شما اینجا هستید: خانهفرهنگ«لک» نام مجموعه طوایف لُر ساکن در همدان و مرکزی و قم بوده است

«لک» نام مجموعه طوایف لُر ساکن در همدان و مرکزی و قم بوده است

دوشنبه, 18 دی 1396 ساعت 09:31 شناسه خبر: 3203 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره- عیسا قائدرحمت: منابع مکتوب تاریخی نشان می‌دهند که نام «لک» برای چند طایفه لُر ساکن قلمرو عراق عجم و علیشکر (استان‌های مرکزی، همدان و قم امروزی) استفاده می‌شده است و نباید آن را با کاربرد امروزین این واژه که شامل مردم هرو، دلفان، سلسله و طرهان می‌شود، خلط کرد.


در مقاله‌ی قبلی دیدیم که برای ساکنان مناطق سلسله و دلفان و هرو و هلیلان از نام «لُر فِیلی» استفاده می‌شده است و این مردم در واقع جمعیت اصلی «لرستان فیلی؛ پیش‌کوه و پشت‌کوه» را تشکیل می‌داده‌اند، در سفرنامه‌های ایرانیانی که به این مناطق رفت‌وآمد داشته‌اند عنوان «لک» برای مردم این مناطق کاربردی نداشته است (نشریه‌ی سیمره شماره430 سال چهارم/به تاریخ چهارم آذر 1396، صفحه‌ی 4). بنابراین در این مقاله‌ی منظور از لک مردم سلسله و دلفان و هرو نیست بلکه جمعیت خیلی کم‌تری از لرهاست که در استان‌های مرکزی و همدان و قم (سرزمین تاریخی عراق عجم) زندگی می‌کنند و در تاریخ به اسم «لک» یا «لک و زند» مشهور بوده‌اند.
 جمعیت لک‌ها در قیاس با فیلی‌ها حدود یک بیستم بوده و یا به عبارتی مردمی که در تاریخ اسم لک داشته‌اند نسبت به جمعیت فیلی‌ها، حدود پنج درصد(1) بوده‌اند. این که چگونه واژه‌ی لک از اقلیت ساکن در استان‌های مرکزی، همدان و قم به گروه اکثریت فیلی، ساکن در سلسله و دلفان و هرو اطلاق شد، مبحثی است که در مقالات بعدی به آن پرداخته خواهد شد، در این مقاله بازشناسی و تعیین حدود لک در استان‌های مرکزی، همدان و قم مورد بحث است.
در زمان قبل از زندیه هم جمعیتی از لرها در مناطق عراق عجم و قلمرو علیشکر ساکن بوده‌اند(2) و منابعی مانند تاریخ عالم آرای عباسی (که در زمان صفویه نوشته شده) در صفحه‌ی 275 به وجود لرها در قلمرو علیشکر اشاره داشته و از لفظ الوار قلمرو علیشکر نام می‌برد.
در شُرُف به قدرت رسیدن کریم‌خان‌ زند، این لران به همراه بسیاری از طوایف لر، برای حمایت کریم‌خان زند به مناطق فارس کوچ کردند. بعد از سقوط سلسله زندیه، بسیاری از این طوایف به مناطق اولیه خود یا به مناطقی دیگر مهاجرت دوباره کرده‌اند.
در این میان، به مجموعه‌ی طوایف لری که از فارس به مناطق شمالی عراق عجم  (استان‌های مرکزی و قم و همدان) کوچ اجباری داده می‌شوند «لک» می‌گفتند. در این مقاله به منابعی که تا زمان قبل از مشروطه به لک بودن لرهای عراق عجم(3) و قلمرو علیشکر(4) اشاره کرده‌اند، می‌پردازیم؛ ناگفته نماند محدوده‌ی لرستان فیلی (که شامل مناطق سلسله و دلفان و هرو می‌باشد) کاملاً از مناطق عراق عجم و قلمرو علیشکر (که در فلات مرکزی ایران جای دارند) جدا هستند.(5)

