شما اینجا هستید: خانهفرهنگپچ‌پچه‌های اساطیری

پچ‌پچه‌های اساطیری

پنج شنبه, 26 بهمن 1396 ساعت 10:30 شناسه خبر: 3324 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره- ماشاالله پورپرویز: هر از گاهی آسمان موسیقی و هنر این سرزمین میزبان تک‌ستاره‌هایی است که نورافشانی آنان روشنی‌بخش راه‌های مه‌آلود، پرپیچ و خم و سخت روزهای دشوار زندگی و شب‌های تیره و تار مردم این دیار است. بیستم بهمن‌ماه زاد روز تولد استاد بی‌بدیل موسیقی لرستان «ایرج رحمان‌پور» است و من چه سعادتمند می‌بینم خویشتن را که زاده‌ی چنین دیاری هستم و هم‌معاصر این استاد. زاد روز استاد را عرض تبریک دارم خدمت ایشان و تمامی هنردوستان سرزمینم. 

        
«پچ پچه‌های اساطیری» نگاهی است کوتاه، گذرا و زیباشناسانه بر آلبوم «ایل بار» که تقریباً هم‌زمان با انتشار این آلبوم قلمی شد، اما بنا بر ملاحظاتی به دست چاپ سپرده نشد. اکنون به مناسبت تولد «استاد» با اندکی جرح و تعدیل و کوتاه کردن قسمت‌هایی از آن تقدیم ایشان می‌گردد، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
واقعیت این است که بخش عظیمی از ادبیات، شعر و موسیقی این دیار نامکتوب و هم‌چنان ناشناخته است. تنها بخش‌هایی مختصر و کوچک از این میراث کهن و عظیم توسط برخی پژوهش‌گران و بخش‌هایی نیز از طریق روایت‌های شفاهی و سینه به سینه به دست ما رسیده، در عرصه‌ی موسیقی نیز وضع به همین‌گونه است، آواها و نواهای پیشاتاریخی تنها از راه روایت‌های سینه به سینه و در عرصه‌ی سازهای محلی از طریق آموزش‌های پنجه‌ای خود را تا بدین جا رسانده است.
چنان‌چه اندک تلاش‌ها و تحقیقاتی هم که صورت گرفته یا عمدتاً در سطح مانده و هیچ‌گاه به عمق نرفته، یا نیمه‌کاره رها شده و به تاریخ پیوسته است. هیچ محققی به دنبال چرایی محزون بودن بخش عمده‌ی موسیقی لرستان و غم و اندوه درونی و محتوایی این موسیقی نرفته! هیچ تحقیق درخور شایسته و علمی درمورد چگونگی عجین شدن موسیقی با زندگی، کار، شادی، غم و بسیاری مؤلفه‌های دیگر صورت نگرفته. ما هنوز از رنج و اندوه سنگین و دردناکی که در منجنیق تاریخ بر مردم این دیار رفته اطلاع درستی نداریم. اما این را می‌دانیم که موسیقی ما قصه‌پرداز و روایت‌گر چگونگی گذارِ گریزناپذیر پیشینیان ما از دوران برده‌داری به فئودالیسم و از فئودالیته به دوران سرمایه‌داری است‌. اما هیچ پژوهش‌گری وارد این عرصه نشده، نیک می‌دانیم که آواها و نواهای محلی پژواکی از رنج‌ها، دردها، غم‌ها و شادی‌های مردم در این دوران‌هاست‌.
«رحمان‌پور» تنها پژوهش‌گر و موسیقی‌دانی است که به این عرصه پا می‌گذارد و قصه‌پرداز نقش آفرینی‌های این تبار جان سخت و تحول‌خواه در مواجهه با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سال‌های نداری، فقر و تنگ‌دستی می‌شود. او به تنهایی روایتگر تمامی زیان‌ها و خسارت‌های مادی و معنوی این قوم در بسترتاریخ و اسطوره می‌شود و از دردها و رنج‌ها و ناگفته‌های بیان نشده آنان پرده‌برداری می‌کند. از طرفی تمامی جستارهای دیرینه‌شناسی، باستان‌شناسی، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و زیباشناسی هنرلرستان حکایت از این دارندکه زیبایی و صیقل‌خوردگی موسیقی و هنر لرستان به خاطر عبور دردناک مردم این دیار ازکوره‌ی تفتیده رنج‌ها وحرمان‌هاست.
