شما اینجا هستید: خانهفرهنگکوتاه نگرشی بر(جهان آشفته،بدون ماه،بدون تو)مجموعه شعر آزادمرجان مردانی

کوتاه نگرشی بر(جهان آشفته،بدون ماه،بدون تو)مجموعه شعر آزادمرجان مردانی

یکشنبه, 06 خرداد 1397 ساعت 10:07 شناسه خبر: 3564 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره- حشمت‌الله خالقی: شعر گذاره‌ی آتشفشان اندیشه‌ی هر شاعر است و شاعر قاصد پیامی از آن‌سوی خیال است که به ایشان رسیده است، خیالی پر از آرایه‌هایی که باعث پیوند واژه‌ها و از این پیوند زیبا، کلامی به‌نام شعر متولد می‌شود. غرض از این اندک مقدمه، گریزی است به مجموعه‌ی شعر آزاد سرکار خانم مرجان(ژاله) مردانی. 

 


گریزی به اشعار شاعری که در فضای انجمن ادبی ارشاد خرم‌آباد، در حالی که بنده مجری جلسه‌ی مذکور بودم با ایشان و شعرشان رسماً آشنا شدم. آن‌چه که در سرایش شعر دست‌گیرم شد، پروازی شاعرانه در فضایی طبیعی بود، فضایی که معرف حوزه‌ی جغرافیایی و اقلیمی شاعر است. آن‌ هم در سروده‌ی ایشان با عنوان (ایلیاتی) که شاعر در این سروده غرور خاص عشیره‌ای خود را یدک می‌کشد و کمر همت را برای مبارزه با بیگانگان می‌بندد، شاید اشاره به حمله‌ی مغول در زمان اتابکان لر باشد:
زنی ایلیاتی‌ام و خرم‌آباد شهر من است
دست‌هایم را بر بام قلعه‌اش برافراشته‌ام
هیچ سربازی قبیله‌ی مرا فتح نمی‌کند
ژاله مردانی هم‌پای مردان قبیله‌ی خود غیرتش را جار می‌زند و تهمینه‌ای دیگر در شاه‌نامه‌ی فرهنگ ایلیاتی خود می‌شود. در جای دیگر چنان عاشق می‌شود که زلیخا را خط می‌زند، یوسف را پشت سر می‌گذارد و یعقوب را به مهمانی چشمان خود می‌خواند.
 آن‌قدر عاشقم که هیچ زلیخایی به پایم نمی‌رسد
هیچ یعقوبی!
آتش‌فشانی در گلویم می‌ریزد
من صدای چاهی هستم که ناله‌های یوسف را
در خودم گم کرده‌ام
عطش زلیخا را در خود گم کرده‌ام
در دیگر سروده‌ای، جنگل را در زیر پوست خود به نظاره می‌نشیند، شک نیست در چنین فضایی بکر، پرواز اندیشه‌اش برای سرایش شعر به ثمر می‌نشیند، جنگل را سمبل بیداری و برافراشتن پنداشته، چه زیبا تصویری:
جنگل زیر پوستم جوانه زده است
درخت زیر زبانم جوانه زده است
زیر بال تو خانه ساخته‌ام
زیر بال تو شاعر شده‌ام...
و گاهی تضاد اندیشه‌ای را که امروز بین مردم موج می‌زند به تماشا می‌نشیند، چه تماشایی می‌شود این قصه‌ی فیل و فنجان:
من و تو
که هیچ‌گاه در یک خط حرکت نمی‌کنیم
به موازات هم نیستیم
شاعر فاصله‌ها را در شعرش به تصویر می‌کشاند و از سردی با هم بودن و از خستگی خودش در هاله‌ای از تنهایی فریاد می‌زند و شعر را هم دیگر تسکین نمی‌دهد، خط می‌زند:
من از هجوم تو، از هجوم تنهایی
به شعر پناه می‌برم
و شعر خسته‌تر ازآن است-
که شانه‌ای برای تنهایی‌ام باشد
در جای دیگر، نقاشی چیره‌دست می‌شود و این‌گونه واژه‌ها را روی بوم خیالش مجسم می‌سازد:
دستانم را برای چیدن ستاره‌ها دراز می‌کنم
ماه باردار است
و من پشت در آسمان انتظار می‌کشم
خودت را نشان بده
ابرها را کنار بزن، کمی مرا ببار
در اندیشه‌ی شاعر چه می‌گذرد، نمی‌دانم. گاهی می‌خندد، لحظه‌ای دیگر می‌خروشد و گاهی بر گرده‌ی گریه می‌نشیند. شک نیست که فضای پیچ در پیچ و مبهم زیست‌محیطی خود را پَر می‌زند و نقاش انسان‌هایی می‌شود که نبض‌شان برای با هم بودن نمی‌زند، دلشان از بی‌عاطفگی قندیلی چند هزار ساله شده است:
جاده‌ها، کوهستان
همه‌ی بهانه‌ها-
نرسیده به تو-
قندیل شده‌اند
وسعت اندیشه‌ی شاعر  برای سرایش وسعتی نامحدود است، از زادگاهش در شعر دفاع می‌کند، زن را در مبارزه با ناملایمات زندگی کم‌تر از مرد نمی‌داند، اسطوره‌ی زنان شجاع چونان «قدم‌خیر» در شعرش مجسم می‌نماید، ولی صرف نظر از آن‌چه گذشت، شاعر می‌توانست ویرایش بیش‌تری از لحاظ دستوری و زمانی روی اشعارش انجام دهد و اگر بعضی از شعرهای ایشان را کالبدشکافی کنیم از نظر محتوا و پیام هم‌سو می‌باشند، اکثر سروده‌های خانم مردانی به زمستان، یخ‌بندان و بارش ناملایمات ختم می‌شود. خانم مردانی شاعری تواناست. با آرزوی موفقیت این شاعر بزرگ و زیبا اندیش.

*چاپ شده در سیمره 452(5 خردادماه 97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004