الف- میرزا محمدحسین مستوفی: مستوفی یکی از اولین کسانی است که به مسئله‌ی تعلق نام لک به لرهای ساکن در همدان، مرکزی و قم پرداخته است. او در رساله‌ی کوتاهی تحت عنوان «آمار مالی و نظامی ایران در سال 1128 یا تفصیل عساکر فیروزی مآثر شاه‌سلطان حسین صفوی» به مسائل قومی ایران پرداخته است. این رساله در شماره بیستم مجله‌ی فرهنگ ایران زمین و قست‌هایی از آن در کتاب قوم لر امان‌اللهی بهاروند (ص 140) چاپ شده است. تاریخ بررسی این رساله اگر چه مربوط به دوره‌ی انتهای صفویه است اما در بطن رساله (صفحه‌ی 418 مجله) اسامی شاهان قاجار مانند فتحعلی شاه قاجار هم دیده می‌شود، پس این رساله را باید در زمره‌ی منابع دوره‌ی قاجار به حساب آورد.
در این رساله ییلاق و قشلاق لک و زند را نه در لرستان فیلی بلکه در کوهستان‌های عراق تا قلمرو علیشکر معرفی می‌کند. در کتاب عالم آرای عباسی که در همان ایام زندگی مستوفی نوشته شده، تصریح شده که حدود لرستان فیلی با حدود ولایت عراق عجم و قلمرو علیشکر از هم جدا و البته همسایه هستند، با یک تحقیق کوتاه می‌توان محدوده‌ی عراق عجم3 و قلمرو علیشکر4 را پیدا کرد. (نک: اسکندر بیک ترکمان 1382: 469 و پانویس شماره 5 همین مقاله).
در فرهنگ معین واژه‌ی «عراق» را به‌طور کلی سلطان‌آباد، (نام سابق اراک امروزی) معنی کرده‌است (فرهنگ معین. جلد 5، ص1166). هم‌چنین به‌طور کلی منظور از علیشکر هم شهر همدان است پس محل سکونت لک در اصل بین همدان تا اراک بوده است. او جماعت لر را در چهار گروه معرفی می‌کند: اول فیلی، دوم لک و زند، سوم بختیاری و چهارمی ممسنی است. بنابراین او لک را یکی از گروه‌های لر می‌داند که جدا از فیلی‌ها می‌باشند. قلمرو و سرزمین فیلی‌ها، در تاریخ همواره مناطق سلسله و دلفان و هرو و پشت‌کوه ...بوده است که از مناطق عراق عجم کاملاً جدا می‌باشند.
مستوفی در ادامه می‌نویسد: «قلعه‌ی بیرسه قریب کزاز جای نشیمن بزرگان آن‌هاست «لک‌هاست». محمدکریم‌خان و محمدزکی‌خان و صادق‌خان هر سه برادر پسران عیناق از این طایفه‌‌اند. اکثر کوهستان عراق (اراک) تا قلمرو علیشکر (همدان) ییلاق و قشلاق آن‌هاست» (به نقل از مجله‌ی فرهنگ ایران زمین/ جلد بیستم سال 1353). که باز مناطق معرفی شده به عنوان مسکن لک‌ها شامل «سلسله، دلفان و هرو» نمی‌شود.

ب ـ دانیل. تی. پاتس: تی‌. پاتس، هم در کتابش همین تقسیم‌بندی را با اقتباس از کتاب تاریخی «تحفه شاهی»  اثر مهدی علی‌خان با  قدری خلاصه‌گویی بیان  می‌کند او در کتابش جدولی از شاخه‌های لر ترسیم می‌کند و در این جدول هم لرها به چهار گروه اصلی فیلی، لک و زند، بختیاری و ممسنی تقسیم می‌شوند که محل سکونت لک و زند، در استان همدان (علیشکر) درج شده است. در جدول تی. پاتس به خوبی تصریح شده که لک‌ها و فیلی‌ها از هم جدا بوده و در دو خانه جدا از هم در جدول قرار دارند (پاتس 2014: 249). در این جدول لک‌ها نه در استان لرستان بلکه در استان همدان مسکن دارند. به هر صورت درج جدول و گزارش تحفه شاهی توسط دانیل تی پاتس، حکایت از تأکید و تأیید گفته‌های تحفه شاهی است. (پاتس 2014: 248-250).