زیرا احساساتی که ناشی از غم‌ها یا شادی‌های مربوط به آن دوران‌هاست در شکل‌گیری و کیفیت انواع موسیقی محلی اثرگذار است. در هر صورت باکمال تاسف باید گفت که پژوهش‌گران ما کم‌تر به این عرصه‌ها ورود کرده‌اند. آن‌چه مسلم است این است که موسیقی در دست مردم لرستان چون سلاحی برنده عمل کرده و قوم ما با توسل به آن هم توانسته به بیان دردها، رنج‌ها و مشکلات خود بپردازد و نسل‌های آینده را نسبت به آلام خود آگاه کند. هم این‌که فرهنگ و هنر خود را از گزند اهریمنان دوران محافظت کند. اگر موسیقی ما محزون است و بر پیکرخود زخم‌های کاری دارد، دلیل آن را در همین گذارهای ناگزیر جست‌وجو باید کرد. هولناک‌تر از همه عبور ناگزیر جامعه‌ی ما از مناسبات فئودالیستی به کاپیتالیستی است که قطعاً در آن فجایع بزرگی صورت گرفته و بسیاری از مشکلات مردم از این گذار ناشی می‌شود و باز هم متاسفانه هیچ پژوهش‌گری از زوایای مختلف این فجایع پرده‌برداری نکرده و ما از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی آن چیزی نمی‌دانیم. بنابراین به جرئت می‌توان ادعا کرد که تنها‌ راه پیدا کردن شناخت و آگاهی در مورد مشکلات و گرفتاری‌ها غم‌ها، شادی‌ها و بسیاری از مؤلفه‌های دیگر گوش سپردن به روایت‌های شفاهی و سینه به سینه مردم است جست‌وجو و کنکاش در آواها و نواهای تاریخی و پیشاتاریخی ما را متوجه این نکته می‌کند که سر منشأ همه‌ی نزاع‌های محلی، درگیری‌های قومی و جنگ‌‌های طایفه‌ای را باید در استقرار این نظام‌های نوین جست‌وجو کرد.
رحمان‌پور درست از این زاویه به موسیقی لرستان و چگونگی شکل‌گیری و تکامل آن می‌نگرد آنگاه به بازسازی و بازآفرینی آواها و نواهای مهجور و گم‌شده می‌پردازد. سپس در لابلای همین آواها و نواهاست که به چگونگی سیر تکاملی زندگی اجتماعی مردم در مواجهه با دشواری‌ها و مشکلات زندگی آنان می‌رسد.
به عبارتی اگر بخواهیم به زبان امروزی‌تر ان را بیان کنیم باید گفت رحمان‌پور از پین‌کدهای نهفته در درون شعر و موسیقی این دیار رمزگشایی می‌کند و به زوایای پنهان و تاریک زندگی عسرت‌بار این تبار پی می‌برد.
«ایل بار» در حقیقت رمزگشایی از زندگی اجتماعی تباری است که دستاورد‌های تاریخی اسطوره‌ای خود را برای ماندگاری در لایه‌هایی از شعر و موسیقی این دیار پنهان نموده‌است و رحمان‌پور با مشعلی از عشق و آگاهی آن‌ها را از پستوهای تاریخ بیرون می‌کشد. او دردها، رنج‌ها و‌ سختی‌های مردم این دیار را می‌شناسد. علل و ریشه‌های تاریخی اجتماعی رنج‌های این«مالگه»یا سرزمین را می‌شناسد و می‌داند که مردم این«مالگه» چگونه راه سربلندی و سرافرازی را از میان کوره‌های تفتیده‌ی رنج و حرمان به پیش برده‌اند و چگونه به مصاف ناملایمات رفته و بر آن‌ها غلبه کرده‌اند.

ای مالگی که می‌شناسم.                  
اوختی که مِ می‌حاستم
سرزمینی که من می‌شناسم               
و آرزویی را که در سر می‌پروراندم

آسمونش  نمی‌داره.                   
د دلش مردمی داره
آسمان آن اندکی نمناک است    
و در دل خود مردمی را پرورش داده

خوشو ئورن خوشو بارو.                 
خوشو تشن خوشو دامو
که خود به‌سان ابرند وباران.        
 و به آتش می‌مانند و دامان

