شما اینجا هستید: خانهفرهنگکَت و گُلوَنی*

کَت و گُلوَنی*

چهارشنبه, 15 فروردين 1397 ساعت 09:10 شناسه خبر: 3435 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره- دکتر سیامک موسوی اسدزاده: این قطعه را تقدیم می‌دارم به مادرِ سببی‌ام؛ بانویِ گرامی؛ خان‌زاده حاجی‌تاج مُرادی. با آرزوی تندرستی برای خود و خانواده‌ی عزیزش.


صدایِ سُرنايِ «حیجالی»1  با صدايِ «كِلِ»2  زنان و هلهله‌ي مردانِ «بازِنَه»3 درآميخته
از دور به گوش می‌آید،
شانه‌ی چوبی تاب می‌خورد
بر موج‌موجِ گیسوانِ «داآ»4.
 ابرهایِ روشن «دِ وَرِ»5 «اَفتآو»6
«دَس‌ می‌گیرد»7
و رنگارنگِ شیشه‌هایِ«پنج دری» را
بر دامانِ داآ
می‌رقصاند
و من هوس می‌کنم، هوس
تا رنگ برچینم از دامانش.
درِ «یَخ دو»8 را که می‌گشاید، داآ
گل‌های رنگوارنگِ «کَت» و «گُلوَنی»
رخ می‌نماید.
«نرمه بادِ»9 اسفند
گویی بویِ گل‌هایِ بهار به مشامش رسیده،
از پنجره‌ی پنج‌دری
ناخوانده به درون می‌آید
و نازکایِ کت و گلونی را در آغوش می‌کشد و مي‌بويد و می‌گذرد.
«دووآت»10 است امروز
«شیری‌جو»11 دخترِ «می‌می»12 «گل‌بانو»
عروس می‌شود.
داآ؛
عرق چينِ «طَلَسم» 13 را بر‌سر مي‌گذارد و دو طَلَسمِ زرين، بر دو گونه‌اش آويخته مي‌گردد
آن‌گاه كَتِ «قوس و قزل»14 را به‌سر مي‌كشد و
سه گلونّيِ «مُشک و زعفرانی»15 را
كنارِ هم تاب داده
و با انگشتانِ نازک و حنایی‌اش،
تاهایِ آن‌را پهلو به پهلو
چونان «هشتاپلی»16
در کنار هم می‌نشاند
و در برابرِ آینه
بر گردِ  سر می‌پیچاند.
طُرّه‌اش را از زيرِ سربند، بيرون مي‌كشد
تاب مي‌دهد و تُكِ آن را به زيرِ سربند فرو مي‌برد
وه!
آبیِ زلالِ چشمانش خیره به آینه
یا نه؛ آینه خیره در زلالِ چشمانش!
داآ «سَرساوه»17یِ «کولارِمونش»18 را بر ‌سر «سخت و سُس»19 می‌کند
و پَرِ «ترَّ»20 را بر «كلنجه»‌21ی مخملينِ «تيل تيلي»22 روان،
چشمان را «سرمه ریز»23 و دو زلفِ حنایی را در دو سویِ صورت، رها
و گوشواره‌هایِ «شُراوه ایِ»24 «زنگ پياله»ي نقره‌ایش را هویدا می‌سازد.
...
پاي مي‌كوبند «بازنه‌»25ها
با تپشِ دُهُل
تاب مي‌خورد دستمال‌ها
با نفسِ ساز
دخترکانِ شاد و مست، کِل می‌کشند.
داآ، لبخند بر‌گوشه‌ی لب می‌گیرد،
آبیِ چشمانش را می‌گرداند؛
به پابازیِ بازنه‌ها
و مشت‌های درهم حلقه‌، که پایین و بالا می‌رود، با نغمه‌ی ساز 
و رنگين‌كمانِ دستمال‌ها در آسمان
و برقِ «ليره‌»26يِ «كلنجه»ها.
«سازِنَه پُف‌کو دِ سازت تا بشینَه دُو کَوَر
تا تمومِ لُرِسو همه بواِن وا خِوِر»27
«حِجالی» در ساز می‌دمد: «عروس‌بَران» را
و نغمه‌اش، چونان پیکی خوش‌خرام، می‌رود تا بلندایِ «کَوَر»
و باز می‌گردد تا پهنه‌ی پر برفِ «هشتاپلی»
و باز می‌خرامد تا «ریمِلَه»28 و «گرّین»29 ‌...
و داآ شادمانه دست در جیب کرده و اسکناس شاباش در ‌می‌آورد.