پ- غلام‌حسین افضل‌الملک: افضل‌الملک هم در کتابش این قضیه را بیش از دیگران تشریح کرده است. کتاب او با عناوین مختلفی مانند تاریخ و جغرافیای قم، سفرنامه‌ی قم چاپ شده است. بخش‌هایی از کتاب که به انحصار لک در قم پرداخته، در صفحات 180 تا 183 کتاب قوم لر (امان‌اللهی بهاروند) نقل شده است.
 افضل‌الملک چنین می‌نویسد: «.. اما ایلات دارالایمان قم، اصل آن‌ها از مملکت فارس است، در عهد خاقان شهید آقا محمد شاه قاجار آ‌‌‌ن‌ها را کوچاند در قم مسکن دادند. این‌ها هفت طایفه می‌باشندکه جزء زند محسوب می‌شوند، و هر دسته‌ای را به اسامی مختلف می‌نامند».
در صفحات بعدی نام این هفت طایفه را 1ـ زندیه 2ـ گائینی (قائینی) 3ـ سعدوند 4ـ عبدلملکی 5ـ لشنی 6ـ کرزبر[کُرزَبُر] 7ـ کلهر6، ذکر کرده و در صفحات بعدی کتابش به شرح مفصل هر کدام از آن‌ها می‌پردازد. اما آن‌چه که به این مبحث مربوط می‌شود مربوط به لک بودن و جایگاه آن‌هاست. افضل‌الملک در صفحه‌ی 76 کتابش (نقل از صفحه 180 کتاب امان‌اللهی) تصریح می‌کند که این هفت طایفه جزء زند هستند و «بیش‌تر این‌ها به طایفه‌ی لک مشهورند» و در ادامه می‌نویسد: «... و بعضی دیگر از این طوایف در قلعه جات حومه شهر منزل دارند و اکثر اوقات چادرها در بیابان بر سر پا کرده احشام و اغنام بسیاری دارند ییلاق آن‌ها در نیزار جزو عراق3 «اراک» و محلات است و قشلاق آن‌ها در نواحی قم است که تا سه چهار فرسخ چادر بر پا کرده زندگانی می‌کنند.» ملاحظه می‌شود که افضل‌الملک هم محل سکونت لک را در استان مرکزی از شهر اراک و محلات تا نواحی قم ثبت کرده‌است. البته او در شرح مفصل هر طایفه از لک، محدوده‌ی آن‌ها را تا ساوه و فراهان پیش می‌برد.

ت- عزت‌الله نوذری: دکتر نوذری از معدود کسانی است که در زمینه‌ی زند و لک در استان مرکزی، تحقیقات نسبتاً جامعی را انجام داده‌اند. او تحقیقات خود را در مکتوبی به اسم «ایلات و کولی‌های استان مرکزی» و بخش‌هایی از آن را با عنوان «پژوهشی پیرامون ایل زند در استان مرکزی» در شماره‌ی چهاردهم فصل‌نامه‌ی «تحقیقات جغرافیایی» به چاپ رساندند. 
در صفحه‌ی 114 این فصل‌نامه دکتر نوذری بر اساس تحقیقات چندین ساله‌اش چنین نوشته است: «هنوز سه روز از مرگ کریم‌خان زند نگذشته بود ـ 13 صفر 1193 هجری ـ که بازماندگان و خوانین زند در ستیز خونینی با یک‌دیگر باعث انهدام قدرت ایل زند شدند و این امر راه را برای به قدرت رسیدن آغامحمدخان قاجار هموار کرد. وی در ابتدا بسیاری از افراد ایل زند را به اطراف قم تبعید کرد که از آن زمان تا کنون به نام لک‌ها و یا زندها هم‌چنان به صورت نیمه‌کوچ‌رو و یا اسکان یافته، در بعضی موارد با حفظ ویژگی‌های نظام عشایری، در اطراف شهرستان قم، ملایر، فراهان، اطراف اراک، راونج، قلعه چم، نیزار، مجدآباد، حصارسرخ، خرم‌آباد، حاجی‌آباد، حسین‌آباد، ونارج پراکنده‌اند.» بنابراین دکتر نوذری هم تصریح کرده‌اند که ایل زند و مجموعه طوایف وابسته به آن توسط آغامحمد قاجار به اطراف قم، کوچ داده شده‌اند و از آن زمان تا حالا به اسم لک می‌باشند.
دکتر نوذری در ادامه مطلب مانند افضل‌الملک مجموعه ایلات زند و لک را هفت تا معرفی می‌کند که شامل: 1ـ عبدلملکی 2ـ گائین 3ـ مرشوند 4ـ آروند 5ـ سعادتمند 6ـ امامقلی‌وند 7ـ زکی وصفی می‌باشند. جالب این‌که طوایف عبدلملکی و گائینی عیناً همان چیزی است که در گزارش افضل‌الملک آمده است. و طایفه سعادتمند احتمالاً همان طایفه سعدوند باشد. سایر طوایف هم ممکن است دست‌خوش تحولات و تغییرات روزگار شده‌اند.  