وا اسبیا زیر پاشو                           
یکی با دو یکی بارو
با اسب‌های زیر پایشان               
 یکی به باد می‌ماند و دیگری باران
این تسلط، آگاهی و شناخت او از سختی‌ها و مشکلات مردم و مقاومت آنان در برابر این دشواری‌ها ستودنی است. رحمان‌پور به‌گونه‌ای این سکانس‌ها را باز سازی می‌کند و به گونه‌ای به بیان رنج‌های مردم و رشادت و قهرمانی نیاکان ما در تقابل با این دشواری‌ها می‌پردازد که نسل امروزی با تاریخ و گذشته خود هم ذات پنداری می‌کند و درد و رنج آن‌ها را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس می‌کند. نسلی که هر چند از گذشته تاریخی خود اطلاع چندانی ندارد اما بند نافش به اسطوره و تاریخ بند است. رحمانپور بدون این‌که راوی تاریخ باشد، به اعماق اسطوره و تاریخ می‌رود و از درد‌ها و آلام پیشا تاریخی این تبار پرده‌برداری می‌کند تا مخاطب خود همه چیز را دریابد.
«ایل بار» با سروده‌هایی کهن که در لرستان به «چل سرو» یا چهل سرود، معروف است، آغاز می‌شود، سروده‌هایی اساطیری که نوعی دیالکتیک تاریخی به حساب می‌آیند و پیشینیان ما سرنوشت و تحولات مهم زندگی خود را ازروی دو بیتی چهلم آن رقم می‌زدند.
خدالم شکری رسیم ا مطلو.           
دلم ساکت بی ژه پژاره شو
سپاس خدای راکه به آرزوی خود رسیدم و دلم از اندوه و پریشانی شبانه رهایی یافت.
گنم گرمه سیرهرتلی جایی.              
بوشنه دوسه کم شونوسی بایی
بادهای موسمی گندم‌زارها را آشفته و پراکنده نموده به یار و فادارم بگویید شبانه به یاریم بشتابد.
سپس سکوت و سکونی تامل برانگیز، پچ پچه‌ها در هم می‌آمیزد، صداهایی از دوردست‌ها، از دورآبادهای‌های تاریخی یا از ناکجاآبادهای اساطیری. آواهایی از سواران و جنگجویان پیشاتاریخی و صداهایی نزدیک‌تر و رساتر، شایدکسانی از میان ما و نسل امروزی همهمه‌ای از ترکیب صداهای دور و نزدیک و گذشته و حال ایجاد می‌شود. گویی این یک گردهم آیی تاریخی است!! شاید امروز درک این گردهم آیی از قوه ادراک ما بیرون باشد اما بی‌تردید آیندگان از این هنر و تخیل «رحمان‌پور» رمزگشایی خواهندکرد.
«ایل بار»کوششی است از سوی صاحب اثر تا فریادهای گم‌شده و شنیده نشده‌ی تباری تاریخی به گوش مخاطب امروزی برسد، کوششی است برای پرکردن فاصله‌های تاریخی باجهان معاصر و نسل امروزی. آنگاه مردی تاریخی به میدان می‌آید که تنها سلاح برنده‌ی ‌او نی‌لبکی است که از اعماق تاریخ با خود آورده.گویی درد و رنج تمامی تبار و گذشتگان خود را در نوای آن ریخته نی‌لبکی تاریخی که استقرار نظام‌های نوین و به متن آوردن ارگ و موسیقی الکترونیک سال‌هاست آن را به حاشیه رانده و برجای آن تکیه‌زده.
نوای نی‌لبک ما را با خود به اعماق تاریخ می‌برد و درست با نوای آن زندگی آغاز می‌شود، غم‌ها، غصه‌ها و دردها از یاد می‌روند، زندگی جان می‌گیرد و کار و تلاش آغاز می‌شود. صدای«تپش»های قلب یک«مشک» مشکی که از درون آن خیر و برکت حاصل می‌شود و زندگی با آن به جریان می‌افتد. به‌دو راز هرگونه اغراق «رحمان‌پور» قالب‌های خشک و فرتوت گذشته و پیروی‌های کورکورانه از پیش‌کسوتان را به یک‌سو می‌نهد. او با این کار هم خود را از دیگران متمایز می‌کند و هم نقطه‌ی پایانی بر استبداد هنری سبک‌ها و قالب‌های هنری پیش از خود می‌گذارد. او هیچ‌‌‌گاه با چشمان بسته به دنبال تعالیم و دستورات پیش‌کسوتان نمی‌رود بلکه ضمن احترام به همه آن‌ها به پی‌جویی مسیرهای نوین، بکر و جدید می‌پردازد. او سرگذشت دردناک تبارخود را با بیانی گاه تلخ و دردناک و گاه نغز و شیرین چنان بر بستری از رئالیسم اجتماعی می‌ریزد و چنان متهورانه به بازسازی و بازگویی آن‌ها برای نسل امروزی می‌پردازد که مخاطب امروزی ضمن هم ذات پنداری به ریشه و علت رنج مشترک انسان تاریخی و انسان امروزی پی می‌برد.