پی‌نویس‌ها:
  * کَت [kat]: سربندِ اَلوانِ  زنان لُر (باتیک)، در اندازه‌ی کوچک.گُلونی [golvanni]: سربند سیاه یا الوان زنان لُر (باتیک)، که قدری از کَت بزرگ‌تر است.
1- حِجالی‌ [hejâli]: مخفف اسمِ حاجعلی؛ روان‌شاد، استاد «حاجعلی نجاتی»، نوازنده‌ی متبحرِ سُرنا در لرستان.
 2- کِل [kel]: صدایی که حاصل حرکات منظم و سریع زبان در دهان است. هلهله.
3-  بازنه [zenaâb]: رقصنده.  سُزه سُزه [soza soza] : نام آهنگی است با متر مشخص، که لُرها بر پایه‌ی ریتمِ آن، رقص «سه پا» را اجرا می‌کنند.
4- داآ [ââd]: مادر.
5- دِ وَرِ [de vare]: در برابرِ.
6- اًفتآو‌ [aftâow]: ‌آفتاب.
7- دس‌می‌گیرد [das migirad]: می‌رقصد.
8- یَخ‌دو [yaxdo]: صندوقی که درِ آن از طرف بالا باز می‌شود و لباس و یا مایحتاج را در آن، جای می‌دهند. 
9- نَرمَه باد [narmabâd]: نسیم.
10- دووآت [dowwât]: عروسی.
11-شیری‌جو [irijoŝ]: (نام) شیرین‌جان.
12- می می [mimi]: خاله.
13- طَلَسم [talasm]: طلسم. یک جفت زینت‌آلات سیمین یا زرين و پهن زنانه، که به عرق‌چین متصل می‌شود و از سمتِ شقیقه‌ها آویخته می‌شو د و کنارِ گوش‌ها را می‌پوشاند.
14- قوس و قزل [qos-o- qazal]: قوس و قزح، رنگین‌کمان. منظور؛ کَت یا باتیکی که به سانِ رنگین کمان، رنگ های زرد، سبز، سرخ، آبی و سیاه، در آن به کار رفته باشد.
15- مُشک و زعفرانی [moŝk-o- zaafarâni]: گلونی یا باتیکی که در آن رنگ‌های سیاه و زعفرانی به کار رفته باشد.
  16- هشتاپَلی [haŝtâpali]: هشتادپهلو. نام کوهی در جنوب خرّم‌آباد،‌ که در اکثر فصول سال برف بر آن نشسته و شکلِ آن به گونه‌ای است، که از چند «تا» تشکیل شده است. از این رو به آن هشتاپَلی می‌گویند.
 17- سَرساووَه [sarsâowa]: سربند. عمامه‌ای که زنانِ لُُر با استفاده از یک یا چند باتیک، به سر می‌بندند.
18- کولارِِمو [kulâremo]: کپر(آلاچیق) خراب کُن. منظور سربند یا عمامه‌ی زنانه‌ای است، که از فرطِ بزرگی،‌ به سقفِ آلاچیق یا کپر گیر می‌کند و آن را فرو می‌ریزد.
 19- سخت و‌ سُس [saxt-o- sos]: منظور از «سخت و سُس کردن»؛ میزان کردن است.
 20- تَرِّ [tarra]: گُل‌بندی.
21- کُلِنجَه [kolenja]: بالاپوش زنانه، شبیه به کت، که از مخملِ رنگی دوخته و یراق دوزی می‌شود و گاه به آن سکه می‌آویزند.
22-تيل تيلي [tiltili]: راه‌ره و رنگارنگ.
23- سُرمَه ریز[sormaryz]: سُرمه‌ی غلیظ  کشیدن به چشمان.
24- شوراوِه‌ای [ŝorâowei]: گوشواره‌ای که متعلقاتِ آویخته دارد. آویز، مثلِ آبشار.
25- بازنه [bâzena]: رقصنده.
26- لیره [lyra]: سکه‌های نقره‌ای که زیبِ کلنجه زنان است را لیره می‌گویند.
27-[sâzena pof ko de sazet tâ baŝina du kavar
Tâ tamome loreso hama bouan vâ xavar] : سُرنا‌نواز! بدم در سازت، تا صدایش در «کبیر‌کوه» طنین انداز گردد و همه‌‌ی لرستان از این سرور و شادمانی باخبر شوند.
28- ریمِلَه [rimela]: منطقه‌ای در شمال شهرستان خرم‌آباد.
29- گرّین [garrin]: نام رشته‌کوهی در شمال استان لرستان.

*چاپ شده درسیمره شماره‌ی 445(26 اسفندماه 96)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004