ث ـ پاورقی نویسِ کتاب تاریخ کلام‌الملوک: کتاب تاریخ کلام‌الملوک در سال 1256 هجری قمری توسط یوسف لاهیجی (به نقل از مجله‌ی یادگار، شماره‌ی هفتم، 1323) تألیف شده و قسمت‌هایی از این کتاب خطی در مجله‌ی یادگار شماره‌ی هفتم چاپ شده است. نگارنده‌ی کتاب تاریخ کلام‌الملوک در پاورقی صفحه‌ی 60 مجله، در شرح اوضاع شهریار زند کریم‌خان و توضیح بیش‌تر عبارت لک می‌نویسد: «لک‌ها از طایفه خود وی «کریم‌خان زند» بودند و اینان دو تیره‌اند یکی لک و دیگری زند، که آن‌ها را زندلکی و اصطلاحاً زنلکی گویند و الان هم در اطراف عراق «عراق عجم» و سلطان‌آباد (اراک امروزی) مشغول حشم‌داری می‌باشند.» ملاحظه می‌شود که این کتاب هم، لک‌ها را بخشی از ساکنان اراک و نواحی عراق دانسته است و می‌دانیم که اراک و عراق عجم از لرستان فیلی جدا هستند.

ج ـ محمود میرزا قاجار: کتاب محمود میرزا تنها منبعی است که در برشمردن مسکن طوایف لک از «دلفان» در کنار مناطق علیشکر و عراق نام برده است. محمود میرزا از فرزندان فتحعلی شاه قاجار است که زمانی حاکم لرستان فیلی بوده است او در صفحه‌ی 167 کتاب عهد حسام می‌نویسد: «.. باید دانست که طایفه‌ی پیش‌کوه لرستان درست کردارتر... و خوش احوال‌ترند. صافی و صادق می‌باشند و اغلب از این طوایف به مرور به عراق و فارس و در بلاد ایران رفته‌اند مجاورند.» در این‌جا، جمله به وسیله‌ی یک نقطه تمام شده اعلام می‌شود. و در جمله بعدی می‌گوید: «شهر نهاوند، همدان، تویسرکان، کرمانشاه، ملایر و استرآباد (احتمالا اسدآباد) و این طایفه دلفان را لک می‌گویند که سبب اغلب‌شان در این خاک (منظورش استان همدان و کرمانشاه) شاه عباس صفوی شد.»
 متأسفانه مرحوم ایرج افشار این قسمت را خیلی بد ویرایش کرده‌اند او با قرار دادن حرف ربط (در) در ابتدای جمله، این گونه القا کرده‌اند که فقط دلفان لک است در حالی که می‌‌بینیم، محمود میرزا در ادامه‌ی جمله از عبارت جمع «اغلب‌شان»  برای ذکر شهرهای یاد شده استفاده می‌کند. اگر منظور محمود میرزا، از لک، فقط دلفان می‌بود در این صورت نباید عبارت جمع اغلب یا اغلب‌شان را به کار می‌برد. به هر حال محمود میرزا در صفحات دیگر کتابش اهالی سلسله و هرو و طرهان (که هم‌زبانان دلفان می‌باشند) را لر فیلی دانسته پس اگر منظورش از  لک بودن دلفان، زبان مردم دلفان می‌بود پس باید مردم سلسله و هرو و طرهان را هم لک معرفی می‌کرد. آن‌چه مسلم است این است که او گستره‌ی لک در استان همدان و مرکزی را قدری بازتر تصور کرده به نحوی که دلفان را هم در بر می‌گرفته است.
 به هر حال، اصل موضوع این است که محمود میرزا هم گستره‌ی لک را نه در استان لرستان بلکه بیش‌تر در استان همدان می‌دیده است. به عبارتی کل شهرهای استان همدان و شهر کرمانشاه را لک دانسته است و در مقابل، اکثریت اهالی لرستان را لر فیلی معرفی کرده است.
 