پی‌جویی‌های او اغلب در فضاهای دور و اساطیری یا تاریخی با پس‌زمینه‌های نوستالژیک و مه‌آلود صورت می‌گیرند ولی حاصل این. محتواهای تاریخی اسطوره‌ای را در قالب‌هایی از جنس رئالیسم و واقع گرایی می‌ریزد و به مخاطب عرضه می‌دارد. این سبک و شیوه‌ی «رحمان‌پور» را به نوعی می‌توان سبک «رمانتیک» به حساب آورد، زیرا با فلاش‌بک به تاریخ و اسطوره به محتواهایی با ارزش می‌رسد و معنویتی تازه و ایمانی متعالی به دست می‌دهد.
«ایل بار»، سفری است به دورآبادهای افسانه‌ای برای ایجاد شور و هیجان در عالم خیال، خیالی که به شایسته‌ترین و پاک‌‌ترین نیت‌ها تکیه می‌زند. شاید بتوان دل‌سپردگی به اخلاق و انسانیت را مهم‌ترین و بارزترین شاخصه‌ی «ایل بار» به حساب آورد چون «رحمان‌پور» با تحمل رنج سفر به اعماق تاریخ لطیف‌ترین و پاک‌ترین عواطف انسانی نیاکان ما را چون منظره‌ای بهاری در برابردیدگان ما قرار می‌دهد و با نوای سحرانگیزش مخاطب را تا آسمان احساسات نجیبانه این تبار بالا می‌برد.
«ایل بار»، حاصل دریافت‌های بصری و کشف و شهودهای صبورانه و بررسی‌های عمیق و دقیق صاحب اثر از زندگی یک تبار تاریخی است در شرایط و بحران‌های گوناگون زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این اثر با مضامینی گاه شاد و دل‌نشین و گاه دلگیر و غم‌انگیز به همراه رنگ‌آمیزی‌هایی گاه زیبا و تابناک و گاه تیره و غمناک و روایتی است سیلیس و روان از سر برآوردن امید از زیر آوار تلخ کامی‌ها و ناکامی‌ها.
مرنمی نید دو سر ره تم و توز گه له یاشو
اسبن و ازگل بیارید دی کنید ریم وانها شو
(مگر نمی‌بینید گرد و خاک برخاسته از ورود گله‌های آنان را، آتش فراهم کنید تا اسپند دود کنیم و به استقبالشان برویم)
چشمان امید تباری، نگران به دوردست‌ها دوخته شده و راه‌هایی که چشم انتظار کاروانی است که برخاستن غبار آن به معنای امید و آرزوست به معنای نوید بهار است و پایان سرما و خزان و اکنون با ورود آن این قوم جان تازه‌‌ای می‌گیرد. برخاستن این غبار نشانی است از پویایی، تحرک و دینامیسم زندگی و امید نشانی است از رسیدن نوشدار و پادزهر پس باید اسپند دود کرد و به استقبال این کاروان رفت.
«ایل بار»، تکاملی است در موسیقی لرستان و تاکیدی است بر ادامه‌ی کار و پیکار و داشتن امید به فرداهایی بهتر. تاکیدی است بر فراموش کردن رنج‌های گذشته و امید داشتن به آینده با نوای نی‌لبک باید به فراموشی سپرد غم‌ها را و با تپش مشک زندگی کرد، کار کرد، تولید کرد و اقتصاد ایل را رونق بخشید. باید مرهمی بر زخم‌های دائمی و کهنه گذاشت.
«ایل بار»، پژواک هنری مقاومت و نبرد قوم ماست در گذرگاه‌های پر درد و رنج تاریخ، صدای امید تباری است سرافراز که به‌رغم دشواری‌ها، همواره راه امید را در پیش گرفته.
آرزوی سرافرازی و سربلندی برای فرهیخته‌ی مردی داریم که به هواداری تبار تاریخی‌اش رنج سفرهای دور و دراز را بر خود هموار نموده تا برگ زرینی بر افتخارات آنان بیفزاید.
زاد روز استاد را گرامی می‌داریم و دعای تباری را بدرقه راهش می‌کنیم.

  الهی
در این چمن چو در آید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی قامت بلند ما مباد!

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004