شما اینجا هستید: خانهفرهنگدل‌ها بیش‌تر به روزِ نو محتاج‌اند

دل‌ها بیش‌تر به روزِ نو محتاج‌اند مطلب ویژه

پنج شنبه, 02 فروردين 1397 ساعت 16:32 شناسه خبر: 3420 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

آفرین پنهانی- سیمره: آخرین عطسه‌ی زمستان از دهان روز می‌پرد. چیزی نمانده تا بهار و میهمان شدن عمو نوروز تا با شمایلی از شکوفه‌های دانه نشده، خودش را بریزد توی شهر. چیزی نمانده تا خستگی یک سال را در آخرین بقچه‌ی ننه سرما نهان کنیم برود برای همیشه خودش را گم کند، مبادا دوباره بزاید در جیب زمین، درجیب روزهای‌مان.


نوروز باستانی؛ نشان‌گر خیلی چیزهاست. یادم می‌آید بچه که بودیم عید برای‌مان معنای خاصی داشت. بوی خاصی داشت. رنگ داشت. لبخند داشت. شکوفه و مهربانی داشت. و از همه مهم‌تر باهم بودن و درکنار هم بودن داشت. مادران‌مان به شوق دیدار کسانی که در زندگی‌شان بودند حتا آن‌ها که دورتر بودند یک ماه پیش از آمدن نوروز همه چیز را از آلودگی پاک می‌کردند. به همه چیز با شوقی افزون می‌نگریستند. لباس نو، نگاه نو، لبخندهایی که طعم تازگی می‌داد، سفره‌هایی که غنی و فقیر نمی‌شناخت. دست‌‌هایی که به مهربانی به سوی هم دراز می‌شدند. دل‌هایی صیقل زده که هیچ زنگاری اجازه‌ی ورود به آن‌ها را نمی‌یافت. مهربانی بود. عشق بود. سادگی و صمیمیت بود. دوست داشتن و دوست داشته شدن بود. در هر کدام معنایی فراتر از چیزی که امروز می‌بینیم و می‌شنویم نمود داشت. کم‌تر دلی آلوده به زنگار بی‌مهری می‌شد. کم‌تر دستی آلوده به کجی، لبی به بدی گشوده می‌شد و کم‌تر زبانی به دل‌آزردگی و آزرده کردن خو می‌کرد. این‌ها بودند که روز را نوروز می‌کردند تا زندگی و زیستن در جهان ساختنی‌شان معنایی متفاوت داشته باشد. زیبایی معنا یابد و حس مشترک همه‌ی انسان‌ها یعنی باهم بودن و دوست داشتن‌ها متبلور شود.
به نوروز که عمیق بنگریم و دیروز پدران، مادران و کودکی‌های خودمان، بیش‌تر به عمق معنایی و غنای حضور آن پی می‌بریم. بیش‌تر متوجه می‌شویم چیزی که بهار را از همه‌ی فصول متفاوت می‌کرد تا سرآغازش صدای عمو نوروز باشد و جنب و جوش زن و مرد، پیر و جوان، دل‌های پاک بود و روح‌های روان و رفتار بی‌بدی‌های‌شان در جلوه‌گری فصلی تازه و روزهایی تازه. آن‌ها زمستان پر از رخوت و برودت را پشت سرمی‌گذاشتند. زمستانی که موجب می‌شد دور از هم درکنج خانه بخزند و از شانه‌ی اتاق‌شان تنهایی و فاصله‌ها فوران کند، مهربانی و باهم بودن‌شان را به لکنت بیندازد. تاب این برای‌شان آسان نبود. آسان نبود که بدون هم و دورازهم روزگار بگذرانند. به همین منظور عاشقانه به پیشواز بهار می‌رفتند تا دیگر بار دست در دست هم زندگی را سرودی دیگرگونه سردهند. ره‌آوردی چه بهتر از این تا فصلی که زایش و رویش در کنه ذاتی اوست، روح جاودانه‌اش برجان زندگی نیز بدمد و زایش و رویشی دوباره و چندباره در سرشت آدمیانش جلوه‌گر شود.
نوروز؛ روزنو، روزهای نو، بهانه‌ای می‌شد تا دست هم را به دوستی بفشارند. کمر همت‌شان درکمند زخم‌ها و تلخندها خم نشود. شورآفرین باشند و شادی‌بخش محفل هم دیگر ولو کوچک. ولو اندک و مهربانی از سروکول خانه بالا برود. در کوچه و خیابان راه بیفتد و خودش را جار بزند: که انسان راز شگفت خوبی‌ها و زیبایی‌هاست.
این روزها که سادگی و صمیمیت کم‌رنگ، دل‌ها آزرده از چشم بی‌نگاه، لب‌ها به سختی گشوده به ناز ترنمی، دست‌ها به اکراه از بغل بیرون آمده، نگاه‌ها پر از شماتت لج‌بازِ فاصله‌‌خیز، دوستی در مجاز غیرحقیقی گم، عشق در دروغی بزرگ به اشتراک گذاشته شده، زندگی از سرودن و سروده شدن به تنگ آمده، کوچه بوی تلخ تنگنای بی‌نفسی، خانه‌ها در آرزوهای بدون سقف، خیابان‌ها مملو از خشک‌سالی، لبریز از جار زدن‌های بیهوده، شهر بی‌دست و بی‌صدا شکلی ناموزون از کاریکاتورهای طنز تلخ، راه رفتن‌ها در کریدورهای پر اضطراب قرن مدرن؛ این روزها؛ دل‌ها بیش‌تر به روز نو محتاج‌اند. به دل‌های‌مان رجوع کنیم که برای هم نمی‌تپند. به دست‌هایی که خیلی وقت است به سمت هم کشیده نمی‌شوند. به صداهایی که در سکوت سرد قندیل بسته‌ی لب‌هامان به زمهریر نشسته در دامان شب، به سرودهای ناسروده‌ی زیستن در جهان انسانی‌مان، و بی‌رحمی جهانی که در پیپ مدرنیته و پسامدرن «ها» می‌شود در زمستانی به نام انسان امروز...
نوروز امسال را متفاوت ببینیم. متفاوت شروع کنیم. از دریچه‌ی آن‌چه که جهان انسانی را معنایی فراتر از امروز، فراتر از بودن، فراتر از آن چه بوده و گذشته در روزهای رفته‌مان؛ بنگریم. خودمان را و جهان انسانی‌مان را بسازیم. رسالت ما به عنوان انسان همین است که بگوییم: ما برای ساختن آمده‌ایم. برای ساخته شدن آمده‌ایم. ما از فصلی در میان همه‌ی فصول زاده شده‌ایم به نام نیکی و مهرورزی، روز و ماه و سال‌ها بهانه‌ای برای استحکام این ساختن است...

*روزنامه‌نگار و عضو هیئت مدیره خانه‌ی مطبوعات لرستان

** منبع: سیمره‌ی 445 (96/12/26)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004