-1316).
3- برخی از خوانندگان پس از سال‌ها خوانندگی به درک توانایی‌ها و جایگاه صدای خود نایل نمی‌آیند.
4- هنگامي كه تعداد نوسان‌هاي تثبيت شده براي هركدام از نت‌ها، به حد خودش نرسد و يا بيشتر باشد، اصطلاح فالش براي آن صدا به‌كار برده مي‌شود.
5-قطعه‌ی «کَل‌مس» با هم‌کاری: «شعر: سردار فرهادی، کمانچه: حاجی پورامیدی، ضرب: شیرمراد پورامیدی» اجرا گردیده است.
6- ضبط در استودیو، امکان اجرایِ چندباره‌ی یک قطعه را فراهم می‌آورد. معمولاً هنگام ضبط ِ یک ترانه، اشتباهاتی  از سویِ نوازندگان یا خواننده صورت می‌گیرد، که گاهی باعث می‌شود یک قطعه، بیش از ده‌ها بار تکرار شود، تا ضبط مطلوب صورت گیرد. امروزه پس از ضبط هم امکات تصحیح صدا وجود دارد.
7- پاساژ عبارت از تکه‌ای موسیقی است که رابط و وصل کننده‌ی دو قسمتِ مهم در یک قطعه موسیقی می‌باشد.
8-چنان‌چه ارتعاش‌هاي به وجود آمده‌ی یک نت، به وسيله ساز و يا حنجره‌ی انسان، منطبق با فركانس نت مورد نظر باشد، آن را صداي ژوست گويند.

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  م م م م دوشنبه, 04 دی 1396 ساعت 14:54

    نور محمد به حق از خوانندگانی است که بسیاری از مردم لرستان با صدایش ارتباط بر قرار کرده اند . البته در بین نسل جدید کمتر ولی دهه های ۶۰ و ۷۰بیشترین استقبال از آهنگ های این خواننده محلی اما مشهور در بین مردم شهر نشین تازه مهاجرت کرده از روستاها و عشایر وجود داشت و کماکان نیز امروزه مورد استقبال برخی افراد علاقه مند به موسیقی محلی قرار می گیرد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004