نتیجه‌گیری
منابع مکتوب تاریخی نشان می‌دهند که نام «لک» برای چند طایفه لُر ساکن قلمرو عراق عجم و علیشکر (استان‌های مرکزی، همدان و قم امروزی) استفاده می‌شده است و نباید آن را با کاربرد امروزین این واژه که شامل مردم هرو، دلفان، سلسله و طرهان می‌شود، خلط کرد. مردمی که امروزه لک زبان نامیده می‌شوند در منابع تاریخی به عنوان «لرهای فیلی» معرفی شده‌اند و با نام لک شناخته نمی‌شده‌اند. این پرسش که چرا و چگونه نام لک که در اصل نام طوایف لُر ساکن در استان‌های مرکزی، همدان و قم بوده، امروزه برای گروه اکثریت مردم لرستان فیلی (لک زبانان) استفاده می‌شود می‌تواند دست‌مایه‌ی تحقیقات دیگری باشد.

پی‌نویس‌ها:
1‌ـ در آمار مستوفی و دانیل تی. پاتس.  لک و زند، 5/1 واحد و فیلی 35 واحد می‌باشند برای محاسبه درصد، ابتدا 5/1 را در 100 ضرب کرده و نتیجه را بر 35 یا 5/36 تقسیم می‌کنیم که جواب می‌شود حدود پنج درصد. بنابراین لک‌های واقعی پنج درصد فیلی‌های سلسله و دلفان و هرو بوده‌اند.
2‌ـ در عراق عجم اقوام مختلف ترک، لر، فارس و عرب در مقیاس جمعیت خیلی اندک (چند درصد از کل اقوام مربوطه) سکونت داشته‌اند که در زمان زندیه به مجموعه طوایف لر آن‌جا، اصطلاح لک داده بودند که شعبه‌ای از کل لرها بوده‌اند.
3‌ـ فرهنگ معین واژه‌ی عراق عجم را این چنین شرح می‌دهد: «ناحیه‌ای است در مرکز ایران شامل ایالات و ولایات مرکزی واقع بین اصفهان و همدان و تهران (سازمان صفوی 201) و مشتمل بر شهرهای ذیل‌: کرمانشاهان، همدان، ملایر، اراک(سلطان آباد) گلپایگان و اصفهان؛ مقابل عراق عرب. ضح. ـ اصطلاح عراق عجم در تقسیمات کشوری ایران تا انقلاب مشروطیت معمول بود، و پس از آن نیز در نقشه‌های جغرافیایی و تقسیمات کشوی باز مورد توجه بود، ولی پس از تقسیم کشور به استان‌های مختلف اصطلاح مذکور متروک گردید.» به نظر می‌آید بیان افضل‌المک در مورد حدود عراق دقیق‌تر باشد او در صفحه 298 کتاب افضل‌التواریخ می‌نویسد: «.. عراق عجم به اصطلاح حالیه عبارت از آشتیان و تفرش و گرگان و فراهان و سلطان‌آباد است ...»
4‌ـ قلمرو علیشکر: در کتاب جهان‌گشای نادری صفحه‌ی 785 چنین نوشته: قلمرو علیشکر همان همدان کنونی است. چون علیشکر بیگـ معاصر شاهرخ بن امیر تیمورـ همدان را متصرف شد تا اواخر دوران صفوی ناحیه‌ی همدان به قلمرو علشکر معروف بود. ناصربن میرمعصوم در شرح جغرافیای ایران شهرهای قلمرو علیشکر را این‌گونه توضیح می‌دهد. «همدان، اسدآباد، خرقان، درگزین، نهاوند، کرمانشاهان، دینور، حوان، کنکور (کنگاور) ، مایی‌دشت (ماهی دشت)، سلطان‌آباد».
5 ـ قلمرو علیشکر با قلمرو لرهای فیلی (سلسله و دلفان و هرو) کاملاً از هم جدا بوده‌اند، چنان‌چه در صفحه 469 کتاب عالم آرای عباسی این مسئله به خوبی تصریح و روشن شده است. این کتاب ابتدا مشخص می‌کند که خاوه (همان دلفان) و الشتر (همان سلسله) و صدمره (سیمره) و هذومین (همان هندومین ایلام) مسکن طوایف لرکوچک یا لرهای فیلی است و بعد متذکر می‌شود که ولایت لرستان با عراق و علیشکر هم مرزند. و صراحتاً می‌نویسد: «مجملاً طایفه لر کوچک که در ولایت خرم‌آباد و خاوه و الشتر و صدمره و هذمین اقامت دارند از قدیم‌الایام به تشیع فطری و ولای اهل بیت طیبین و طاهرین موصوفند... ولایت مذکور بر جانب جنوبی عراق واقع گشته عرض آن یک طرف به ولایت همدان و قلمرو علیشکر متصل و طرف دیگر بالکاء خوزستان پیوسته طول آن از قصبه بروجرد تا حدود بغداد و سایر محال عراق عرب قریب یک صد فرسخ است..» بنابراین مشخص شده که حدود لرستان فیلی با ولایات سلسله و دلفان از ولایت عراق و قلمرو علیشکر جدا می‌باشند.
6 ـ  باید دانست منظور از کلهر ساکن در عراق عجم، آن مردمی نیست که امروزه در لرستان و کرمانشاه زندگی می‌کنند کلهر ساکن در عراق عجم با کلهر ساکن در لرستان و کرمانشاه کاملاً متفاوت هستند هر چند که در زمان‌های خیلی قدیم از لرستان و کرمانشاه به فارس و سپس به عراق عجم کوچ کرده‌اند. کلهرهای بروجرد که اصالتاً از ساکنان عراق عجم هستند زبان لری ثلاثی دارند. بخشی از طوایف لک در بلاد مرکزی ایران در ایل شاهسون بغدادی قرار گرفته و امروزه زبانشان ترکی است. لازم به ذکر است که طوایف خزل و ترکاشوند و غیاثوند، با آن‌که در استان همدان و در حاشیه استان لرستان ساکن هستند در مجموعه هفت طایفه لک قدیم قرار نمی‌گیرند. این طوایف (خزل، ترکاشوند و غیاثوند) جز طوایف لر فیلی به حساب می‌آیند. زیرا اولاً منابع دسته اول اشاره نکرده‌اند که این طوایف در مجموعه ایل زند و لک قرار می‌گیرند دوم این‌که طوایف ترکاشوند و غیاثوند منسوب به طوایف سلسله می‌باشند.

  منابع:
1- ترکمان، اسکندر بیک 1382 / تاریخ عالم آرای عباسی/ زیر نظر ایرج افشار/ انتشارات امیر کبیر/ تهران
2- افضل الملک، غلامحسین 1356  / تاریخ و جغرافیای قم/ انتشارات وحید/ تهران
3- افضل الملک، غلامحسین 1361 / افضل التواریخ / به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان /نشر تاریخ ایران/ تهران
4- افضل الملک، غلامحسین 1384 / سفرنامه قم / انتشارات زائر/ امان اللهی بهاروند، سکندر 1385 / قوم لر/ انتشارات آگاه/ تهران
5- جان ر. پری 1365/ کریم‌‌خان زند/ ترجمه علی محمد ساکی/ انتشارات فراز تهران 
6- لاهیجی، یوسف 1323/ قسمت‌هایی از کتاب تاریخ کلام الملوک در مجله یادگار/ شماره‌ی هفتم، سال 1323/ از صفحه 56 تا صفحه 61
7- قاجار، محمود میرزا1390/ عهد حسام/ به کوشش ایرج افشار/ انتشارات مرکز پژوهشی میراث مکتوب/ تهران
مستوفی، میرزا محمدحسین 1353/ رساله آمار مالی و نظامی ایران در مجله فرهنگ ایران زمین/ جلد بیستم سال 1353/  از صفحه 396 تا صفحه 421
8- نوذری، عزت الله 1376/ ایلات و کولیهای استان مرکزی/ انتشارات نوید/ شیراز
نوذری، عزت‌الله/ مقاله پزوهشی پیرامون ایل زند در استان مرکزی در مجله تحقیقات جغرافیایی/ شماره‌ی چهاردهم پاییز 1368 / از صفحه 112 تا 117
9- ناصر بن میر معصوم/ به نقل از مجله تاریخ ایران و اسلام/ دانشگاه لرستان/ سال اول شماره دوم پاییز و زمستان 1386 
Potts, D. T. (2014). Nomadism in Iran: From Antiquity to the Modern Era.10- New York: Oxford University Press. Print ISBN-13: 9780199330799

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004